خلاصه رمان :
ماجرا در مورد پسری به اسم امیر که با دوست هاش میرن به عروسیه پسر عموی یکی از دوستانش که تو روستا زندگی میکنند...و اونجا درباره یک روستایی میشنوند که بنظر متروکه میاد و شایعه شده که تو اون روستا اتفاقات عجیبی برای مردم اونجا اتفاق افتاده و اونجا موجودات ماورالطبیعه ای زندگی میکنند و امیر و دوستانش کنجکاو میشوند تا برن به اون روستا وببینند که آیا این شایعه ها واقعیت دارند یا نه.
قسمتی از متن رمان روستای وحشت
Najme
0نه به واقعیت نزدیک بود نه ترسناک داوود وقتی مرده کی از اتفاقی که براش افتاده داره تعریف میکنه داستان خیلی ضعیف
۱ هفته پیشآیدا
1نویسنده بین ۱۰ تا ۱۵ ساله
۲ هفته پیشزهرا
1درسته که حن خوب و بد داریم ولی جن بد بازم اگه اذیتش نکنیم کاری بهمون نداره
۴ هفته پیشالمیرا
0چرا هربار دانلودش میکنم ی قسمت میاره برام. چیکار کنم همه قسمتاش بیاد بالا؟
۳ ماه پیشزهرا
1چون فقط یک قسمت داره
۴ هفته پیشاون دوتا قبل اینکه ن
0اونا دوتا قبل اینکه بمیرن امیر و حسین رو ندیدن ک بگن چی دیدم وچرا فوت شدن امیر از کجا میدونهه؟!
۲ ماه پیشاف اف
3جالب بود و انگار که این اتفاق واقعا برای چند نفر افتاده بود اینکه چطور آنقدر راحت با مرگ دوستانشون کنار اومدن؟
۲ ماه پیشریدم ب خودم
2این چی بود دیگه تا صبح خوابم نمیره
۴ ماه پیش...
0و راستی اسم رمانت واقعا جالبه و قشنگه✨🤍
۵ ماه پیش...
4قلم ضعیف بود و داستان اونقدر جذاب نبود که خواننده رو جذب خودش کنه و به خواننده حس انشا کلاس چهارم رو میدهد و بعضی از جاهای رمان اصلا جور در نمیومد و سریع داستان رو شروع کردی و سریع تموم و میشه گفت خیلی جزئی بود امیدوارم پیشرفت کنی در کل داستان جالب بود فقط ی سری اشکال داشتی
۵ ماه پیشوینچستر
0خوب بود ترسناک بود ممنون👍
۵ ماه پیشملینا
0عالی بود
۵ ماه پیشآتنا
1واقعیت داشت ؟؟؟؟!!!!!
۵ ماه پیشخیلی ترسیدم نصف شب🖤
1ممنونپاز سازندش خیلی ترسناک و هیجانی بود نصف شب فلبم اومد تو دهنم😭🖤
۶ ماه پیشمریم
1غلط املایی زیاد داشت و بنظر من ک بهتر بود با زبان محاوره ای نوشته میشدتا بلکه یکم روی خواننده تاثیر داشته باشه این فضا سازی واینکه رده سنی داشته باشه رمانا خیلی خوب میشه آخه این یکمی بچگانه بود
۶ ماه پیش

زینب
0خیلی خوب بود ممنون👌