دوست داشتی؟
رمان ترسناک و فانتزی, رمان هیچکسان 4 ریونیز, نویسنده sober شادی احمدی

رمان هیچ کسان 4 (ریونیز)

  • به قلم sober
  • 29 پارت
  • تمام شده
  • زبان فارسی
  • 108.7K 👁
  • 683 ❤️
  • 356 💬
خواندن پارت اول

خلاصه رمان ترسناک هیچ کسان 4 (ریونیز)

در جهانی که گذشته هیچ‌گاه به‌راستی دفن نمی‌شود، بهراد پس از کناره‌گیری از زندگی ماورایی، تلاش می‌کند در کنار دوست قدیمی‌اش، سورن، مسیر تازه‌ای را در دنیای وکالت آغاز کند. اما آرامش ظاهری او یک مراجع قدیمی در هم می‌شکند؛ اتفاقی که ردپای آن تا اعماق آینه‌ها و سایه‌هایی آشنا کشیده می‌شود. رابطه‌ی پیچیده‌ی او با گذشته، طلسمی ناخواسته، و حضوری که نباید وجود داشته باشد، همه‌چیز را دگرگون می‌کنند. ریونیز داستان سقوط آرام در ورطه‌ای تاریک است؛ جایی میان قانون و هرج‌ومرج، میان حقیقت و توهّم.

