رمان جادوی کهن جلد سوم | باور
- به قلم فاطمه سادات هاشمی نسب
- 97 پارت
- تمام شده
- زبان فارسی
- 39.1K 👁
- 115 ❤️
- 781 💬
خلاصه رمان جادوی کهن جلد سوم | باور
وقتی نیلرام با یک اتفاق سحر آمیز به پارسه بازگشت، فهمید همه چیز برخلاف گذشته تغییر بسیاری کرده است؛ شوش همان شوش بود اما دیگر دوستهایش همان آشنایان گذشته نبودند. گروه دوستان ریوند، حالا بدون او نیلرام را به قصد بازگشت زندانی کردند. نیلرام با سختی بسیار از چنگشان گریخت اما به دنبال ریوند، دل به خطر زد. خطری که نه اغراق بلکه واقعا مرگآور بود. رویارویی با اهریمن های جادویی یک طرف، به دنبال کسی گشتن که خود طرف اهریمنان را گرفته است نیز یکطرف ماجرا را پوشش داد. نیلرام ریوند را پیدا کرد و اینجا سینا را شناخت، اعتمادش به سینا آنقدر عمیق و ناگسستنی گشت که ریوند را پشت سرش رها نمود، در نهایت او با یک آنپیمایی اشتباه به آینده بازگشت و هنگامی که خود را در اتاقش دید، کسی صدایش زد. حضور یک ملمداس در آینده نشان داد یک دروغی پشت تمام حقیقت ها پنهان گشته و اکنون، نیلرام باید بفهمد چه کسی او را به اشتباه به اینجا آورده و حال ملمداس چرا قصد کشتن او را دارد؟
آخرین پارت های ارسال شده
-
رمان جادوی کهن جلد سوم | باور - پارت 97
سخن نویسنده: سه سال شد. از وقتی که جلد اول جادوی کهن رو شروع کردم سه سال گذشته و واقعا خوشحالم که در این دو سالی که با دنیای رمان همراه بودم، من رو تنها نذاشتین. بودن در جمع شما عزیزانی که با هر پارت من رو با کامنت هاتون خوشحال کردین واقعا برام ارزش داشت. گاهی بخاطر سختی های زندگی واقعا ادامه...
بروزرسانی در : ۵۳ روز پیش
-
رمان جادوی کهن جلد سوم | باور - پارت 96
بله. حالا دو ماه یعنی دو سی روز گذشته است. به لطف خدای جادو تمام مردگان این جنگ بازگشتهاند. انسان های بیگناه زنده شدهاند و طایفهی اهریمنانی که به اجبار جادوی سیاه در اختیار ارادهی سینا قرار گرفته بودند نیز به سرزمین های خودشان بازگشتند. حالا قبیله های فولاد زره، ملمداس و دیو سپید به کوهستان ...
بروزرسانی در : ۵۳ روز پیش
-
رمان جادوی کهن جلد سوم | باور - پارت 95
آرزو قبل از آنکه لیان ناپدید شود، سمتش دوید. گریان جیغ کشید و گفت: - لیان نه نرو! شاید اگر دست لیان بود، هرگز آنها را ترک نمیکرد. اما حالا منبع اصلی انرژی لیان نابود شده بود. شیرماه ناپدید شد و آرزو در جای خالیش سقوط کرد. با افتادنش روی زمین صدای هقهق او با صدای گریهی نیلرام در هم آمیخته شد. ...
بروزرسانی در : ۵۸ روز پیش
-
رمان جادوی کهن جلد سوم | باور - پارت 94
فصل سی و یک نیلرام هراسان از خواب پرید. نیمه شب بود که با بدن خیس از عرق، روی تختش نشست و وحشت زده به اتاقش نگاه کرد. اشک هایش بیمهابا سقوط میکردند. بدنش میلرزید، هوا سرد نبود اما او داشت یخ میکرد. وسط تابستان به که بگوید از سرما لرزش گرفته است؟ تاریکی اتاق او را بیشتر ترساند. دوباره خواب...
بروزرسانی در : ۵۹ روز پیش
معرفی و خلاصه رمان جادوی کهن (جلد سوم): باور؛ نبرد نهایی در طاق جادو
جادوی کهن (جلد سوم) | باور، اثری فانتزی و حماسی از فاطمه سادات هاشمی نسب است. این رمان که در ژانر فانتزی با لایههای عاشقانه، تاریخی، جادویی و هیجانی روایت میشود، مرز میان واقعیت و افسانه را در سرزمین ایران باستان و آیندهای مبهم به چالش میکشد.
داستان از جایی آغاز میشود که «نیلرام» پس از بازگشتی سحرآمیز به پارسه، با دنیایی غریبه روبرو میگردد. شوش دیگر آن شهر آشنا نیست و دوستان قدیمی حالا در قامت زندانبانانی ظاهر شدهاند که قصد بازگشت او را دارند. فرار نیلرام او را به قلب خطر و رویارویی با اهریمنانی میکشاند که بوی خون و مرگ میدهند. اما بزرگترین چالش او، نه اهریمنهای جادویی، بلکه اعتماد به «سینا» است؛ کسی که در میان تاریکی بزرگ شده اما پیوندش با نیلرام عمیقتر از هر جادویی است.
