خلاصه رمان عاشقانه از نفس افتاده
داستان از زبان هیوا بیان میشه دختر سخت کوشی که فوق معماری داره و شرکت پدرش رو اداره میکنه .پدر و مادر هیوا بر اثر تصادف فوت شده اند و او کم کم با کمک برادرش هومن که پزشکه به روزهای عادی بر می گردند اما در این بین همسر یک وکیل به نام پرهام بر اثر تزریق اشتباه در بیمارستان کشته میشه و با وجود اینکه هومن ادعا میکنه که دارو رو تجویز نکرده به زندان میافته هومن تا مرگ و اعدام فاصله ای نداره و خواهرش هیوا به هر دری میزنه اما التماسهاش تنها با یک شرط پرهام مواجه میشه یک سال با او ازدواج کند و مثل یک زندانی در خانه ی او اسیر باشد و دست از کار و برادرش بشوید در صورت بارداری هیوا شرط طلاق بعد از یک سال منتفی است هیوا با وجود اینکه مدیر شرکت بزرگیست دل در گرو عشق پسر دایی اش که در انگلیس ساکن است دارد برای نجات برادرش این شرط را میپذیرد و پا روی خودش می گذرد... اما سرنوشت چه رقم زده پایان خوش
قسمتی از متن رمان از نفس افتاده
فاطمه
1رمان خوبی بود مخصوصا خواهر برادریشون ولی مریم گلی اگه میخواین دین ومذهبو نشون بدین خوب نشون بدین نمیگم حتما چادری باشه ولی هیوا *** میخوند ولی هم حجاب رعایت نمیکرد هم با نامحرم دست میداد هم میرقصید وحتی مشرووب مگه میششه
۴ روز پیشفاطمه
0رمانش خوب بود مخصوصا خواهربرادریشون ستودنی بود مریمی گلی اشکال هم داشتین اگه میخواهین دین ومذهبو نشون بدین خوب بدین هیوا *** میخوندنمیگم حتما چادری باشه ولی هیوا *** میخون ولی با نامحرم دست میداد ومیرقصید وحتی مشروب میخورد مگه میششه😍?؟؟!!
۴ روز پیشآرام
1رمان خیلی خوبی بود ممنونم از نویسنده خلاقش😍
۱ هفته پیشبیکار رومان خون
0خیلی مسخره و طولانی و پر حاشیه و هسته کننده بود.کاش این همه وقت نداشته بودم
۱ هفته پیشآرام
0کسی مجبورت نکرده بود که بخونی درضمن تو خودت همچین خلاقیتی رو داری ؟
۱ هفته پیشپناه
0خیلی رمان قشنگی بود واقعا ارزش خوندن داشت ممنون از نویسنده محترم ♥❤❤
۲ هفته پیشآیرین
7نقطه قوت رمان این بود که هیوا با پرهام نموند و نشون داد دخترا نباید با چهارتا کلمه آره عاشقتم و دوست دارم و اینا بلاهایی که اون فرد به سرشون آورده رو فراموش کنن و بایه آدم بیمار روانی به زندگی ادامه بدن
۲ ماه پیشستایش
0چرا دانلود میکنم فقط میزنه قسمت اول نمیاره برام 🫠🙄
۱ ماه پیشتیانا
1عالی بود داستانش ممنون از نویسنده من ک خیلی دوستش داشتم
۱ ماه پیشناشناس 1
0اسم اومن رمانه که دختر و پسره اجباری ازدواج میکنن دختر باردار میشه دختره بچشو سقط میکنه پسره افسرده میشه عاشق میشن اما میفهمن سقط موفقیت امیز نبوده و بچرو دنیا میاره چی بوده؟؟؟
۲ ماه پیشرها
3رمان خوبی بود ارزش خوندن داشت اوایلش قابل پیش بینی نبود اول فکر کردم با پرهام ادامه میده بعد دیدم نه گفتم با هامون ادامه میده بازم نه 😂و یه چیز دیگه اینکه نویسنده سلطان اسم های عجیب غریب بود واقعا ؛ هومان و همیشا و فریاد و یامین و...
۴ ماه پیشرزا
0🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣واقعانم
۲ ماه پیشآناهیتا
2خیلی رمان خوبی بود بیشتر مثل زندگی واقعی بود تا تخیلی
۲ ماه پیشحمید
0عالی❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️
۲ ماه پیشفاطیما
0خوب بود.ازخوندنش پشیمون نیستم
۲ ماه پیشآیرین
1برعکس خیلی هاهم هم که از گفتن جزئیات لباس خوششون نمیاد من دوست دارم اینو چون کاملا میتونم تصور کنم و با رمان ارتباط بگیرم این خلاقیت نویسنده رو نشون میده
۲ ماه پیشآیرین
2به نظرم رمان قشنگی بود خیلی خوب نشون داد که *** خوندن و دردودل کردن با خدا میتونه چقدر به آدم کمک کنه دوسش داشتم واقعا تاثیر گذار بود بیشتر به نمازم اهمیت میدم:) آها راستی دلم میخواست بجای اینکه پرهام خودشو با تیر بزنه اعدام بشه چهارپایه رو هم خوده هیوا از زیر پاش بکشه
۲ ماه پیش

tina
0فوق العاده زیبا خیلی قشنگ بود ممنون از نویسنده