رمان جادوی کهن جلد سوم | باور
- به قلم فاطمه سادات هاشمی نسب
- 82 پارت
- در حال نگارش
- زبان فارسی
- 35.1K 👁
- 109 ❤️
- 613 💬
خلاصه رمان فانتزی جادوی کهن جلد سوم | باور
وقتی نیلرام با یک اتفاق سحر آمیز به پارسه بازگشت، فهمید همه چیز برخلاف گذشته تغییر بسیاری کرده است؛ شوش همان شوش بود اما دیگر دوستهایش همان آشنایان گذشته نبودند. گروه دوستان ریوند، حالا بدون او نیلرام را به قصد بازگشت زندانی کردند. نیلرام با سختی بسیار از چنگشان گریخت اما به دنبال ریوند، دل به خطر زد. خطری که نه اغراق بلکه واقعا مرگآور بود. رویارویی با اهریمن های جادویی یک طرف، به دنبال کسی گشتن که خود طرف اهریمنان را گرفته است نیز یکطرف ماجرا را پوشش داد. نیلرام ریوند را پیدا کرد و اینجا سینا را شناخت، اعتمادش به سینا آنقدر عمیق و ناگسستنی گشت که ریوند را پشت سرش رها نمود، در نهایت او با یک آنپیمایی اشتباه به آینده بازگشت و هنگامی که خود را در اتاقش دید، کسی صدایش زد. حضور یک ملمداس در آینده نشان داد یک دروغی پشت تمام حقیقت ها پنهان گشته و اکنون، نیلرام باید بفهمد چه کسی او را به اشتباه به اینجا آورده و حال ملمداس چرا قصد کشتن او را دارد؟
آخرین پارت های ارسال شده
-
رمان جادوی کهن جلد سوم | باور - پارت 82
حرف لیان باعث شد جرقهای در قلب نیلرام زده شود. او جادوگر باور بود، جادوگر باور، عنصر باور بر چه اصلی عمل میکرد؟ باور کردن! استاد اسفندیار گفته بود اگر باور کنی که میتوانی یک کوه از شکلات پدید آوری، قطعا جادو برایت این کار را می کند! لیان دو سرباز دیگر را بر زمین کوبید و رویشان پا گذاشت تا له ...
بروزرسانی در : ۲ روز پیش
-
رمان جادوی کهن جلد سوم | باور - پارت 81
باری دیگر نفس عمیقی کشید. پلک زد و بعد به یاد معشوقش افتاد. سرش را چرخاند و آسمان را نگریست. نیلرام از آن بالا داشت او را میدید. میدانست که جادوی باور این توانایی را به او میدهد تا صدایش را واضح بشنود. گویی که روبرویش ایستاده و با او صحبت میکند. نیلرام جادو را باور نداشت، برای باور کردن جاد...
بروزرسانی در : ۳ روز پیش
-
رمان جادوی کهن جلد سوم | باور - پارت 80
فصل بیست و سه ریوند زانو زده جلوی شیرین، آن اسبگون اهریمنی که از قعر جهنم بیرون آمده بود، نفس عمیقی کشید. نمیگذاشت در لحظات آخر مرگ، جلوی اهریمنان تسلیم گردد! حداقل اگر قرار بود بمیرد باید با عزت و احترام میمرد. پس سرش را بالا گرفت، خیره به آن حیوان بلند و تنومند، به سوار هایش نگریست. بوران؛ ...
بروزرسانی در : ۳ روز پیش
-
رمان جادوی کهن جلد سوم | باور - پارت 79
نفس در سینهی نیلرام باری دیگر حبس شد. لیان با اندوه بسیار ادامه داد: - در غرب اهریمنان کمین کرده و به آرتان حمله کردهاند. ارتش غرب از دست رفته و او فوت کرده است. لیان لحظهای سکوت کرد و گذاشت آن دخترک شیرماه سوار موقعیت را درک نماید. قلب نیلرام به سختی میکوبید. ارتش غرب نابود شده است... آ...
بروزرسانی در : ۱۳ روز پیش
معرفی و خلاصه رمان جادوی کهن (جلد سوم): باور؛ نبرد نهایی در طاق جادو
جادوی کهن (جلد سوم) | باور، اثری فانتزی و حماسی از فاطمه سادات هاشمی نسب است. این رمان که در ژانر فانتزی با لایههای عاشقانه، تاریخی، جادویی و هیجانی روایت میشود، مرز میان واقعیت و افسانه را در سرزمین ایران باستان و آیندهای مبهم به چالش میکشد.
