پارت بیست و هفتم :

حوصله‌م رو سر برد.راهم رو کج کردم و به سمت باغ راه افتادم.هر چند فضای باغ ترسناک به نظر می‌رسید اما از حالت شناور بودنم لذّت می‌بردم.تصاویری که جلوی چشم‌هام می‌دیدم شبیه به فیلم‌های سیاه و سفید قدیمی بود.حس این رو داشتم که زمان خیلی سریع‌تر از همیشه سپری می‌شه.وقتی راه می‌رفتم تو یه چشم به‌هم زدن مسافت زیادی رو طی می‌کردم و قدم‌هام به طرز عجیبی سریع و نامحسوس بودن.یهو ریونیز کنارم

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۸ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۴۳۹ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!