دوست داشتی؟
رمان ترسناک زمزمه در شب جلد دوم اثر زهرا باقری

رمان زمزمه در شب (جلد دوم)

  • 27.6K 👁
  • 96 ❤️
  • 556 💬

همه‌چیز با ناپدید شدنش شروع شد. کسی نگفت کجا رفت... فقط گفتن «گم شد». اما حقیقت، چیزی ورای گم شدن بود. قدم گذاشتن تو دل تاریکی، برای نجات، یا شاید... برای گم شدن دوباره. چیزی که تو سایه‌ها زندگی می‌کنه، حالا بیداره...

بیشتر...
میتونی این رمان رو با دریافت سکه از طریق دیدن تبلیغ، رایگان بخونی!!
دریافت سکه
هنوز عضو رمان نشدی؟

برای اینکه بتونی این رمان رو بخونی باید عضو رمان بشی. پس همین الان روی دکمه زیر ضربه بزن تا درخواستت ارسال بشه.

کد عضویت داری؟

کد و وارد کن

1
۲۰۱ روز پیش

2
۲۰۱ روز پیش

3
۲۰۱ روز پیش

4
۲۰۱ روز پیش

75
۴۴ روز پیش

76
۴۱ روز پیش

نظر خود را ارسال کنید

توجه کنید : نظر شما نمیتواند کمتر از 10 کاراکتر باشد.
برای اینکه بتونیم بهتر متوجه نظرتون بشیم، لطفا به این سوالات پاسخ بدید:

  • کدام بخش از رمان رو بیشتر دوست داشتید؟
  • کدام شخصیت رو بیشتر دوست داشتید و چرا؟
  • به بقیه خواننده‌ها چه پیشنهادی می‌کنید؟

به عنوان یک رمان خوان حرفه‌ای با پاسخ به این سوالات، به ما و سایر خوانندگان کمک می‌کنید تا دیدگاه کامل‌تری از رمان داشته باشیم.

آخرین نظرات ارسال شده
  • Nava

    0

    کاش رمان بعدیت ترکیبی از ژانر جنایی و ترسناک باشه، مثلاً یه پرونده قتل که مربوط به دنیای ماوراءالطبیعه هست و قاتلش فقط در ظاهر شبیه آدم هاست... شخصیت اصلی هم میتونه پسرِ یکی از پلیس ها باشه که توی چیزی دخالت میکنه که بهش مربوط نیست 😬

    ۳ روز پیش
  • معصومه

    در پارت 230

    وااااااایایایایایایویوایوییاویایویایوییاوییایویایویایویایوبی این صحنه ی اکو با اختلاف زیاد در صدر جدول قرار می گیره😌♥️ حتی از اون صحنه ی میلاد و *** خونه بین راهی هم ترسناکتر بود وای خدا😭😭😭 کاش تو تاریکی می خوندمش

    ۴ روز پیش
  • زهرا باقری | نویسنده رمان

    کدوم قسمته؟ من یادم نیست چی شده بود🤣

    ۴ روز پیش
  • معصومه

    در پارت 230

    همونجا که رفتن سمت کوه برای کمک بعد مهدی هرچی داد می زد می گفت آقاهه تکرار می کرد تهش مهدی رو به مهرداد گفت این چرا هر چی میگم تکرار می کنه که باز دوباره طرف حرفشو تکرار کرد وسایویایویایویا خیلی خوب بود مثل به عقب راه رفتن جنه جلو میلاد

    ۳ روز پیش
  • زهرا باقری | نویسنده رمان

    آهاااااا آره باحال بود 😂♥️

    ۳ روز پیش
  • معصومه

    در پارت 760

    باورم نمی شه تموم شد... خوبه که قراره در آرامش زندگی کنن ولی ... 😭😭😭😭 دلم براشون خیلی تنگ می شه ازتون ممونم بابت خلق همچین ماجراها و شخصیتای دوست داشتنی ♥️☺️

    ۴ روز پیش
  • زهرا باقری | نویسنده رمان

    منم دلم تنگ میشه براشون🥲♥️ عزیزی ♥️ ممنون از خودت که همراهیم کردی🥹♥️

    ۴ روز پیش
  • معصومه

    در پارت 740

    هر شش جلد! از همون شبی که مینا وارد روستا شد و ماجراها شروع شد تا همین ماجرای غیب شدن سیاوش؛ محشرن❤

