پارت نود و چهارم :

فصل سی و یک

نیل‌رام هراسان از خواب پرید. نیمه شب بود که با بدن خیس از عرق، روی تختش نشست و وحشت زده به اتاقش نگاه کرد. اشک هایش بی‌مهابا سقوط می‌کردند.
بدنش می‌لرزید، هوا سرد نبود اما او داشت یخ می‌کرد. وسط تابستان به که بگوید از سرما لرزش گرفته است؟
تاریکی اتاق او را بیشتر ترساند. دوباره خواب دیده بود! دوباره آن‌ صحنه‌ی دلهره‌آور! دوباره در خواب در آن درد طاقت‌فرسا و از

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۸ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۵۹ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت جادوگر ارشد سرای جادو در رمان جادوی کهن جلد سوم جادوگر ارشد
تصویر شخصیت ماهان محافظ نیل رام در رمان جادوی کهن جلد سوم ماهان
تصویر شخصیت آرزو طاهری در رمان جادوی کهن جلد سوم آرزو طاهری
تصویر شخصیت نقشه پارسه نهایی در رمان جادوی کهن جلد سوم | باور نقشه پارسه نهایی
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • یاس

    0

    حسمونمیتونم بیان کنم هم بودن جادوقشنگ بود وهم نیلرام مجبوربه اون کاربود

    ۲ ماه پیش
  • فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان

    اره دوگانگی عجیبیه

    ۲ ماه پیش
کپی شد!