با یک اشتباه در «آنپیمایی»، نیلرام به اتاقش در آینده بازمیگردد، اما حضور یک **ملمداس** تشنه به خون نشان میدهد که جادو هنوز نفس میکشد. حالا او باید بفهمد چه دروغی پشت حقایق پنهان شده و چگونه میتواند از نابودی «طاق جادو» جلوگیری کند، در حالی که عناصر ششگانه برای نبردی سرنوشتساز گرد هم آمدهاند.
رده سنی محتوا: این رمان به دلیل تمهای هیجانی و ترسناک جادویی برای رده سنی **+۱۸** مناسب است.
مقدمه رمان: هزارتوی جادو و وداع با آرامش
در دنیایی که جادو نفسهای آخرش را کشیده، چگونه میتوان با اهریمنهای وحشی مبارزه کرد؟ آنهایی که درد و رنج انسانی را چاشنی غذایشان میدانند. آیا «عنصر باور» میتواند مانع از نابودی طاق جادو شود؟ محافظان جادو پیروز میشوند یا اهریمن باری دیگر این دوئل خونین را میبرد؟ نبرد حقیقی تازه آغاز شده است.
موضوع و هدف نویسنده: جادوی نهفته در ایران باستان
تمرکز این رمان بر ایران و جادوی باستانی باور است. نویسنده با هدف اثبات واقعی بودن جادو در بستر تاریخ ایران باستان، سعی دارد چنان مرز میان واقعیت و خیال را کمرنگ کند که پس از اتمام داستان، در ماهیت دنیای اطراف خود شک کنید.
محافظان، جادوگران و اهریمنان: شخصیتهای محوری
نیلرام سبحانی
قهرمان لجبازدختری افسرده از ایران آینده که ناخواسته حامل سرنوشت جادوست.
ریوند بلخی
جادوگر محققمحقق سرای جادو از سرزمین پارسه؛ وفادار به آرمانهای باستانی.
سینا افکار
پادشاه اهریمنبزرگ شده در کنار اهریمنان؛ شخصیتی خاکستری و مرموز.
مهیار خواجه نوری
محافظ عاشقمردی سرد از نگهبانان محافظ جادو در سرزمین پارسه.
پناه راستی
صبور و همراهدختری که آرامآرام با حقایق وحشتناک جادو کنار میآید.
آرزو طاهری
عاشق فانتزیشیفتهی جادو که حالا خود بخشی از یک دنیای فانتزی شده است.
و دیگر شخصیتها: شهبانو بلخی، مهران هورامین، رامین صفوی، آرتان دالوند، شاهرخ لقمان و اسفندیار خواجهنوری.
برشی تکاندهنده از متن رمان: ملاقات با ملمداس
«بوی خون همچون یک سیلی به صورتش برخورد کرد... این جنازهی خونی و تکه تکه شده واقعا برای مادرش بود؟ ملمداس صمیمانه کنار نیلرام روی تخت نشست و دست دراز و لاغرش را دور شانهی دخترک حلقه کرد. دهانش بوی گوشت مانده میداد؛ بوی نفرتانگیز مرگ. زبان خیس و درازش را بیرون آورد و با ولع خون خشک شده را لیسید. ملمداس با نشاط گفت: طعم خوبی دارد، اما خیلی پیر است... نیلرام با حرص تنها یک کلمه بیان کرد: خفه شو!»
تقابل نیلرام و اهریمن در جادوی کهن
پرسشهای متداول درباره رمان باور (جادوی کهن ۳)

فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان
سلام گل؛ هنوز توی مرحله خط داستانیه. ایشالله تا چند ماه دیگه میاد.
