به طعم خون - VIP به قلم مرجان فریدی
پارت هشتاد و یک :
تا اتاقش دائم مراقب بودم تا چیزیش نشه.
ویولت در اتاق هاردین و باز کرد
آیدن هاردین و روی تخت انداخت و نفس عمیقی کشید
_از داداش بزرگه بودن خسته شدم!
ویولت ادامسش و باد کرد و ترکوند؛
_شما سه قلویید!
لبخند سردی زد؛
_۷ دقیقه بزرگ ترم!
با بهت نگاهش کردم
با تعجب به فضای خالی اتاق هاردین زل زدم
انگار هیچ کس تو این اتاق زندگی نمیکرد
فقط یک تخت و یک کمد!
هی
مطالعهی این پارت حدودا ۸ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۵۵۱ روز پیش تقدیم شما شده است.
Maedeh_pcy
0وای خیلی خوب بود جر خوردمم😂😂😂😂
۳ سال پیشnazi
1یه خبر مرجان جون جلد اولو تموم کرده🥲
۴ سال پیش...
2جلد یک خیلی وقته تموم شده و نوشته بود پایان جلد یک الان تقریبا وسطای جلد دومیم شایدم اخراش تو کدوم عالمین؟😐😂
۴ سال پیشSetayesh
2گاددددددد خیلی خوب بود 😂😂😂
۴ سال پیش샇라
2مرسییییی..عالی بود😂
۴ سال پیشN
1مثل اینکه جلد یک تموم شد...😐😐
۴ سال پیشㅕㅍㅌㅅ
3واییی جر😂😂😂نایس👌🏻
۴ سال پیشN
6وایییی عالیییی بوددد🤣🤣🤣
۴ سال پیشHana
7اوکییی گااااد کدی خییییییلی خرهههههه نینبیمدیمیمیپیپیمیپیپب بچممممم دتس مااااااای کرااااااااااش عرررر *** کیووووت😂😂😂😂😂
۴ سال پیش...
6وای خدا بدبخت هنگ کرده بود😂
۴ سال پیش:)
7وای عالی بود😂😂😂
۴ سال پیش
لطفا صبر کنید...
هشتت
0عالییی