    ۴ روز پیش
  • زهرا باقری | نویسنده رمان

    خوشحالم دوسش داشتی، درکل خوشحالم این شش جلد هیچ نقد منفی نداشت تو این سه سال و همه با انرژی خوب و مثبت کنارم بودین 🥹🙏♥️

    ۴ روز پیش
  • معصومه

    در پارت 690

    دلم برا جاوید می سوزه، ولی خب... 😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭

    ۴ روز پیش
  • زهرا باقری | نویسنده رمان

    بهترین کار برای جفتشون همین بود☹️

    ۴ روز پیش
  • معصومه

    در پارت 700

    آخیییییی 😭😭😭😭😭

    ۴ روز پیش
  • مرضیه

    در پارت 561

    ببین بدبختاچی کشیدن این چندروزکه الان خودشون دارن دنبال جنامیکنن

    ۳ ماه پیش
  • زهرا باقری | نویسنده رمان

    وای 🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣

    ۳ ماه پیش
  • معصومه

    در پارت 560

    😂😂😂😂😂😂😂 دقیقا

    ۴ روز پیش
  • معصومه

    در پارت 40

    گناهی مهرداد 😂😂😂

    ۴ روز پیش
  • Jermy

    0

    جلد اول و دوم زمزمه در شب از زاویه دید کیه؟

    ۶ روز پیش
  • زهرا باقری | نویسنده رمان

    جلد اول چند پارت سیاوش و بقیه اش سهیل، جلد دوم به طور کامل مهرداد

    ۶ روز پیش
  • Jermy

    0

    بعد از خوندن مجموعه سایه من، همیشه دلم میخواست داستان رو از دیدگاه مهرداد بخونم.

    ۶ روز پیش
  • نانا

    0

    سلام. من داشتم کامنت های پایین رو میخوندم و دیدم که بقیه هم مثل من معتقدند که مهرداد در ظاهر انگار به سیاوش ببشتر از میلاد اهمیت میده. اما وقتی درموردش فکر کردم فهمیدم که اصلا اینطور نیست. اینگه مهرداد به سیاوش اهمیت میداد فقط بخاطر این بود که سیاوش به حرف هاش گوش میکرد برعکس میلاد.

    ۲ هفته پیش
  • نانا

    0

    سیاوش مهرداد رو همراهی میکرد.حتی اگه اون کارهایی که انجام میدادن درست نبود. پس نتیجه میگیریم که مهرداد بخاطر تنهاییش انقدر به سیاوش وابسته شده بود. مادر که نداشت پدرشم اصلا اعصاب نداشت و برادری که به حرف هاش توجه نمیکرد و هیچوقت سعی نکرد دوستش باشه. مهرداد میلاد رو خیلی دوست داره حتی اگه محدودش کنه.

    ۲ هفته پیش
  • نانا

    0

    و مهرداد اصلا خودخواه نیست با اینکه میلاد در ظاهر نشون میده اصلا با رفتار و شخصیت میلاد اوکی نیست.البته میلاد مهرداد رو خیلی دوست داره هااا فقط در ظاهر اونجوری القا میشه به آدم. خلاصه من از اینکه قضاوت کردم مهرداد رو عذاب وجدان گرفتم و گفتم اینجا مطرح کنم تا بقیه هم بدونن😁

    ۲ هفته پیش
  • زهرا باقری | نویسنده رمان

    آخ یکی بالاخره حسی که من خواستم القا کنم و گرفتتتت🥹🥹🥹😍😍😍 این همون چیزیه که سعی کردم به خواننده نشون بدم🦋🦋🦋🦋🫠🫠🫠🩷

    ۲ هفته پیش
  • نانا

    0

    جدی؟!🥹🥹 چقد باهوش تشریف دارم😎🤣

    ۲ هفته پیش
  • آهو

    0

    سلامممم من باز اومدممم🤕😂 فقط جهت اینکه یادت نره من منتظر رمان زندگی مرتضی ام😂 من توی سایه ی من هروقت حرف مرتضی پیش میومد از میلاد بیشتر واکنش نشون میدادم🤣 الانم که منتظر زندگی نامه ی مرتضی نشستم🤕🤕