پارت اول

یه لحظه هم نمی‌تونستم چشم از خیابون بردارم.داشتم از نگرانی می‌مردم.ساعت نزدیک یازده بود اما هنوز از مسعود خبری نبود.استرس امونم رو بریده بود.با وجود بارون شدید همچنان پایین پله‌های ورودی ساختمون دادگستری ایستاده بودم.هر چی به مسعود زنگ می‌زدم گوشی رو برنمی‌داشت.همه‌ش با خودم می‌گفتم نکنه توی راه تصادف کرده یا قبل از حرکت اتفاقی براش افتاده! همین لحظه بود که طرف دعوامون رو از اون سمت خیابون دیدم.با اون ظاهر غلط انداز و سبیل‌های کلفت،از فواصل خیلی دور هم قابل شناسایی بود.به محض دیدن‌اش دویدم و خودم رو پشت یکی از ستون‌های سفید جلوی دادگستری پنهان کردم.اعتراف می‌کنم که به شدت از اون یارو می‌ترسیدم و ترجیح می‌دادم وقتی کنار مسعود نیستم خودم رو مخفی کنم.خصوصا بعد از این‌که تهدیدم کرد که سر به نیستم می‌کنه. درباره‌ی این موضوع چیزی به مسعود نگفتم چون می‌دونستم عواقب خوبی نداره.نمی‌خواستم به خاطر یه پرونده‌ی مِلکی،عموی بی‌اعصابم رو بفرستم بالای دار.
یارو من رو ندید و با قدم‌هایی تند وارد ساختمون دادگستری شد.بعد از رفتن‌اش از پشت ستون بیرون اومدم و دوباره به پایین پله‌ها برگشتم.چند ثانیه بعد ماشین مسعود اون طرف خیابون متوقف شد.هر چند هنوز پیاده نشده بود اما مطمئن بودم که ماشین خودشه.پیاده که شد بالأخره تونستم نفس راحتی بکشم.چیزی به شروع دادگاه نمونده بود.
وقتی بهم رسید بدون این‌که سلام کنم پرسیدم: «کجا بودی؟ داشتم از نگرانی می‌مردم!»
با عصبانیت گفت: «به قول خودت اگه نمی‌اومدم هم خبر مرگ‌مو برات می‌آوردن!»
تازه متوجه عصبانیت‌ش شدم ولی دلیل‌ش رو نپرسیدم.همین‌طور که به سمت ساختمون می‌رفتیم گفتم: «حداقل گوشی‌تو جواب می‌دادی!»
گفت: «حواسم نبود موبایل‌مو جا گذاشتم.»
ورودی ساختمون اتاق نگهبانی و تحویل موبایل بود.من خیلی سریع موبایلم رو تحویل دادم.
نگهبانِ آقا به مسعود گفت: «لطفا موبایلتونو تحویل بدین.»
مسعود با کلافگی گفت: «گوشی همراه‌م نیست.»
نگهبان: «کیف‌تون رو باید بگردم.»
مسعود کمی عصبانی‌تر شد و گفت: «ببین ما عجله داریم، متوجه‌ای؟ اصلا واسه چی می‌خوای بگردی؟»
نگهبان: «من این‌جا مسئولم.از کجا بدونم بمبی چیزی همراه‌ت نیست؟»
مسعود با کلافگی گفت: «من اگه بمب داشتم همین‌جا،همین لحظه خودم و تو و اینو (اشاره به من) منفجر می‌کردم!»
ظاهرا نگهبان تحت تأثیر منطق نابودکننده‌ی مسعود قرار گرفت و بدون بازرسی اجازه ی ورود داد.
داشتیم وارد می‌شدیم که مسعود ازم پرسید: «می‌دونی کدوم اتاق باید بریم یا دو ساعتم باید این‌جا علاف بچرخیم؟»
گفتم: «آره می‌دونم.شعبه ی دو.»
مسعود: «اون یارو هم اومده؟»
«آره چند دقیقه‌ی پیش اومد.»
مسعود در حالی‌که نگران به نظر می‌رسید گفت: «نمی‌دونم کار درستی کردم عقل‌مو دادم دست شماها یا نه!»
«حالا که دو دقیقه مونده به دادگاه شک کردی؟»
مسعود: «از اولش شک داشتم برای همین دیشب به یکی از دوستای قدیمی‌م که وکیله زنگ زدم.اون بهم گفت این یه حکم استثنائیه و احتمال برنده شدن‌اش خیلی کمه.»
«ولی سورن مطمئن بود که می‌شه.قبلا هم با قاضی حرف زده اون هم گفته ما برنده می‌شیم!»
مسعود چشم‌هاش رو تنگ کرد و نگاهی پر از شک‌وتردید بهم انداخت.من هم مثل مسعود از اول به این قضیه شک داشتم و اون لحظه به خاطر حرف‌های مسعود ترس بدی به جونم افتاد.در واقع سورن اصرار داشت که این پرونده رو تشکیل بدیم.چون من و سورن بدجور به بی‌پولی خورده بودیم و آه در بساط نداشتیم و برای این‌که پروانه‌مون باطل نشه از اختلاف مسعود با همسایه‌ی جدیدش استفاده کردیم و مبلغ زیادی رو به عنوان حق‌الوکاله و تمبر از مسعود گرفتیم.این موضوع باعث شد مسعود و همسایه‌ی جدیدش حسابی با هم درگیر بشن و این وسط خود من هم تهدید به مرگ شدم.حالا اگه دادگاه رو می‌باختیم من و سورن حسابی توی دردسر می‌افتادیم!
متأسفانه دادگاه بدتر از چیزی که تصورش رو می‌کردم پیش رفت و چرت‌وپرت‌گویی‌ها و حرف‌های بی‌ربط اون مرتیکه باعث عصبانیت مسعود می‌شد.چندبار هم نزدیک بود بین‌شون درگیری پیش بیاد.با بدبختی تونستم جلوی دست به یقه شدن‌شون رو بگیرم.لایحه‌ای که از قبل آماده کرده بودم رو تحویل دادم و از دادگاه بیرون اومدیم.در واقع قاضی گفت لایحه‌تون رو بدین و برید.به زبون ساده بیرون‌مون کرد.

بیشتر بخوانید

آخرین پارت های ارسال شده

عضویت در رمان
عضویت در رمان رایگان بخون!

میتونی این رمان رو با دریافت سکه، رایگان بخونی!!

عضویت در رمان
عضویت در رمان هنوز عضو رمان نشدی؟

برای اینکه بتونی این رمان رو بخونی باید عضو رمان بشی. پس همین الان روی دکمه زیر ضربه بزن تا درخواستت ارسال بشه.

نظرات رمان هیچ کسان 4 (ریونیز)
  • آرامش

    0

    چطوری میتونم بقیه پارتارو بخونم دقیقا چیکار باید بکنم نویسنده عزیز ممنون میشم راهنمایی کنید.

