رمان دنیای رازمینا
- به قلم رها گودرزی
- ⏱️۴ ساعت و ۵۱ دقیقه
- 74.2K 👁
- 342 ❤️
- 225 💬
هر آدمی یه قصهای داره! نمیدونم این قصه راسته یا دروغ، نمیدونم افسانه است یا واقعیت؛ اما من میگم ذهن بشر به هر کجا سفر کنه؛ پس چیزی هست که حقیقت داشته باشه! رُز افسانه یا واقعیت دختریست، دختر جان قصهی من! میدونم گله میکنی و هرچهقدر هم تلخی کنی، هرچهقدر هم ناسازگار بگذاری واسه من؛ اما چیکار باید کرد وقتی سرنوشت خیلی پر زورتر از من هست! رُز و همکلاسیهاش قرار به یه اردو برن، اتفاقاتی میافته که رُز از اونا جدا میشه و اسیر یه گرداب میشه. اون گرداب دروازهای است به دنیای رازمینا...
اقای جانسون:دانشجوهای عزیز تا سه روز دیگه آماده بشین برای رفتن.
جسیکا:حالا من چی بپوشم؟
-لباس عروس!
-کوفت جدی میگم.
-مثل همیشه دیگه!
-چی بیاریم؟
-من که خوراکی میارم تو وسایل حیاتی بیار.
-مثلا؟
-رژ و خط چشم، ترقه و از همه مهمتر لواشکایی که مامانت درست کرده.
-کدوم بدبخت رو میخوای بترکونی؟
-جیسکای بدبخت رو!
-به تو هم میگن دوست؟
-نه میگن یار، همدم، رفیق، شریک جرم!
خندیدم و سرکلاس رفتیم. ماریا اومد پیشمون و گفت:
-وای داریم میریم کوبا!
یکی از پسرا که اسمش ادوارد بود به خودش و دوستاش اشاره کرد و گفت:
-اونم با ما چه شود!
جسیکا دستش رو گذاشت زیر چونهاش و با احساس گفت:
-چه شود!
زدم زیر دستش و گفتم:
-اَی این اداها چیه؟
من و ماریا میخندیدم از دست جسیکا که استاد وارد کلاس شد.
***
سه روز مثل برق و باد گذشت. همینجور که آماده میشدم خاله میگفت:
-خیلی مواظب خودت باشیا، گم نشی یه وقت!
-چشم!
-بلایی سرت نیاد! من جواب بابات رو چی بدم؟ حواست به خودت باشه.
-چشم!
-رسیدی بهم خبر بدیا!
-چشم!
-کی برمیگردی؟
-چشم!
-تو اصلا گوش میدی من چی میگم؟ میگم کی برمیگردی؟
-آها هفته دیگه!
نچ نچ کرد. از اتاق بیرون رفت، شلوار ارتشی پوشیده بودم. لباس دکمهدار ساده یشمی که مدلش یکم گشاد بود، کفش کرمی بنددار ورزشی، کوله پشتیام رو هم برداشتم. توی آینه قدی از بالا تا پایین به خودم نگاه کردم. موهام مصری تا بالای گردنم بود، خط چشم و رژم زده بودم. یه بـ ـوسـ واسه خودم فرستادم و از اتاق بیرون اومدم.
-خاله؟!
-جانم؟
به فارسی گفتم:
-خیلی دوست دارم!
گونهام رو بوسید و بغلم کرد.
-خب من دیگه برم.
-برو عزیزم خدا به همراهت!
تا دم در همراهیم کرد. جسیکا با تاکسی منتظرم بود، یه سوت زد و گفت:
-اِی خانوم کجا کجا؟
عشوه اومدم و روم رو اونور کردم. خندیدم و رفتم سوار تاکسی شدم و گفتم:
-اووو جسی رو ببین چه کرده!
-بیا سلفی بگیریم تا له نشدیم!
گوشیم رو در آوردم و تا رسیدیم دانشگاه چندتا عکس گرفتیم. جسیکا عکسا رو گذاشت اینستاگرام. از تاکسی پیاده شدیم، ورودی دانشگاه خیلی شلوغ بود و دوتا اتوبوس وایساده بود.
-بدو بریم تا همه جاها رو نگرفتن!
کرایه تاکسی رو دادم و پیاده شدیم. همه بچهها وایساده بودن کنار اتوبوسا! ماریا ما رو دید، دست تکون داد تا پیشش بریم. کنارش رفتیم و گفت:
-سلام چهطورین؟
-خوبیم تو چهطوری؟
-عالی!
جسیکا با دست به دخترای افادهای و پسرای جنتلمن کنار ماریا اشاره کرد گفت:
-اینا...
ماریا پرید وسط حرفش گفت:
-دوستامن!
میدونستیم دوستاش هستن، بیشتر توی دانشگاه با همینا بود. جو یکم سنگین شده بود. گوشیم رو در آوردم و گفتم:
نیلوفرآبی
0سلام نویسنده جان رمانت عاااااااااااالییییییی خیلی خوب بود ممنونم قلمت مامدگارموفق باشید
۴ هفته پیشAtosa
1من این رمان رو قبلاً توی پی دی اف خونده بودم ولی دوباره توی این برنامه پیداش کردم😂 رمان خوبی بود 👍🏻 من که دوسش داشتم. ( به عنوان شخصی که رمان های تخیلی خیلی دوست داره😂✨)
۴ ماه پیشنازی
0سلام نویسنده جون خوبی رمانت خیلی خوب بود ولی یه مشکل کوچکی داشت پایان رمان یه کم بد بود ولی مطالب خوبی داشت در کل می خواستم بگم دستت روونه و فکر کنم که نویسنده خوبی بشی
۵ ماه پیشاسما
1خیلی زیبا بود و امیدوارم بازم همچین رمان های بزارید
۷ ماه پیشArmiya
2رمان خوبی بود ولی از یه جایی می پرید جای دیگه میتونست بهتر باشه ولی قلمشون خوب بود
۷ ماه پیشلی لی
1خیلی قشنگ بود
۸ ماه پیشفاطمه
0یادش بخیر ۲ سال پیش این رمان رو خودنم اونموقع جزو بهترین رمانهایی بود که خونده بودم الان که دوباره خوندمش متوجه یه سری اشکالات شدم ولی در کل رمان خوبیه پیشنهاد میکنم
۹ ماه پیشمینا
1با اختلاف بهترین رمانی بود که خونده بودم😭
۱۰ ماه پیششارمین
0وایییی عالی بود عالی واقعا خیلی خاص و جذاب بود 🌟💖
۱۱ ماه پیشzahra
0عالی بود
۱۲ ماه پیشآزاده امیری
0واقعا یکی از بهترین رمان های که خوانده بودم بود دست نویسنده اش درد نکنه 🙏🌷
۱ سال پیشسایه
1رمان خوبی بود البته پایانش ابکی تموم شد میشه گف خیلی شبیه سریال فانتزی روزی روزگاری هست
۱ سال پیشمهسا
0خیلی عالی ممنون بود باردوم بود خوندمش
۱ سال پیشرمان خوان
0واقعا قشنگ بود
۱ سال پیش
Shnyan
0خیییییلی خوب بود ، دست نویسنده درد نکنه 🫀💜