    ۳ هفته پیش
  • زهرا باقری | نویسنده رمان

    نههههه منتظرش نباششش😭😭😭

    ۳ هفته پیش
  • آهو

    0

    اصلا راه نداره😕 به جان خودم من نمیتونم منتظر همچین رمانی از تو نباشم🤕 میدونم توام دلت نمیاد دل منو بکشونی😭

    ۳ هفته پیش
  • زنِ سیاوش

    در پارت 230

    جلد دوم داره منو می ترسونه🥸

    ۳ هفته پیش
  • زهرا باقری | نویسنده رمان

    بعد از پنج مجموعه تازه اینجا داری می‌ترسی یکم؟🤣🤣🤣🩷🩷🩷

    ۳ هفته پیش
  • زنِ سیاوش

    در پارت 230

    از بس شجاع ام ≧⁠▽⁠≦⁠ جدا از شوخی بقیه جلدها هم ترسناک بودن ولی این جلد خیلییییی بیشتر.

    ۳ هفته پیش
  • زهرا باقری | نویسنده رمان

    اینجاش جالبه که یادم نمیاد خود من موقع نوشتن یا بعداً موقع خوندنش ترسیده باشم، همچین آدم شجاعی نیستم ولی نمی‌دونم چرا رمانای ترسناک تاثیری روم ندارن 😂

    ۳ هفته پیش
  • زنِ سیاوش

    در پارت 230

    حس ات یه جورایی قابل درکه😂 راستی قراره رمان جدید با ژانر ترسناک بنویسی؟

    ۳ هفته پیش
  • زهرا باقری | نویسنده رمان

    آره اونم ترسناکه ولی با شخصیت های کاملاً جدید

    ۳ هفته پیش
  • زنِ سیاوش

    در پارت 230

    هوراااا، پس بی صبرانه منتظرم.

    ۳ هفته پیش
  • زنِ سیاوش

    در پارت 740

    راستش عاشق همشون شدم و از همه بیشتر آمین و جلد دوم زمزمه در شب عالی بود ایده روستای اجنه((((:

    ۳ هفته پیش
  • زهرا باقری | نویسنده رمان

    منم خودم بین همه کوه آمین و خیلی دوست دارم🥹😍

    ۳ هفته پیش
  • زنِ سیاوش

    در پارت 740

    خوشحالم که هم نظریم✨️ کارِت درستههههه🩶

    ۳ هفته پیش
  • Ken

    0

    دو جلد زمزمه در شب بعداً رایگان میشن؟ من تازه این پلتفرم رو نصب کردم ممنون می شم راهنمایی کنید.

    ۳ هفته پیش
  • زهرا باقری | نویسنده رمان

    نه این دو جلد برخلاف بقیه رایگان نمیشن 💜 🩷

    ۳ هفته پیش
  • Ken

    0

    مشکلی نیست؛ قلم شما ارزشش رو داره چون همه ی رماناتون رو خوندم.

    ۳ هفته پیش
  • زهرا باقری | نویسنده رمان

    خیلی خیلی ممنونم از لطف و درک بالاتون🥰🥹🙏 امیدوارم جسارت نشده باشه، باعث افتخاره همراهیتون🩵🩷

    ۳ هفته پیش
  • Ken

    0

    باید درخواست عضویت رو بزنم، درسته؟ یا باید سکه بگیرم؟

    ۳ هفته پیش
  • زهرا باقری | نویسنده رمان

    فکرنکنم درخواست عضویت و باید بزنین، با سکه گرفتنم میشه. درکل از جزییاتش زیاد اطلاعی ندارم امتحانش نکردم هنوز

    ۳ هفته پیش
  • بهارااا

    در پارت 760

    تو یک هفته حتی کمتر سایه من سه جلدش و با کوه آمین و زمزمه در شب و تموم کردم الان بدجوری وابستشون شدم عجب قلمی داری:))دلتنگشون میشم

    ۳ هفته پیش
  • زهرا باقری | نویسنده رمان

    عزیزی 🥹🥰🩷 ممنون از حمایتت 🥹🩷🩷

    ۳ هفته پیش
نحوه جستجو :

جهت پیدا کردن رمان مورد نظر خود کافیه که قسمتی از نام رمان ، نام نویسنده و یا کلمه ای که در خلاصه رمان به خاطر دارید را وارد کنید و روی دکمه جستجو ضربه بزنید.