۲ هفته پیشطوفان
1دلم برا بیکران و لیان تنگ شده دلم برا اسفندیارم تنگ شده دلم برا بابای ارزو تنگ شده دلم برا مامان نیل تنگ شده دلم براهمه تنگ شده البته به جز بابای نیل فرهاد بود پیمان بود اسمش چه خری بود حالا ولش کن دلم بیشتر از همه برای خالق پارسه بانوکای بزرگ مهربانوی اعظم فاطمه هاشمی نصب هم تنگ شده خدا😭💙💕😭💕💙
۳ هفته پیش
فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان
😍 در واقع خالق پارسه خدای یگانه هست. من خالق حومورا بودم😎
۳ هفته پیشطوفان
0فاططیطییطیطیطیطییطیطییطیطی کجایی دختر خیلی ناراحتم انگار یه چیزیو از دست دادم اصلا دوس ندارم تموم شه این رمان لطفاً جلد چهارم بنویس جنجالی تر و هیجانی تر ایندفعه ماهان دستیار سینا قیام کنه بچه نیل به دنیا بیاد و نیل جادویی فراتر از باور داشته باشه جنگ بزرگی رخ بده کشته بده ادامای جدید بیان ایدهای
۳ هفته پیشطوفان
0خیلی زیادی دارم برا جلد چهارم خیلی ایدهای هیجانی جنجالی و نفس گیری هستن خیلی جاهای خوب و نفس گیر تو ذهنم هست جاهای که باهاش زجه بزنی جاهای که باهاش بخندی نیل رام تبدیل به ملکه جادو و ریوندم پادشاه جادو و فقط یه لول از خدای جادو کمترن فکراتو بکن بیا جلد چهارم هم درست کنیم به طاقت ندارم اخه🥺🖤💙😭
۳ هفته پیش
فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان
نوچ
۳ هفته پیش
فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان
متاسفانه نمیشه
۳ هفته پیشطوفان
در پارت 970وای خداا اینم تموم شد خیلی ناراحتم که تموم شد و دوست دارم جلد چهارم هم بنویسی اینقدر که مهشر بود دوس دارم نیل دوباره برگرده و جادویی فراتر از باور داشته باشه دو باره برگرده خیلی خوب بود قلمت مانا عشقم و بی صبرانه منتظر ماه سوار شاهکار بعدیت هستم عالی بود 😘❤️😘❤️😘❤️😘❤️😘❤️
۴ هفته پیش
فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان
مرسی گل باعث خوشحالیم بود که خوندی و کامنت های فراوون گذاشتی♥️
۴ هفته پیشطوفان
در پارت 930مطمئنم جادو دوباره شکل میگیره چون ما تو قلبمون احساسش میکنیم
۴ هفته پیش
فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان
درسته
۴ هفته پیشطوفان
در پارت 870پس شاهرخ نفوذی بود دیدی درست گفتم ایول به حس ششم
۴ هفته پیش
فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان
نمیشه گفت نفوذی بود
۴ هفته پیشطوفان
در پارت 690عجب طوفان خونی به پا شده 🩸🌪️🩸 این اهنگ که خیلی خفن بود خیلی دمت گرم من کامنت نتونستم بزارم چون محدود بود 🥺💗🥺💗🥺
۴ هفته پیش
فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان
فدات اشکال نداره
۴ هفته پیشطوفان
در پارت 490حزب باوریا دستا بالا سریع نبینم به ملکه گذارش میدم شامل نوسینده هم میشه
۴ هفته پیش
فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان
🤷♀️
۴ هفته پیشطوفان
در پارت 780میگم ارتان مشرق نبود باور کن مرده آخه یعنی چی ارزو خواننده های ثابت سلطیه بانو می دونن که مثل اب خوردن ادم میکشه و راضی نیست بکشه ولی باید بکشه بخاطر جذابیت داستان و خودش چون کشته بچه هاشو ناراحته 🤨🤨🥺🥺😶🥺🥺😶🥺😶💕💕😶🥺😶🥺😶🥺😶🔪💔🔪💔🔪💔🔪💔🔪💔
۴ هفته پیشطوفان
در پارت 770این نظر ممکن است داستان رمان را لو داده باشد
طوفان
در پارت 770این نظر ممکن است داستان رمان را لو داده باشد
طوفان
در پارت 750شاهرخ بهش اطلاعات رو داده مطمئنم
۴ هفته پیشطوفان
در پارت 730دقیقا مثل نیل ولی با این تفاوت که میرفتم از اخرین درخواستم استفاده میکرم و از طاق جادویی هم سطح یا فراتر از سیاه طلی میکردن
۴ هفته پیشطوفان
در پارت 690خیلی کشته میدیم خیلی در حدی که پارسه نابود میشه و احتمالا از دوست نزدیک بانوکای کشته شن و ممکنه ریوند یا نیل هم کشته شه ودوباره زنده شن اما میگم که همه چیز بهم میریزه و ممکنه جادو از بین بره و ممکنه ط
۴ هفته پیشطوفان
در پارت 690و ممکنه طاق جادو از بین بره و شکی در جاسوس بودن شاهرخ ندارم و می تونه برای مدتی سینا به پارسه مسلط و بعد دوباره جنگ شه همه چیز دست نیل بیفته و تلفات سنگینی بدن اما مطمئنم اخرش پیروزی هست ولی پیروزی که خیلی غمگین هست و با خون عزیز ترین کسانشون بدست میآید 🌪️🥺🩸🌪️🥺🩸😶😶
۴ هفته پیشطوفان
در پارت 470نه ریوندم نمیر 🖤🥺🖤🥺.. ماهان دهنتو گِل بگیر تا برات جرش ندادم 🤬🔪🔪🤬🔪🤬🔪🔪🤬
۴ هفته پیشطوفان
در پارت 460صدر صدر شکی درش نیست
۴ هفته پیش

طوفان
0فاطی جونم سلام کجایی دختر بخدا مردم من که چرا ماه سوار نمیاد چرا نمیاد من نمیتونم صبر کنم خداا😭🥀🥀😭