پارت دویست و پنجاه و نهم :

از ترس و نگرانیم بهش گفتم و ازش خواستم بی‌خیال من شه و مثل قبل برای بیرون از رفتن از جزیره و کمک خواستن از بقیه تلاش کنه.
بلأخره فهمیده بودم که باید هر طور شده ازین جا بریم.
بهم لبخند زد و خیلی آروم گفت می‌ریم، به موقعش میریم.
بهم قول داد همه چیز درست میشه و نجات پیدا می‌کنیم تا اون‌موقع فقط باید از زمان و حال خوبی که داریم استفاده کنیم.
طوری غرق داستان و حرف‌هاش شده بودم ک

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۲۳ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۴۱۸ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!