دوست داشتی؟
رمان طنز رفاقت ممنوع جلد سوم اثر ریحانه عیسایی جلد رمان

رمان رفاقت ممنوع (جلد سوم)

  • زبان فارسی
  • 704.3K 👁
  • 3.5K ❤️
  • 18.3K 💬
خواندن پارت اول

خلاصه رمان طنز رفاقت ممنوع (جلد سوم)

قدرت دبیرستان پسرانه‌ی طبقه‌ی بالا روز به روز بیشتر سایه می‌کشه و این سایه راهنمایی‌های طبقه‌ی پایین رو بیشتر می‌بلعه. همه‌چیز به دو بخش تقسیم میشه، بهشت بالا و جهنم پایین‌. از بین اعلامیه‌هایی که چهارشنبه‌ی هر ماه از طرف بالا نشین‌ها روی بُرد پرورشی راهنمایی چسبونده میشه، یکی از اعلامیه‌ها عجیب‌ترین عنوان رو داره«عضوگیری کلاب سرگرمی شین اِف‌اِف». عده‌ای کنجکاو و عده‌ای ترسیدن چون این خبر آنچنان که به نظر می‌رسه خوب نیست. در این بین توی ذهن تازه‌وارد پر حاشیه افکار عجیبی می‌گذره و اون قدرت تغییره. باید تغییر داد تا به دست آورد؛ اما اون نمی‌دونه چاله‌ی پیش رو عمیق‌تر از افکار ذهنشه. حالا بزرگ‌ترین گره داستان دست منه، گرهی که یک سرش به زندگی خودم وصل شده. باید کلاف‌های این داستان رو دونه‌دونه از هم باز کنم تا بتونم به سر رأس قصه‌ای برسم که آدم‌های مهم‌ زندگیم رو دور گودال عمیقی جمع کرده.

