خلاصه رمان :
آکرولیزیانا گرهٔ محکم و عجیبیِ که هفت تا زندگی مختلف رو به هم پیوند میزنه. زندگی پروای دیوونه و سرخوش رو که تموم زندگیش توی فسیلها و آرزوهای بزرگ و کارهای بیمحاباش در کنار خونوادهٔ پرجمعیتش خلاصه شده؛ زندگی مهرانا دختر ترسوی محافظه کاری که همیشه فرار رو برقرار ترجیح میده و دنبال راه فراری برای مشکلاتش از جنس شوهره؛ زندگی تاریک لاوینی که دنیاش رو توی آینهای میبینه که فقط چهرهٔ پر از نقاب خودش رو منعکس میکنه و توی اعماق قلبش فارغ از دوست داشتن بقیهست؛ زندگی پر از کینه و نفرت جاوید پسر زخمخوردهای از پایین شهر رو که دنبال پر کردن حفرههای خالی توی قلبشه؛ نیوان یه پسر متقلب و شیاد و در عین حال الکی خوش و بیهدفه که هیچ دستآویزی برای چسبیدن به زندگی نداره و عمرش رو صرف کارهای بیهوده میکنه و دایمون یه کرم کتاب خالی از انرژیِ که توی جمع و دور از کتابهاش لال و فلج میشه اما نفر هفتم کیه؟ یه پسر گمشده توی زمان که مدتهاست راهش به دنیای واقعی رو گم کرده و توی مختصات بی حد و مرزی از ناهنجاری آکرولیزیانا گیر افتاده. همهٔ این شخصیتها و احساسات مبهم و بیتعادل به واسطهٔ آکرولیزیانا دور
آخرین پارت های ارسال شده
-
رمان آکرولیزیانا - پارت 262
*** « مهرانا» دایمون جلوتر از همه راه افتاد و به دنبالش هم جاوید و لاوین رفتن. نیوان چند قدم از من جلو افتاده بود اما همچنان دستم رو توی دستهاش نگه داشته و منتظرم بود. به پروا و ایهام نگاه کردم که در عین نزدیکی خیلی دور به نظر میرسیدن... دوس داشتم همه چیز رو رها کنم و پیششون بمونم اما ای...
بروزرسانی در : ۱۴۶۲ روز پیش
-
رمان آکرولیزیانا - پارت 261
جاوید نگاه قشنگ و عمیقی به لاوین انداخت و خیره بهش، با لحن مطمئنی گفت: مهم نیست چون من باور دارم هر جا و هر وقت دیگهای که ببینمش درست مثل روز اول عاشقش میشم و سعی میکنم مخش رو بزنم. - فقط دیگه قرار نیست به همدیگه دروغ بگیم و وانمود کنیم به چیزی که نیستیم. - یه کاری میکنم که بهخاطر خودم دوس...
بروزرسانی در : ۱۴۶۲ روز پیش
-
رمان آکرولیزیانا - پارت 260
کارد که سهله، اگه نوک انگشتتم بهش میزدی خون فواره میکرد. اگه میزد شل و پلمم میکرد بهم برنمیخورد، اصلاً باید اعدامم میکردن و جنازهام رو میانداختن تو دهن دایناسورها. چه جنایتکار بیرحم بیعاطفهایم که این بدبخت رو زا به را کردم. داشتم بی فکری دیشبم رو فحش کش میکردم و در همون حال هم رسیدم ...
بروزرسانی در : ۱۴۶۲ روز پیش
-
رمان آکرولیزیانا - پارت 259
از ترس و نگرانیم بهش گفتم و ازش خواستم بیخیال من شه و مثل قبل برای بیرون از رفتن از جزیره و کمک خواستن از بقیه تلاش کنه. بلأخره فهمیده بودم که باید هر طور شده ازین جا بریم. بهم لبخند زد و خیلی آروم گفت میریم، به موقعش میریم. بهم قول داد همه چیز درست میشه و نجات پیدا میکنیم تا اونموقع فقط ب...
