خلاصه رمان عاشقانه آکادمی ارکیده و خار
ما از یک جنس نیستیم: یکی از خاک و طلا، دیگری از سنگ و شیشه. هرکدام گذشتهای داریم؛ در قصهی او شاید من شرور باشم، اما در روایتِ خودم قهرمان. این داستانِ ماست؛ داستانِ بچههایی با گذشتههای ناهمسان که در یک نقطه به هم میرسند: «آکادمی ارکیده و خار»؛ مدرسهای برای رویاروییِ سیاهی و سفیدی،شر و خیر، و شاید میدانِ عشق و نفرت و نبردهای نابرابر. جایی که همهچیز آغاز میشود. آغازی برای نفرت جدل دوستی و شاید عشق!
آخرین پارت های ارسال شده
-
رمان آکادمی ارکیده و خار - پارت 105
قلبم داشت از جایش درمیآمد. با ضعف چرخیدم… برای لحظهای تعادلم را از دست دادم، اما دستان قدرتمندی بازویم را گرفتند. به لیو زل زدم. همانطور که مرا گرفته بود، با نگاه پر از دردش به مقابلش چشم دوخته بود. لیو مرا به سمت خودش کشید و در آغوشم گرفت. سرم را در سینهٔ پهنش پنهان کردم و با صدای بلند هقهق ...
بروزرسانی در : ۷ روز پیش
-
رمان آکادمی ارکیده و خار - پارت 104
من داشتم در اعماق آب فرو میرفتم. جسمم سبکتر میشد و روح داشت تنم را ترک میکرد. در آن لحظه… در اعماق سیاهی، صدای دختربچهای را شنیدم. صدای خودم بود. ــمامان… چشمهایم را بهسختی نیمهباز کردم. تصویر کودکیام را دیدم؛ با لباس خواب و عروسکی که آن را بغل زده بودم و با وحشت مادرم را صدا میزدم. می...
بروزرسانی در : ۸ روز پیش
-
رمان آکادمی ارکیده و خار - پارت 103
با خشم نگاهش کردم، خم شدم و تختهام را بلند کردم. همزمان به سمت دریا قدم برداشتم. ماسهها کف پاهایم را قلقلک میدادند. مربی، همانطور که به من که وارد آب میشدم چشم دوخته بود، گفت: ــ خیلی با پات به نوک تخته فشار نیاری و وزنت رو روی قسمت جلویی نندازی. برایش سری تکان دادم. با هر قدم انگار حرصم...
بروزرسانی در : ۱۴ روز پیش
-
رمان آکادمی ارکیده و خار - پارت 102
«میرا» *** از آنجایی که من در دورهٔ اول آزمون موجسواری شرکت نکرده بودم و آن روز کل حواسم معطوف هانا بود، آقای ریچارد، مربی موجسواریمان، گفت که باید امروز با پایههای دیگر امتحان بدهم. میشود گفت در بین تمام درسهایم، به موجسواری و سوارکاری علاقهمندم. از این رو مخالفتی نکردم، لباس مخصوصم ر...
بروزرسانی در : ۱۵ روز پیش
برای قدردانی از همراهی شما، هر هفته 1 پارت از رمان پنجشنبهها به صورت رایگان منتشر میشود. از مطالعهی آنها لذت ببرید!
مبینا
در پارت 1050مهم اینه دخترم زنده اس بزنید همو لتوپار کنید😒😌🗿✨
۳۲ دقیقه پیشمبینا
در پارت 1050چه پارت خون آلودی بود 😶🩸
۳۴ دقیقه پیش...
در پارت 260خوشم میاد میرا خجالت نمیکشه و نمیترسه واقعا شجاعه
۲ ساعت پیش۰۰۰۰۰
در پارت 1051واقعا پارت نداریم 🥺🥺😢😢
۶ ساعت پیشNegar
2دیشب خواب می دیدم آکادمی ارکیده و خار سریال شده تو یه شبکه انگلیسی دارن پخشش میکنن. فقط از بازیگر الیان راضی نبودم وگرنه بقیش خوب بود😂
۱۳ ساعت پیشالمیرا
1یعنی مرجان بدون اگه میرا رو میکشتی خون من گردنت میوفتاد. به اندازه کافی سر مرگ آریل تو لالایی پاندورا و امیرمسعود تو هارمونیکا گریه کرده بودم، این سری دیگه خودم و خفه میکردم.
دیروزسارا
2مشتی اسپویل نکن
دیروزساناز
در پارت 260♥️♥️♥️♥️♥️♥️
دیروزHASTI
در پارت 260خیلی خوب بود😁👌🏼👏
دیروزفن مرجان
2این رمان جلد دوم هم داره؟
دیروزالمیرا
1از پسرا بیشتر از همه از لیو خوشم میاد، جذاب لعنتی. بعد میرن و دوست دارم، اونم جذاب لعنتیه. این پارت های آخر هم نسبت به الیان نرم شدم، اونم گزینه آخر به عنوان زاپاس نگه میداریم😁. از بین دخترای هم که میرا عشق زندگیمه، هانا هم کیوت و گوگولیه، اولا اصلا با وانیا حال نمیکردم ولی الان نرم تر شدم.
دیروزالمیرا
در پارت 1051خب ، به پارت گذاری رسیدم و حالا باید در انتظار پارت بعدی باشم😁
دیروز۰۰۰۰۰
در پارت 1052باید در حسرت پارت باشی چون این هفته پارتی نداریم
دیروزالمیرا
در پارت 1052دروغ نگوو😐 یکی نیست به من بگه وقتی جنبه نداری چرا رمان در حال نگارش میخونی، وایسا تموم شه بعدا. الان چجوری تا هفته بعد منتظر بمونم😢
دیروز۰۰۰۰۰
در پارت 1051یعنی کلا دیگه پارت نداریم چون قرار مرجان رمانو بازنویسی کنه گفته بعدا پارت میزاره انشالله یک ماه دیگه 🥺🥺
دیروزالمیرا
در پارت 1051یک ماه دیگه 😶😶. او مای گاد
دیروز۰۰۰۰۰
در پارت 1051کمتر شاید دو هفته
دیروزالمیرا
1جا داره از الیان تشکر کنم که میرا جونم و نجات داد.
دیروز۰۰۰۰۰
در پارت 1052من بدون پارت خوابم نمی بره تروخدا حداقل یک پارت کوتاهم باشه خوبه این انصاف نیست بعد یک هفته پارت نداشته باشیم 🥺😢😩💔
دیروزالمیرا
در پارت 1051خب خداروشکر میرا زنده ست. داشتم سکته میکردم به خدا
دیروز

مبینا
در پارت 1050قسمت دردناکش میدونی کجاس اینکه تازه یادم اومد این فصل تموم شده و یک ماه باید صبر کنیم 😐🕳️ من برم خودمو بندازم تو چاه