پارت صد و سیزده :

«هانا»

_ بعد از اینکه فهمیدیم لیو تمام مدت ارکیدهٔ بنفش بوده، جنجالی به پا شد. لیو با یکی از دانش‌آموزها درگیر شد و ما فهمیدیم که اون برادر ناتنی جولیت کینگزلی بوده؛ همون دختری که مرگش باعث شد من جایگزینش بشم.
پیرمرد روبه‌رویم در جایش جابه‌جا شد و فنجان شکلات داغش را، که حالا سرد شده بود، با دستان لرزانش بلند کرد.
همان‌طور که کمی از آن می‌نوشید، نیم‌نگاهی به پنجرهٔ روبهâ

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۱۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۵۴ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • Zinb

    3

    یه جوری قشنگه که حس میکنم دارم یه سریال میبینمم

    ۳ هفته پیش
  • بنفش علی

    5

    تا ابد عاشق لیو میمونم🥲چقد این شوخیاش رو با دخترا دوس دارم خداا

    ۴ هفته پیش
  • بنفش علی

    2

    (انگار یه انقلاب تو راهه)انقلاب،انقلاب..

    ۴ هفته پیش
  • بنفش علی

    2

    چقد این پارت بوی خداحافظی میداد🥲بغضم گرفت هعی،جوری مرجان باعث میشه با کلمه ها اون فضا رو حس کنم،دریا،باد سرد ،مه،بغض و خداحافظی:))

    ۴ هفته پیش
  • ماندانا

    3

    میرن عزیزمم،هاناچطوردلش اومدنره ببینتش من اگه جای هانابودم میرن روباصدتادایاناعوض نمی کردم ولی این جدایی واسه همشون خوبه تاتغییرکنن واتفاقای هیجان انگیزتری بیوفته ،مرجان عاشقتم بااین رمان های خفنت

    ۱ ماه پیش
  • sara

    1

    الهی بمیرم چقدر برات سخته میرن..💔

    ۱ ماه پیش
  • Hln

    4

    خوبه که همشون یکم از هم دور شدن ، باید از هم دور باشن تا بفهمن با همدیگه چیکار کردن.

    ۱ ماه پیش
  • Hln

    2

    جوریکه من با خواندن اون قسمتی که هانا داشت می گفت اگه به اون ارکیده دست زده بود شاید همه ی این اتفاق ها نمی افتاد ، بد منو یاد ایران خودمون انداخت🥲

    ۱ ماه پیش
  • غزال

    2

    الهیی قلبمم

    ۲ ماه پیش
  • نیایش

    7

    یعنی وقتی برمیگردن مدرسه ، بازم میرن همینطوری هانارو دوست داره ؟:)

    ۲ ماه پیش
  • ملیس

    5

    تا این لحظه دلم نمیومد پارتا رو بخونم ولی الانم نمیتونم دست بکشم یکی منو آروم کنه😭

    ۲ ماه پیش
  • N.a

    18

    لیو جنسش با تموم شخصیت ها فرق میکنه هرچند همشون عالی ان واقعا اما لیو..

    ۲ ماه پیش
  • تارا

    2

    چقدر قشنگ حسی که داشتمو نوشتی . دقیقا باهات موافقم🥲🥲❤️❤️

    ۲ ماه پیش
  • ....

    3

    خیلی دوست داشتم بگم واای هانرن حیفه و..اما با هانا موافقم؛ بنظرم باید یه مدتی رو از میرن جدا باشه.. هرچند هانا یجوری می گفت انگار که کلا قرار نیست به میرن برگرده..

    ۲ ماه پیش
  • ....

    5

    و مثل همیشه..آی لاویو لیوو😂 چقدر این پسر ناز و خفن و بامزه و اصلا همچی تمومهه🎀

    ۲ ماه پیش
  • نگین

    2

    هعیی بچه میرن گناه داره

    ۲ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️