    ۵ روز پیش
  • بارمان

    0

    این رمان آفلاین میشه ؟

    ۷ روز پیش
  • رضا

    0

    نوشته فقط تا آخر روز میتونید استفادش کنید بیشتر از ۲۰۰ تا هم نمیتونم جمع کنم میشه کمکم کنی ؟

    ۱ هفته پیش
  • sober | نویسنده رمان

    اگه می‌خواید سکه‌هاتون از بین نره باید عضویت رمان رو خریداری کنید.اگه با جمع کردن سکه پارت‌ها رو باز کنید،بعد از ۶ روز پارت‌ها قفل میشن ولی در خرید عضویت اینجوری نیست و پارت‌ها همیشه باز می‌مونن🏵️

    ۱ هفته پیش
  • رضا

    0

    ببخشید ۲۰۰ تا داشتم نمیدونم برا چی اشتباه اومده یعنی نمیپره دیگه ؟ من خیلی به رمان های شما علاقه دارم اولین رمانی هم که خوندم هیچکسان بوده ولی نتونستم این ها رو بخونم امید وارم بتونم با جمع کردن ۴۰۰ سکه بتونم ریونیز و بقیه رو بخونم 🤲🏻

    ۱ هفته پیش
  • رضا

    0

    میشه لطفا کمکم کنید من ۴۰ تا سکه داشتم ولی امروز همش پریده باید چیکار کنم ؟

    ۱ هفته پیش
  • sober | نویسنده رمان

    دوباره جمع کن 🥲

    ۱ هفته پیش
  • آی نور

    0

    چرا جلد ۴و۵و۶ رو داخل این برنامه نذاشتی؟

    ۱ ماه پیش
  • sober | نویسنده رمان

    داخل برنامه هست.روی پروفایل من کلیک کنید می‌بینیدشون.

    ۱ ماه پیش
  • مبینا

    در پارت 290

    بهترین رمان ترسناک دنیا با بهترین قلم متعلق ب شماست . عاشق شخصیت های رمان و طنز قوی و فضاشم

    ۱ ماه پیش
  • sober | نویسنده رمان

    لطف دارین 😘

    ۱ ماه پیش
  • alireza

    0

    یه سوال : درامد نویسندگی خوبه ؟ اگه خوبه که منم برم نویسنده شم

    ۲ ماه پیش
  • sober | نویسنده رمان

    حتما این کارو بکنید،اینجوری به خودکفایی هم می‌رسید و لازم نیست بابت خرید رمان‌های دیگران پول بدین.ولی اگه خواننده‌هاتونم مثه خودتون باشن فعععک نکنم درآمدتون زیاد باشه.

    ۲ ماه پیش
  • alireza

    0

    حیف که فعلا پول دستم نیومده وگرنه میرفتم هیچکسان 6هم اشتراکشو میگرفتم

    ۲ ماه پیش
  • alireza

    0

    یه سوال داخل بله قیمتا رو گزاشتید چهار تا رمان با هم میشه 210 هزار تومن یکم زیاد نیست؟ البته شاید وقت و دقت زیادی رو رمان گزاشتید

    ۲ ماه پیش
  • sober | نویسنده رمان

    اگه فکر می‌کنید حقم نیست یا ارزششو‌ نداره،اصلا اجباری در خریدش نیست.داخل همین اپ رمان‌های رایگان هست.می‌تونید اونا رو مطالعه کنید.

    ۲ ماه پیش
  • alireza

    0

    نه من الان رفتم با خودم حساب کتاب کردم و خودمو گزاشتم جای شما الان به نظرم یکم ارزونم هست چون براش زحمات زیادی کشیده شده. چون کلا بین تمام رمانایی که خوندم این یکی از بهترین رمانا وده و اگه بخوایم از نظر رمان ترسناک بگیم محشرهههههههه بهترین رمان ترسناکیه که خوندم . بعد از این هم محله ممنوعه

    ۲ ماه پیش
  • alireza

    0

    حالا که حرف محله ممنوعه شد میگم اگه زحمتی نیست یه رمان ترسناک جدید مثل محله ممنوعه شروع کنید که شخصیت اصلی دورگه باشه . یا اصلا یه داستان متفاوت . شخیصت اصلی یه جن باشه

    ۲ ماه پیش
  • sober | نویسنده رمان

    من تصمیم گرفتم دیگه رمان ترسناک ننویسم.

    ۲ ماه پیش
  • **مرلین

    1

    میتون میک سوال بپرسم چرا هیچکسان ۳ رو پایان باز تموم کردین ؟؟

    ۲ ماه پیش
  • sober | نویسنده رمان

    این‌جا ناقص آپلود شده.پی‌دی‌اف کاملش توی کانالم هست.

