خلاصه رمان عاشقانه به طعم خون - VIP
این رمان در ژانر عاشقانه و خوناشامی و تخیلی نوشته شده است. این قصه،قصه منِ منِ یتیمِ یتیم خانهِ فرشتگان زمینی! منِ عجیب و غریب و همیشه تنها. منِ متفاوت با همه. همیشه اونا رو میدیدم. چشمای قرمزشون و به یاد دارم. مگر میشه چشم ها قرمز باشند؟ پوست زیادی سفیدشون. خالکوبی یک شکل و ترسناکشون. اونا کین؟ من کیم؟ اینجا کجاست؟ چرا همه چیز قرمزه... از قرمز بدم میاد... از خون بدم میاد. اما از اون... بزارید بریم سراغ اول اولش... شایدم وسطاش! اینجا خوبه...از حوض آبی و ماهی قرمزم شروع میکنم...
آخرین پارت های ارسال شده
-
رمان به طعم خون - VIP - پارت 84
نمیدانم چند روز گذشته بود چند هفته؟ خبری از آرون نبود. در مخفی گاه تازیمان پنهان شده و مردممان را هم پیش خودمان اورده بودیم همه تبدیل شدگان و مردمی از جنس خودمان… کنار درختی نشسته و با تکه سنگی رویش را طرح گرگی هک میکردم گرگی که چشمان بزرگی داشت عشق گاهی در یک نگاه اتفاق می افتد من حس ...
بروزرسانی در : ۱۵۴۰ روز پیش
-
رمان به طعم خون - VIP - پارت 83
با سرعت چرخیدم و شروع کردم به دویدن… پشت سرم میامد… همه جا کاملا تاریک شده بود… ترسیده بودم باید با آیدن و هاردین ارتباط بر قرار میکردم اما نمیتوانستم… دنبالم بود و فرصتی نداشتم. ناگهان از روی درختی درست مقابلم پرید روی زمین افتادم هر دو دستم را به سمتش گرفتم و دندان هایم را روی هم فشردم...
بروزرسانی در : ۱۵۴۴ روز پیش
-
رمان به طعم خون - VIP - پارت 82
دلوین به سمتم دویید و خم شد و بازوم وگرفت و بلندم کرد. _باورم نمیشه زنده ای! با بهت نگاهش کردم _چرا بمیرم!؟ محکم من و به سمت خودش کشید و بغلم کرد _فهمیدیم ماریا مرده. چون باهاش نیروت و تلفیق کرده بودی و زیر دستش شده بودی فکر کردیم تو ام مردی! نفس عمیقی کشیدم ومنم بغلش کردم کمی بعد از حم...
بروزرسانی در : ۱۵۴۷ روز پیش
-
رمان به طعم خون - VIP - پارت 81
تا اتاقش دائم مراقب بودم تا چیزیش نشه. ویولت در اتاق هاردین و باز کرد آیدن هاردین و روی تخت انداخت و نفس عمیقی کشید _از داداش بزرگه بودن خسته شدم! ویولت ادامسش و باد کرد و ترکوند؛ _شما سه قلویید! لبخند سردی زد؛ _۷ دقیقه بزرگ ترم! با بهت نگاهش کردم با تعجب به فضای خالی اتاق هاردین زل زدم...
بروزرسانی در : ۱۵۵۱ روز پیش
همراهان عزیز، با توجه به اینکه رمان هماکنون برای طی مراحل نهایی نشر و چاپ ارسال شده است، امکان عضویت جدید در این بخش دیگر میسر نیست. از حمایت و درک شما سپاسگزاریم.
زهرا
1کی رمان چاپ میشه؟ نمیشه عضویت بگیریم ؟ دارم میمیرم از کنجکاوی
۲ ماه پیشمرضی
1چجوری تهیش کنم کسی فایلی چیزی ازش نداره? اخه چرا وقتی ک ی رمان میره برای چاپ از سایت حذف نمیکنید 😐 الان باید خمار ادامش باشیم
۳ ماه پیشmarzi
1کی میتونیم این رمانو بخونیم؟
۳ ماه پیشصفورا
0منک عاشقش شدم...
۶ ماه پیشپیرانا
3آخرش این رمان تو دلم موند نمیدونم دیگه چیکار کنم رمان های مرجان فریدی بهترینن ♥️♥️♥️♥️♥️
۴ ماه پیشکوثر
در پارت 40امم شخصیت پسر کتاب چند سال با دختره اختلافسنی داره؟
۹ ماه پیشZinb
در پارت 41چندین قرن فاصله سنی دارن
۶ ماه پیشHelia
0در دست چاپ دوستان هر موقع چاپ بشه خود مرجان استوری می زاره خبر میده
۶ ماه پیشباران
1برای خوندن کاملش چیکار کنم دیگه عضویت ندارید
۶ ماه پیشالهه
4سلام چطوری می تونم کاملش رو بخونم چون دیگه عضویت ندارید
۶ ماه پیشParisa
0دوستان این ادامه فصل اوله ؟
۷ ماه پیشکوثر
در پارت 32خیلی از هیجانی بودنش خوشم اومد و کلا داستان خون اشامی دوست دارم
۱۰ ماه پیشکوثر
در پارت 20عالیهههه عاشقش شدمم
۱۰ ماه پیشهدی
در پارت 30بنده خدا تازه از راه رسیده مثلا باید چیکار میکرد تا راضی بشین که خودش رو نگرفته؟؟؟؟🤨
۱۰ ماه پیشبستنی گوگوری
در پارت 842تمومم شددد مرجان کی ادامه ش مینویسی پس
۱۱ ماه پیش
Oooo
0چرا از پارت هفت ب بعد قفله