داستان از جایی آغاز میشود که «نیلرام» پس از بازگشتی سحرآمیز به پارسه، با دنیایی غریبه روبرو میگردد. شوش دیگر آن شهر آشنا نیست و دوستان قدیمی حالا در قامت زندانبانانی ظاهر شدهاند که قصد بازگشت او را دارند. فرار نیلرام او را به قلب خطر و رویارویی با اهریمنانی میکشاند که بوی خون و مرگ میدهند. اما بزرگترین چالش او، نه اهریمنهای جادویی، بلکه اعتماد به «سینا» است؛ کسی که در میان تاریکی بزرگ شده اما پیوندش با نیلرام عمیقتر از هر جادویی است.
با یک اشتباه در «آنپیمایی»، نیلرام به اتاقش در آینده بازمیگردد، اما حضور یک **ملمداس** تشنه به خون نشان میدهد که جادو هنوز نفس میکشد. حالا او باید بفهمد چه دروغی پشت حقایق پنهان شده و چگونه میتواند از نابودی «طاق جادو» جلوگیری کند، در حالی که عناصر ششگانه برای نبردی سرنوشتساز گرد هم آمدهاند.
رده سنی محتوا: این رمان به دلیل تمهای هیجانی و ترسناک جادویی برای رده سنی **+۱۸** مناسب است.
مقدمه رمان: هزارتوی جادو و وداع با آرامش
در دنیایی که جادو نفسهای آخرش را کشیده، چگونه میتوان با اهریمنهای وحشی مبارزه کرد؟ آنهایی که درد و رنج انسانی را چاشنی غذایشان میدانند. آیا «عنصر باور» میتواند مانع از نابودی طاق جادو شود؟ محافظان جادو پیروز میشوند یا اهریمن باری دیگر این دوئل خونین را میبرد؟ نبرد حقیقی تازه آغاز شده است.
موضوع و هدف نویسنده: جادوی نهفته در ایران باستان
تمرکز این رمان بر ایران و جادوی باستانی باور است. نویسنده با هدف اثبات واقعی بودن جادو در بستر تاریخ ایران باستان، سعی دارد چنان مرز میان واقعیت و خیال را کمرنگ کند که پس از اتمام داستان، در ماهیت دنیای اطراف خود شک کنید.
محافظان، جادوگران و اهریمنان: شخصیتهای محوری
نیلرام سبحانی
قهرمان لجبازدختری افسرده از ایران آینده که ناخواسته حامل سرنوشت جادوست.
ریوند بلخی
جادوگر محققمحقق سرای جادو از سرزمین پارسه؛ وفادار به آرمانهای باستانی.
سینا افکار
پادشاه اهریمنبزرگ شده در کنار اهریمنان؛ شخصیتی خاکستری و مرموز.
مهیار خواجه نوری
محافظ عاشقمردی سرد از نگهبانان محافظ جادو در سرزمین پارسه.
پناه راستی
صبور و همراهدختری که آرامآرام با حقایق وحشتناک جادو کنار میآید.
آرزو طاهری
عاشق فانتزیشیفتهی جادو که حالا خود بخشی از یک دنیای فانتزی شده است.
و دیگر شخصیتها: شهبانو بلخی، مهران هورامین، رامین صفوی، آرتان دالوند، شاهرخ لقمان و اسفندیار خواجهنوری.
برشی تکاندهنده از متن رمان: ملاقات با ملمداس
«بوی خون همچون یک سیلی به صورتش برخورد کرد... این جنازهی خونی و تکه تکه شده واقعا برای مادرش بود؟ ملمداس صمیمانه کنار نیلرام روی تخت نشست و دست دراز و لاغرش را دور شانهی دخترک حلقه کرد. دهانش بوی گوشت مانده میداد؛ بوی نفرتانگیز مرگ. زبان خیس و درازش را بیرون آورد و با ولع خون خشک شده را لیسید. ملمداس با نشاط گفت: طعم خوبی دارد، اما خیلی پیر است... نیلرام با حرص تنها یک کلمه بیان کرد: خفه شو!»
تقابل نیلرام و اهریمن در جادوی کهن
پرسشهای متداول درباره رمان باور (جادوی کهن ۳)
آخرین اطلاعیهی رمان جادوی کهن جلد سوم | باور
درود به همگی**وظیفه خودم دونستم بابت این یک هفته بی نظمی که داشتم توضیح بدم. **دل درد شدید مشکوک به آپاندیس داشتم و حسابی درگیر بودم.**این دو روز هم بیمارستان بودم و تا مرز عمل رفتم😁**ولی خب فعلا جستم، ولی به گفته پزشک یهو اگر درد شدید بشه باید عمل کنم.**خلاصه که این مدت بهم ریخته بودم شرمنده بابت بی نظمی. **و اینکه دارو هام عوض شدن، پس احتمالا یکم لنگ بزنم تو نوشتن، بازم پیشاپیش ممنونم که درک میکنید. 🌸

فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان
چی بخاطر ریوند و لیان؟
۲ روز پیشسهیل۲۹
در پارت 820بخاطر ریوند و لیان تسلیم شد؟
۲ روز پیش
فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان
تسلیم نشد که
۲ روز پیشسهیل۲۹
در پارت 801چه دوراهی غم انگیز و حقیقت تلخی❤️ 🩹❤️ 🩹❤️ 🩹❤️ 🩹
۳ روز پیش
فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان
واقعا همینطوره😞
۲ روز پیشکلثوم
0بلا به دورباشه فاطمه بانووو مراقب خودت باش گلی🌺🌺🌺🌺
۳ روز پیش
فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان
مرسی عزیزم دلم 🌸
۳ روز پیشیاس
0سلام فاطمه جان بلادورباشه،سلامتی مهم ترازهرچیزیه مراقب خودت باش
۴ روز پیش
فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان
سلام عزیزم ممنونم 🌸 بله واقعا همینطوره
۴ روز پیشسهیل۲۹
در پارت 791این نظر ممکن است داستان رمان را لو داده باشد

فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان
الهی
۲ هفته پیشیاس
در پارت 791این نظر ممکن است داستان رمان را لو داده باشد

فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان
انشالله که خوشه
۲ هفته پیشیاس
در پارت 790خداروشکر 😍
۲ هفته پیشکلثوم
در پارت 792این نظر ممکن است داستان رمان را لو داده باشد
عسل
در پارت 791این نظر ممکن است داستان رمان را لو داده باشد

فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان
جنگ بی قربانی که نمیشه🥺
۲ هفته پیش
فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان
نمی تونم داستان رو لو بدم اما شکوهمنده
۲ هفته پیشامیر
در پارت 770این نظر ممکن است داستان رمان را لو داده باشد

فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان
جگرش از بدنش بیرون کشیده شده، اگر دو پارتم زنده میموند تا همه باهاش خداحافظی کنن باید جنگ و متوقف میکردن مثل فیلم هندی😂
۳ هفته پیشامیر
در پارت 770من یه سوال برام ایجاد شده هر نویسنده ای برای خلق داستانش نیاز به یه ایده یا یه داستان دیگه داره ، برای شما چی بود ؟؟ایده ایی که باعث خلق جادوی کهن شد
۲ هفته پیش
فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان
بله سوال درستیه، برای من مجموعه آثار قصه های همیشگی خیلی تاثیر گذار بود و با خوندنش تصمیم گرفتم برای ایران بنویسم
۲ هفته پیشامیر
در پارت 770بعله دیگه نیلرام میشه بسنتی ، سینا میشه جبار سینگ ، این وسط ریوندم میشه همون پسره که به بند کشیده بود ، جایی هم واسه شهبانو ندارم
۲ هفته پیش
فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان
تصویر سازی خیلی قشنگی بود خوشم اومد
۲ هفته پیشامیر
در پارت 770حس میکنم حالا فهمیدم کی میخواد جادوگر جادوی سیاه باشه
۳ هفته پیش
فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان
جادوگری حاضر نیست جادوی سیاه رو قبول کنه
۳ هفته پیشمرضیه
در پارت 770😥😢😢حس میکنم خیلی از شخصیت هارو قراره از دست بدیم
۳ هفته پیش
فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان
متاسفانه حست درست میگه
۳ هفته پیشمرضیه
در پارت 760میخواد ریوند روبگیره وازطریق اون نیلرام رو تحت فشار بزاره حتما😥
۳ هفته پیش
فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان
احتمالا🥺
۳ هفته پیشکلثوم
در پارت 770این نظر ممکن است داستان رمان را لو داده باشد

فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان
متاسفانه 🥺
۳ هفته پیشمحدثه
در پارت 760میخواد از طریق ریوند باز ب نیلرام آسیب بزنه
۳ هفته پیش
فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان
احتمالا
۳ هفته پیشسهیل۲۹
در پارت 762ای اهریمن بی نام و نشان..ریوند را میخواهی چکار حسود بدبخت 😠😠😠
۳ هفته پیش
فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان
میخواد یه بلایی سر ریوند بیاره، من بهش مشکوکم
۳ هفته پیشپریا
در پارت 750بی صبرانه منتظر پارت بعدیم، خیلی استرس نبرد رو گرفتم🫢
۳ هفته پیش
فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان
اره منم استرس دارم
۳ هفته پیش
سهیل۲۹
در پارت 820درست متوجه نشدم🥲🥲 یعنی فقط بخاطر ریوند و لیان؟