خلاصه رمان عاشقانه قلبم طاقت بیار
زندگی کردم با این سختی سختی نگویم این غم است غم از دست دادن روحم،جانم این زندگی نیست رگبار غم است داستانی زییا که داستان زندگی یک دختر درد کشیده و فقیر را به تصویر میکشد. داستان دختری که بخاطر پانصد هزار تومان فروخته میشود. فروخته میشود به یک مرد سن و سال دار. این مرد چهار پسر دارد و در این بین، دو نفر از پسرهای این آقا، عاشق دخترک قصهی ما میشوند. یکی با خشم، عصبانیت و شکنجه دادن دخترک عشق خود را نشان میدهد ولی پسر بعدی با عشق و محبت. کدام یک پیروز میشود؟ کدام یک قوی تر است؟ عشق پیروز میشد یا قدرت؟ دخترک قصه کدام را انتخاب میکند؟
قسمتی از متن رمان قلبم طاقت بیار
مبینا
0عالی بودخیلیییییییی
۲ ماه پیشیه بنده خدایی
0یعنی براتون متاسفم یعنی چی دخترو مثل برده و وسایل نشون میدین رمان خوبی بود ولی چون که همه ریشه هاش به برده و کالا بودن دخترا از نظر مردا بود نپسندیدم
۳ ماه پیشآوین
1خیلی رمان خوبی بود عالی عالی عالی هرچی بگم کمه ممنون از نویسنده ی عزیز🤩🤩🤩
۵ ماه پیشرمان خون
0خیلی خوب بود کاش شروین و دلبر باهم میموندن اون قسمت که پلیس شروین رو دستگیر کرد رابطشون خیلی خوب بود کاش ادامه میدادین به هر حال خوشم اومد خوب مینویسین
۵ ماه پیشرمان خون
0خیلی خوب مینویسین فقط کاش شروین و دلبر به هم میرسیدند اون قسمت که شروین گیر پلیس افتاد خیلی عاشقانه بود رابطشون کاش ادامه میدادین چون نوشته بودین خوب شده انتظار این پایان رو داشتم ولی سپاسگزارم طرفدار رمان هاتون شدم ممنون
۵ ماه پیشبیتا
1تا جایی خوب بود ولی آخرش اصلا جالب نبود آخرش جوری بود که انگار قرار ادامه داشته باشه بعد مگه قرار نیست ی روزی برگردن بازم خوب بود ولی میتونست بهتر باشه
۱۰ ماه پیشMaede
5رمان خیلی چرتی بود کاملا تخیلی و فانتزی😑😑
۱۱ ماه پیشARMY
0رمان خوبی بود ولی از پایانش اصلا خوشم نیومد پایانش طوری بود که دلبر و ساشا برگشتشون به ایران ریسک بزرگیه و ممکنه شروین اونارپ ببینه و فاجعه رخ میده
۱۲ ماه پیشملک محبت
0خوب بود
۲ سال پیشدختر ماه
0نسبتا خوب بود ولی میتونست بهتر باشه🙂🙂
۲ سال پیشDina
0اوممم.خوشششمااان آممممد😂🖤
۲ سال پیشتانیا
4آخه شروین و تانی بهم نمی خودن اون قسمت خواستگاری واقعا حرص خوردم
۳ سال پیشریحانه
1افتضاح خیلی خیلییییی چرت بود
۳ سال پیشغزاله
2قشنگ بود ولی بعضی جاهاش خیلی فیلم هندی بود بعدشم دلم یه کمی به شیرویه هم میسوخت خوب اونم از رو محبت اینجوری میکرد دلبرم خیلی بی انصاف بود دگه زنش شده بود و نویسنده یه کم رو خطوط تمرین کن خوش خط نبود
۳ سال پیش
مهاجر
0عالی بود ممنونم از نویسنده عزیز