دوست داشتی؟
رمان رویای خیس چشمانت اثر الناز محمدی

رمان رویای خیس چشمانت

  • زبان فارسی

متأسفانه این رمان به دلیل اتمام، چاپ یا عدم همکاری نویسنده، در دسترس نیست. ممنون از درک شما.

خلاصه رمان :

میان تاریک وروشن ذهنم رنگ روشن چشمانت یک اقاقی بود…اقاقی که راهم راروشن کرد.. شاید هنوز دلخورم از له شدن زیر نگاه خیست… اما مگر میشود رویای خیس چشمانت رابه دست کابوس فراموشی سپرد… بازبه سویت پرکشیدم که بدانی همه آرزویم چسبیدن به همان رویای خیس است.. برایم بمان…بمان..بمان ورهایم کن از این کوچه پردیوار.. سهم من وتو همان باغ سبز خیال خوشبختیمان است نه باغ خزان زده فراموشی…..

4.9 از 5
بر اساس 770 رای
5
86%
4
13%
3
1%
2
0%
1
0%
شما چه امتیازی می‌دهید؟
کپی شد!
آیدی کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️