پارت دویست و شصت و یک :

جاوید نگاه قشنگ و عمیقی به لاوین انداخت و خیره بهش، با لحن مطمئنی گفت: مهم نیست چون من باور دارم هر جا و هر وقت دیگه‌ای که ببینمش درست مثل روز اول عاشقش میشم و سعی می‌کنم مخش رو بزنم.
- فقط دیگه قرار نیست به هم‌دیگه دروغ بگیم و وانمود کنیم به چیزی که نیستیم.
- یه کاری می‌کنم که به‌خاطر خودم دوسم داشته باشی.
- بهت قول میدم توی یه زندگی دیگه عاشق بهتری باشم و هیچ‌وقت قلبت رو نشکنم

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۲۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۴۶۲ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • Dayana

    1

    قلبم💔این پارت زیادی دردناک بود 🥺یه سوال؟ درسته که لباس محافظ ایهام اندازه هیچکس نمیشد ولی چرا لباسای مادرشو نداد بهشون تا ینفر دیگه هم سالم بمونه؟

    ۴ سال پیش
  • *_*

    1

    بسی زیبا خوشمان آمد..🗿

    ۴ سال پیش
  • یه بنده خدایی

    2

    خیلی قشنگه قبلا درک نمیکردم که چرا نویسنده های رمان های آنلاین دیر پارت میزارن ولی الان با تموم وجودم درک میکنم که چقدر برای یه پارت زحمت میکشن خیلی ممنونم از نویسنده عزیزم و زحمتکش

    ۴ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️