دوست داشتی؟
رمان عاشقانه

رمان پیانولا

  • 1.7M 👁
  • 8.1K ❤️
  • 11.2K 💬

بگذار دستانت به آرامی نوازشم کنند. نُت به نُت تنم را در آغوش بگیرند و تمام مرا بنوازند. من برای تا ابد نوازش شدن به دست تو کلاویه‌ات می‌شوم. به شرط آن که، تو نوازنده‌ام باشی. مثل کلاویه‌های پیانو سیاه بود، سیاه. مثل کلاویه‌های پیانو، سفید بود، سفید. نُت به نُت، من او را از بر بودم و او مرا، من بدون او یک پیانوی بی‌صدا بودم و او‌ بدون من، بدون من… او همیشه بود، حتی بدون من حتی بدون من. خزان، دختری که سال‌ها روزگارش جنس پاییز بود، روحش زرد و مچاله و جسمش مانند برگ‌های زخمی و خش خورده. خو گرفته در عمارتی که سال‌هاست بویی از زندگی نبرده‌است. فقط خودش بود و یک پیانو، تا این که او آمد، آمد تا بر خزان ببارد یا شاید هم بتازد! آمد تا خزانش را سبز کند و یا…

بیشتر...

سلام به تمام خوانندگان عزیز
توجه داشته باشید که این رمان دارای قرارداد چاپ بوده و با مجوز نویسنده، به مدت محدود در بخش آفلاین قرار گرفته است.

1
۸۰۷ روز پیش

2
۸۰۷ روز پیش

3
۸۰۷ روز پیش

4
۸۰۷ روز پیش

128
۴۴۸ روز پیش

129
۴۴۸ روز پیش

نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را برای این رمان ارسال کنید. لطفا ابتدا اپلیکیشن را نصب کنید و سپس اقدام به ثبت نظر کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • Mahdis

    0

    همیشه نویسنده مورد علاقم میمونی🙂🩶

    دیروز
  • هستی

    0

    مرجان عزیزم این رمانت هم مثل همه رمان هات عالیه زیبا بود قلمت سبز استوار

    دیروز
  • سحر

    0

    عالی و زیبا بود،قلمتون مانا

    ۲ روز پیش
  • نازی

    0

    مرجان تو بهترینی، امیدوارم هرجای این جهان هستی حال دلت خوب باشه🥲💗

    ۳ روز پیش
  • موجود

    در پارت 1291

    از پنجره ای دور چشم به خزان میدوزم خزانی که با روح زمستانی ام فاصله ها دارد اما فاصله ها را گذر خواهم کرد از بهارم خواهم گذشت تا به عاشقانه ی ناب میم،خز ،به سیاه و سفید چشمان غم زده آن کلاغ سیاه دست یابم:) ممنون از قلم زیبات مرجان جان

    ۴ روز پیش
  • زنِ شوران

    0

    من وقتی دیدم رمان مجوز چاپ گرفته، فقط بدو بدو خواستم رمان رو بخونم تا از دست ندمش و واقعا فوق العاده زیبا بود واقعا لذت بردم از این قلم و داستان من معمولا عاشقانه نمیخونم، ولی وقتی لالایی پاندورا رو خوندم، تصمیم گرفتم قلم این دو نویسنده عزیز رو بخونم و واقعا مسخ میشدم در طول داستان خسته نباشید.

    ۷ روز پیش
  • نهال

    0

    خسته نباشید به نویسنده عزیز واقعا قلم زیبایی دارید موضوع رمان هم جدید و جذاب بود😊

    ۷ روز پیش
  • غریبهِ‌ی اشنا

    در پارت 1291

    تو عمرم تاحالا رمانی به این زیبایی قلبم رو لمس نکرده بود آنقدر زیبا ، خوش قلم،و محشر بود که فقط میتونم درموردش تشکر کنم 😭😭😭✨🤍با تک تک جمله های رمان گریه کردم و خوشحال شدم و ذوق کردم و ناامید شدم وامیدوار. ازت ممنونم و لطفاً ادامه بده 🤍✨

    ۱ هفته پیش
  • سمانه

    1

    نویسنده عزیز زیبایی این رمان به خاطر اینه که قسمتی از روحت درونش بود. امیدوارم هرجایی که هستی حال دلت خوب باشه و به آرامش رسیده باشی و مثل خزان قوی بمونی .دوستت دارم

    ۱ هفته پیش
  • سحر

    در پارت 1290

    خیلی قشنگ بود ، دوست داشتم قلمتون رو، پایدار باشید

    ۲ هفته پیش
  • Diyana

    در پارت 1290

    خدا دستهای تو رو هم بوسیده مرجانی ک اینطور نوشته های معرکه خلق میکنی چ خوب ک نویسنده موردعلاقمی ،چ خوب ک نویسنده های خارق العاده ای مث ت رو زمین هستن تو نوشته هات مانا باشن هنرمند💜

    ۲ هفته پیش
  • حانیه

    0

    قشنگ بود واقعا خسته نباشید

    ۲ هفته پیش
  • Reyhaneh

    0

    دختر قلمت خودت و همه چیت محشر بود مطمئنم زیباتر از این رمان هبچ جا نخاهجم دید..

    ۲ هفته پیش
  • Nazanin

    0

    خیلی قشنگ بود مرجان عزیزم، و وقتی قشنگ تر شد ک فهمیدم روحت میان این داستان بوده 😥😥❤️❤️❤️

    ۳ هفته پیش
  • مرضیه

    در پارت 1291

    لذت برم قلم زیبایی دارید بانو🌷 ممنون که مارو ازدنیای پرهیاهو جداو به دنیای کتاباتون واردمیکنید.موفق باشید🌺

    ۳ هفته پیش
رمان های دیگر از نویسنده
نحوه جستجو :

جهت پیدا کردن رمان مورد نظر خود کافیه که قسمتی از نام رمان ، نام نویسنده و یا کلمه ای که در خلاصه رمان به خاطر دارید را وارد کنید و روی دکمه جستجو ضربه بزنید.