پارت پنجاه و چهارم :

حامی با حسرت و تأسف به پیشونی‌اش کوبید و گفت: «نرفت،دزدیدنش! آمد به سرم از آنچه می‌ترسیدم!» بعد یقه‌ی مسعود رو گرفت گفت: «چی می‌شد اگه دستمو ول می‌کردی؟ازت کم می‌شد؟!»
مسعود که دیگه خیالش راحت شده بود گفت: «حالا که چیزی نشده.»
حامی: «چیزی نشده؟! ارزش مادی‌اش به کنار،می‌دونی ارزش معنوی‌اش چه‌قدر بود؟»
مسعود با یه حرکت دست‌های حامی رو کنار زد و گفت: «نه نمی‌دونم ولی می‌تو

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۷ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۴۱۲ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • Zar

    0

    واقعا کالکشن هیچ کسان ی چیز دیگست دوستانی هم ک نقد میکنن ی سری ابعاد داستان رو، حس میکنم خوب نخوندنش چون گره ای تو داستان نبود ممنون از sober عزیز❤️

    ۴ ماه پیش
  • عاطفه

    0

    یک نقد دیگه اینکه شوخی های داستان آبکی شده. جن گوشه اتاق ایستاده و جایی که نویسنده ترس یا اظطراب یا هرچیزی که مناسب صحنه باشه رو القا بکنه، شخصیت ها گوشه دیگه اتاق 45 دقیقه دارن باهم شوخی میکنن . ولی خب در کل ... کار روی این مجموعه رو ادامه بده چون خاصه . امیدوارم یه روز این مجموعه رو چاپ بکنی

    ۵ ماه پیش
  • sober | نویسنده رمان

    البته اون جن نبود ولی بازم ممنون از نقدت❤️ داستان زیادی کش اومد و خودمم علاقه‌ای نداشتم.وقتی زورکی ادامه پیدا کنه کیفیت پایین میاد.

    ۵ ماه پیش
  • عاطفه

    1

    نویسنده عزیز، ممنونم بابت رمان جالبت ... فقط یسری نکته در قالب نقد بهت میگم، اونم چون این مجموعه رو دوست دارم. توی نوشتن داستان ، باید یک رشته اصلی وجود داشته باشه و اتفاق های فرعی دور اون رشته پیچیده بشه، چیزی که توی هیچکسان 1و2و3 بود ولی دیگه نیست .داستان پر شده از دیالوگ و اتفاق های رندوم بی ربط

    ۵ ماه پیش
  • sober | نویسنده رمان

    سلام،ممنون که خوندی و سپاس از نقدت ❤️ هسته‌ی اصلی داستان طلسم بود و فرعی‌ها،موجودات منفی‌ای که جذب می‌کرد.ولی خب احتمالا من بد نوشتم،متاسفم.

    ۵ ماه پیش
  • ارغوان

    0

    بله بازه من خیلی دنبال رمان سهره (پسران بد ۳) هستم ولی نمی دونم از کجا میتونم تهیه کنم میشه راهنماییم کنید🥺😔

    ۷ ماه پیش
  • ارغوان

    0

    شادی عزیزم من ای دی تلگرامتون رو متاسفانه هرچقدر زدم داخل *** پیدا نکردم

    ۷ ماه پیش
  • sober | نویسنده رمان

    مگه تل بازه؟ خودمم دسترسی ندارم ⁦ಠ⁠﹏⁠ಠ⁩

    ۷ ماه پیش
  • ارغوان

    0

    چرا قشنگ توضیح ندادید که اون شب کجا رفتن که ساختمان های فرق داشت و چجوری برگشتن

    ۷ ماه پیش
  • sober | نویسنده رمان

    ابعاد مختلف این دنیا مثل صفحات کاغذ،با فاصله‌ی کم کنار هم قرار گرفتن.به خاطر طلسم دست بهراد،شخصیتا وارد نزدیک‌ترین بُعد به دنیای خودشون شدن.

    ۷ ماه پیش
  • ارغوان

    0

    خیلی دوست دارم بدونم که چه جوری از اون بُعد خارج شدن؟!مرسی از رمان های قشنگ تون عالین دختر بی نظیر 😍

    ۷ ماه پیش
  • sober | نویسنده رمان

    به کمک هاموس.ممنون از شما ⁦╰⁠(⁠^⁠3⁠^⁠)⁠╯⁩

    ۷ ماه پیش
  • بهار

    0

    خیلی خوب بود خسته نباشی

    ۷ ماه پیش
  • sober | نویسنده رمان

    ❤️❤️❤️

    ۷ ماه پیش
  • فریماه

    0

    ای بابا پس بقیه پارتا کو نمیشه ک همش نصفه ول کنین

    ۷ ماه پیش
  • آرتمیس

    1

    شیپ بهراد و مسعود🛐🛐🛐🛐🛐

    ۱۱ ماه پیش
  • نینی

    1

    اوف من که آبسسد قلمت شدم ، رو همه ی داستان ک افراد هیچکسان کراش زدم ، با اینکه شب ها خوابیدن برام سخت شده اما با سمجی تمام به خوندنش ادامه میدادم چون به هیچ عنوان حوصله سر بر نبود ، و دیالوگ های بین بهراد و دوستان برام بسیار جذاب بود . امیدوارم جلد ششم قوی تر از همه ی قبلی ها باشه و پر از سوپرایز♡

    ۱ سال پیش
  • نینی

    1

    و صد البته بسیاری از سوالایی که تو این جلد پنجم و جلد های قبلی برام پیش اومده حل بشه

    ۱ سال پیش
  • فاطمه

    0

    چی،من متوجه نشدم،یعنی روح لکه دار فقط همینقدر بود،ولی تو تلگرامت رو زده بودین روح لکه دار ۲۷۵ صفحه اس

    ۱ سال پیش
  • Zeo

    1

    تموووووم شد؟؟؟؟ نههههههههه😭😭😭😭 من به خوندنش هر شب عادت کرده بودم😭🥺 جلد ششم کی شروع میشه؟

    ۱ سال پیش
کپی شد!