    ۲ ماه پیش
  • alireza

    0

    با توجه به رمان هیچکسان 4 و 5 (که میدونم زیاد حوصله نوشتن نداشتی و نسبت به 1 و 2 و 3 یکم افت کرده ولی نسبت به رمانای نویسنده های دیگه هنوزم خیلی خوبه) اگه رمانای تخیلی با چاشنی طنز بنویسی خیلی عالی درمیاد

    ۲ ماه پیش
  • sober | نویسنده رمان

    اینو نزدیک به هزار بار گفتم؛ به شدت از نوشتن جلد ۴ و ۵ و ۶ پشیمونم.اشتباهی وحشتناکی بود که دیگه مرتکب نمیشم.باعث ناراحتی خواننده‌های مجموعه شدم.

    ۲ ماه پیش
  • sober | نویسنده رمان

    لطف دارین.❤️

    ۲ ماه پیش
  • ƒαтιмα

    0

    الان یه کتاب بخوای بخری کمترینش ۵۰۰عه واقعا خیلی قیمت منصفانه ای گفته ۴ ۵ جلد رو ۲۱۰

    ۲ ماه پیش
  • alireza

    0

    من تو بله بهت پیام دادم و واریز کردم برای رمان هیکسان 5

    ۲ ماه پیش
  • sober | نویسنده رمان

    با پولت فرار کردم رفتم آمریکا 😔

    ۲ ماه پیش
  • alireza

    0

    خب نه من چون خیلی ذوق داشتم گفتم زود تر ببینی (شخصیتت واقعا مثل بهراده که همیشه شوخ طبعی تو حفظ میکنی) یه بشکه نفت هم بردار بیر اونجا بفروش با سودش پولدار میشی😅

    ۲ ماه پیش
  • sober | نویسنده رمان

    عوارض خروجش زیاده،نمیشه.

    ۲ ماه پیش
  • مبینا

    در پارت 290

    سلام و خسته نباشید خدمت نویسنده محترم . میشه بدونم فصل پنج رو کِی میتونیم بخونیم؟

    ۲ ماه پیش
  • sober | نویسنده رمان

    سلام.فصل پنج و شش از طریق سایت و اپ در دسترسن.

    ۲ ماه پیش
  • alireza

    0

    شادی (ببخشید زود پسررخاله شدما) تو *** قیمتا همینه دیگه نه چون اگه بخوام مثلا اگه از اینجا جلد 5 رو بگیرم میشه 75 اگه از خودت بگیرم میشه 60 . گفتم شاید رمان نوند هیچکسان که اینجا صد و پنجاهه رو تو بله یا *** قیمت خودت بدی . البته اون 15 تومن فکر کنم برای خود سایت باشه حق الزحمه

    ۲ ماه پیش
  • sober | نویسنده رمان

    هیچکسان ۶ فقط از همین‌جا قابل مطالعه‌ست.

    ۲ ماه پیش
  • سیتاییش هستوم

    0

    و در آخر مرسی برای این اثرت برات موفقیت های بیشتری آرزومندم زیبا✨🩷

    ۲ ماه پیش
  • sober | نویسنده رمان

    ممنون ⁦(⁠◍⁠•⁠ᴗ⁠•⁠◍⁠)⁠❤⁩

    ۲ ماه پیش
  • سیتاییش هستوم

    0

    وای دخترررر من عاشقتم رمان هیچکسان رو من تقریبا سه سال پیش خوندم اونموقع نمیدونستم که یه دختر نویسنده این شاهکاره ولی طوری که همه شخصیت ها مرد بودن و تونستی باهم هندل کنی برام شگفت انگیزه و یجوری با قلم عالی نوشتیش که احساس میکردم خودم کنار بهراد و سورن و مسعودم .اون روز ها بهترین روزای من بودن ..

    ۲ ماه پیش
  • sober | نویسنده رمان

    خیلی لطف داری به این رمان و من❤️

    ۲ ماه پیش
نحوه جستجو :

جهت پیدا کردن رمان مورد نظر خود کافیه که قسمتی از نام رمان ، نام نویسنده و یا کلمه ای که در خلاصه رمان به خاطر دارید را وارد کنید و روی دکمه جستجو ضربه بزنید.

کپی شد!
ارسال نظر دیگران را از نظر خودت مطلع کن
آیدی کپی شد!
درخواست عضویت
هنوز عضو رمان نشدی؟