خلاصه رمان عاشقانه عاشق اسیر
رمان داستان دختری است به اسم نازنین که بعد از سالها همراه پدرش به بهانه دیدار عمو و سال نو به ابران بر می گرده… پدرش که یکی از بزرگ ترین کارخونه دارهاست، برای حفظ سرمایه و کارخونه اش تصمیم می گیره که دخترش با برادرزاده اش بابک ازدواج کنه… نازنین که دختری سرزنده و شیطونه سعی می کنه زیر بار این خواسته نره. اما وقتی با تصمیم قاطع پدر مواجعه می شه، تصمیم می گیره هر طور شده تن به این ازدواج نده و زمانی که می بینه پدرش برای انجام کارهاش دوباره ایرانو ترک می خواد کنه از فرصت استفاده می کنه و در یکی ازاین روزا…
قسمتی از متن رمان عاشق اسیر
تپش
0خیلی رمان قشنگ و احساسی بود
۱ هفته پیشMona
0رمانتون عالی بود 🥰🥰🥰
۲ هفته پیش...
0رمان خیلی قشنگی بود واقعا عالی بود فقط کاش زودی تموم نمیشد
۲ هفته پیششقایق
0عالییییییی بودددد حال کردممم دست خوووش به این نویسنده
۲ هفته پیشتینا
0رمان خیلی قشنگی بود من که خیلی از خواندنش لذت بردم مرسی نیلا جون بابت رمان قشنگت عالی بود
۳ هفته پیشKargardan
0نکتهٔ مهم هم این بود که حتی شخصیت ضد قهرمانت رو هم نتونستی اونقدر به ضد قهرمان بودنش بپردازی و آخرش رو کمی غیر واقعی تموم کردی با اینکه بهتون پیش نهاد میکنم بخونیدش لحظه های شیرینی رو براتون به ارمغان میاره گاهی با تموم وجودتون میخندین و این خیلی حال خوبیه حیف و صد حیف از این قلم و این ایدهٔ خوب.
۳ هفته پیشKargadan
0سلام نویسندهٔ عزیزم رمانت قشنگ بود و خیلی خوب شخصیت پردازی کرده بودی ولی از دستت ناراحتم چون با این قلم میتونستی بیشتر لحظه های قشنگ بسازی و مارو بیشتر غرق رمانت کنی ایده ات خوب بود اما نزاشتی بار بیاد نمیشه گفت رمانت قشنگ نبود چون بود اما حیف که خوب از این حال قشنگ و رمان خوبت استفاده نکردی.
۳ هفته پیشBihamta
0رمان جالبی بود شخصیت نازی روس داشتم خیلی شیطون بود ولی داستان کمی زودی سر ته شد ولی در کن خوب بود دست نویسندش درد نکنه
۴ هفته پیشآزاد
0دیگه چرت تر از این نمیشد نوشت حالم بهم خورد حیفه وقت
۱ ماه پیشTanaz
0عالی بود خیلی قشنگ بود پایان قشنگی داشت بازم ازاین داستانهابنویس
۱ ماه پیشدریا
1عالی بودددد.خیلی عالییی
۱ ماه پیشزهرا
0خیلی چرت آبکی بچگانه اصلا در حد نیست
۲ ماه پیش༒ 𝐇𝐎𝐒𝐒𝐄𝐈𝐍 ༒
0همین الان از اول رمان اومدم راستش تا این رفتار های اول بابک خیلی ازش بدم اومده اخه نمی شد یه کم شیخصیتش بهتر باشه این جوری که صورتش را هم توصیف می کرد یکم زشت بود 😅 دودلم بخونمش یا نه 😮 💨🙄
۳ ماه پیشیاس
0با بابک ازدواج نمیکنه که
۲ ماه پیش༒Hossein༒
0واقعا ؟؟اون خوبه ؟
۲ ماه پیشMelika
0چند سالته؟؟ خیلی فونت اسمت برام اشناس
۲ ماه پیش༒Hossein༒
016 سالمه 🙄
۲ ماه پیشمهدی محمدی
2قشنگ بود حال کردم خوب نوشتی لذت بردم
۲ ماه پیش
ترانه
0خیلی رمانش قشنگ بود دوست دارم نویسنده این داستان رمانو ادامه بده لطفا 🙏🏻