بروزرسانی در : ۱۴۶۲ روز پیش
آخرین اطلاعیهی رمان آکرولیزیانا
سلام وقت همگی به خیر**بعد از دو سال با رمان بها برگشتم، توی بخش آنلاین در حال پارت گذاریه، برید بخونید حال کنید😌😂💗
اَسماء
در پارت 2620رمان قشنگ و ایده جالبی داشت و واقعا آدم رو همراه می کرد ولی با احترام اصلا پایان درخوری نداشت چون خیلی مبهم بود اینکه چطور همه به یه زمان برگشتن خانواده هاشون چی شدن و.. به هر حال خسته نباشی و موفق باشی
۳ هفته پیشBiti
در پارت 1540این که پروا دیده نفر هفتمه
۴ هفته پیش:/
در پارت 1224اینا که تا دیروز هیچ علاقه ای بهم نداشتن چیشد یهو این از لاوین که سایع جاویدو با تیر میزد اونم از مهرانا ک با نیوان دعوا داشت درسته مشخص بود اینا زوج هم میشن ولی خیلی ضایع و یهویی علاقمندشدن:/
۵ سال پیشFara
در پارت 12210جاوید از همون اولش عاشق لاوین بود لاوینم به خاطر ترس و تنهاییش و اینک فکر میکنه داره میمیره دلش گرفته و یادش افتاده، در ضمن مهرانا نگفته عاشق نیوانه فقط ممکنه یه حس هایی داشته باشه هنوز چیزی نشده ک😕
۵ سال پیشAla
در پارت 12212این خواننده ها و بچه هان ک سریع جو میدن و همه چیزو بزرگ می کنن وگرنه اینا که کاری نکردن چیز خاصی نگفتن فقط چون موقعیتشون حساسه احساساتی شدن الانم فقط داره جرقه های علاقشون زده میشه یهویی هم نیست
۵ سال پیش۰۰
در پارت 1224خب میدونی لاوین مغروره خیلی مغروره فک کنم حتی تو خلوت خودشم واضح از علاقش به شخصی حرف نمیزنه برای همین این زمان که فکر میکنن قرارع بمیرن کم کم ب همه یِ رازایِ دلشون تو ذهنشون اعتراف میکنن دیگه همین
۵ سال پیشBiti
در پارت 1220نه وقتی از هم دور شدن و بینشون فاصله افتاد و هم و ندیدن اون حس کمکم خودش و به شکل دلتنگی نشون داد و بعدش که فکر میکردن مردن و دیدن با مرگ اونا بهم میریزن فهمیدن یه حسابی وجود داره
۴ هفته پیشS
در پارت 1218شمایی که میگید چرا باید برای پروا دلش بلرزه بایدبگم پروا اصلارفتارش بچه گونه نیست اصلا نیوان عاشق کی بشه عاشق اون لاوین که خودخواهه ومهرانایی که خیلی ترسوی😶ولی پرواخیلی باحاله البته اوناهم خوبن اماپر
۵ سال پیشارغوان
در پارت 12114خب ببین اینا اصلا برای اینکه به تکامل برسن اومدن آکرولیزیانا اگه مهرانا و لاوین عیب دارن قطعا پروا ام داره اونم زیادی بی پروا و الکی خوشه که اینم بده . از اول رمان درباره زندگی پروا فقط زیاد توضیح داد
۵ سال پیشارغوان
در پارت 12121اگه مهرانا ترسوعه بخاطر سخت گیریای خانوادشه ، اگه لاوین خودخواهه برای اینه که همه قلبشو شکوندن که اینجوری شده پس عیب های اینا دلیل داره سعی کنید شخصیت های دیگه ام درک کنید و انقد رو پروا زوم نباشید
۵ سال پیشBiti
در پارت 1211من همه جوره لاوین و درک میکنم چون دقیقا شبیه خودم هس با این تفاوت که من هنوزم نمیتونم الویت اولم خودم باشم و سخت گیری ها هم مثل مهرانا هس
۴ هفته پیشسارینا
در پارت 1210حالا اگه زنده باشه
۵ سال پیشBiti
در پارت 1050از الان بگم لاوین و جاوید باهم شیپ میشن،پروا و شهاب باهم،مهرانا و نیوان باهم
۴ هفته پیشBiti
در پارت 610فکر کنم هفت تا تکمیل شد،نیوان،جاوید،شهاب,دایمون،لاوین،مهرانا،پروا
۴ هفته پیشماهی
در پارت 510سلام به نویسنده رمان خیلی خوبیه تا اینجا باهاش حال کردم ولی دلم میخواد جاوید و پروا باهم باشن
۱ ماه پیشزهرا 🩷
2اولین رمانی که تو دنیای رمان خوندم و بی نظیره
۲ ماه پیشهرو
1هر وقت دلم می گیره میام چند تا پارت رندوم می خونم😌😁 یادش بخیر بهترین رمان طنزی که تا حالا خوندم✌️❤️
۲ ماه پیشارغوان
0سلام، رمان بی نظیری بود اما خیلی دوست داشتم ادامه داشت شایدبا جلد دوم خیلی خوب میشد، سر گذشت ها به نظرم کامل نبود اینکه چه برهه زمانی برگشتن یا برای خانواده ها چه اتفاقی افتاد، خیلی هم غلت املایی داشت وبعضی مواقع میتونستی بفهمی باهم حرف میزنن یا خودشون🥰🥰😁😁
۲ ماه پیشJan
2تو خودت تو یه پیام کوتاه هم غلط املایی داری توقع داشتی نویسنده تو دویست و خورده ای پارت دستش نخوره غلط املایی داشته باشه؟😂
۲ ماه پیشگلاره
1بریم برای شروع مجدد این شاهکار هر وقت دلم می گیره برمی گردم از اول می خونم حسابی حالمو خوب می کنه😍😍
۲ ماه پیشTara
1قشنگ ترین رمانی که خوندم، سراسر هیجان و زیبایی بود😍😍 پایانشم خیلی خوب بود، همه به لیاقت و تکاملشون رسیدن👌 واقعا عجب قدرت تخیل و فکری داری نویسنده احسنت به این ذهن خلاق🫂💞
۲ ماه پیشFati
1طنزش خیلی خوبه فکر نمی کردم رمانی پیدا شه که اینطوری خنده رو لبم بیاره😁😂❤️👌👌
۲ ماه پیشMahdis a
1یکی از قشنگ ترین بخش ها شخصیت پردازی بود، واقعا خیلی قدرت می خواد که شیش تا شخصیت اصلی با داستان و صدای واضح و گیرای خودشون خلق کنی و مخاطب با همشون انس بگیره👌👌
۲ ماه پیش

زهرا
در پارت 2621رمان قشنگیی بود و داستان جدید و جالبی داشت و اینقدر قلم زیبا و عالیی داشت نویسنده که ادم با هر خطی که میخونند احساساتی میشد یا میخندیدیم و یا بغضی میشدیم درکل زیبا و عالیی بود ممنون نویسنده ی عزیز قلمت مانا ان شاالله هرجا هستی موفق و سربلند باشی💖✨