پارت اول

#آنچه_گذشت در فصل دوم
صدای زنگ پیام گوشیم باعث شد یه لحظه استاپ کنم.
چون تجربه‌ی خفنی از یهویی لرزیدن اعلان گوشیم نداشتم دیگه حواسم از تئاتر روبه‌رو به کل پرت شد و فقط با استرس گوشیم رو از جیب شلوارم درآوردم؛ یعنی کی می‌تونست باشه این موقع شب.
صفحه‌ی گوشی رو جلوی صورتم گرفتم و اعلان رو باز کردم؛ یه آیدی عجق وجق ناشناس توی تلگرام عکسی رو برام فرستاده بود.
روی فلش زدم و منتظر موندم تا عکس دانلود بشه.
نیم نگاهی به عربده‌های اکبری که دم آخری بدجوری رد داده بود انداختم که پشت سر هم با دست به سر و صورت می‌کوبید و ضجه می‌زد.
عکس که باز شد من تا ثانیه‌های اول فقط و فقط روی گوشی میخ موندم؛ ضربانم جوری بالا رفت که دستم رو ناباور روی چشم‌هام کشیدم.
چی داشتم می‌دیدم؟ این واقعی نبود درسته؟ این عکس صمیمی‌تر از چیزی بود که بخواد قابل توجیه باشه، هرچی هم توی ذهنم تلاش می‌کردم توجیهش کنم خود فضای عکس این اجازه رو نمی‌داد.
یه عکس قدیمی برای سه چهار سال پیش و شهرام و فرزین! شهرام و فرزین که با لباس بسکتبال دست‌هاشون رو گردن همدیگه انداخته بودن و با لبخند صمیمی به دوربین خیره بودن.
نه! این خود فرزین بود، کشیدگی چشم‌هاش کات ابروش لب‌های جمع شده و صورت خشن و وحشیش؛ این عوضی درست کنار شهرام بود با لبخند و حالت چشم‌هایی که شاید قبلاً به این اندازه وحشتناک نبودن.
توی قلبم یه چیزی محکم و بزرگ سنگینی کرد، توی اهنم هزارتا چیز گذشت که حتی نباید ذره‌ای بهشون پر و بال می‌دادن وگرنه دیوونه می‌شدم.
شهرام، برادر من با فرزین؟ عوضی‌ترین آدمی که زندگی یه عده رو جهنم کرده؟ نه نه!
دست‌هام با شدت کنار بدنم مشت شد و نفس‌هام هر لحظه بیشتر مثل مشت به بیرون کوبیده شد.
کی فکرش رو می‌کرد که توی همین چند ثانیه دیوونه‌ بشم؟ افکار توی ذهنم مثل آتیش شعله می‌کشیدن و من نباید بیشتر از این اجازه می‌دادم که ذهنم نسبت به برادر خودم این‌طور کثیف فکر کنه.
نمی‌شد، نمی‌تونستم افکار مثل یه موج بزرگ توی سرم در گردش بودن که چرا؟ که چطوری؟ شاید توضیحی داشت، ولی من ترسم از توضیح نداشتنش بود چون ذره‌ای نمی‌شد این عکس رو توجیه کرد.
این ناشناس عوضی کی بود؟ با سرعت برق به طرف پروفایل و آیدیش که با حروف میخی بود هجوم بردم، اما تا خواستم وارد قسمت آیدیش بشم به صورت کامل چت رو پاک کرد.
تا چند ثانیه فقط مبهوت به صفحه‌ی گوشی خیره بودم که دقیقاً چه فاکی داره اتفاق میوفته؟
هرچی بیشتر فکر می‌کردم متوجه می‌شدم که افکار توی سرم رو فقط یه جور می‌تونم خفه کنم و اون سر درآوردن از گذشته بود.
تنها جواب سوالات من دو نفر بودن؛ یک رابین و دو سپهر.
رابین یه روایت کننده‌ی مرموز بود، اما مطمئن بودم واقعیت رو توی تعریف ماجرا به نفع خودش تغییر نمیده؛ رابین نه از اکیپ مهران بود نه از اکیپ اشکان پس تنها گزینه‌ی درست فقط رابین بود.
و سپهر تنها کسی بود که می‌تونست علت این عکس لعنتی رو برام روشن کنه.
دیگه عقب نشینی بس بود، من باید درباره‌ی گذشته می‌فهمیدم.
با دست‌های لرزون و عصبی توی تلگرام برای رابین پیامی نوشتم:
- می‌خوام درباره‌ی گذشته باهات حرف بزنم، در عوض هر کاری بگی می‌کنم.
- یا حضرت فاطمه‌ی زهرا سوختم، ایهالناس توی جوونی سوختم.
با دیدن آتیشی که از سر پیژامه‌ی اکبری شعله گرفت و صدای عربده‌ی در و همسایه و همکارهای عمه هوا رفت متوجه شدم امشب خدا قصد کرده دهنم رو بدجور آسفالت کنه.
- بیا کوچه پشتی خونه‌تون.
و این هم پیامی از رابین و فصل جدیدی از رازها که قرار بود برام فاش بشه.

بیشتر بخوانید

آخرین پارت های ارسال شده

آخرین اطلاعیه‌ی رمان رفاقت ممنوع (جلد سوم)

ریحانه عیسایی (زینب) : ۱۵ ساعت پیش

بچه ها از پشتیانی گفتن امروز کلا نمیشه توی برنامه پارتی اپ کرد به دلیل تغییر سرور **پارت امشبو توی چنل تل...گرام که توی کادر بالای اطلاعیه هست میذارم عضو باشید فردا کاملترش کنم

نظرات رمان رفاقت ممنوع (جلد سوم)
  • زن شهرامم

    در پارت 1040

    عزیزمممممممممم مگه نمیدونی شهرام مال منههههههه

    ۸ دقیقه پیش
  • SahshIeshan

    0

    یه حسی بهم میگههه یه حسی بهم میگههههههههه وارگاس با شری میاد ایراننننننن 😕🙃🙃🙃🙃🙃🙃🙃🙃🙃

    ۳ ساعت پیش
  • نازنین زهرا.

    0

    فکر کن بیاد خیلی باحال میشه

    ۱۳ دقیقه پیش
  • paris

    9

    یه قسمتی بود از پارت که رابین تماس تصویری گرفته بود با دوستای فک کنم جیجی که همون موقع هم با وارگاس مسابقه داشته، یعنی رابین از راهنمایی اینارو میشناخته در حالی که ما تو پارت جدید متوجه شدیم شهرام به تازگی با وارگاس ارتباط گرفته (با دشمن جیجی که دوست رابیه) 🫡🤔

    ۲ روز پیش
  • paris

    7

    یعنی میشه گفت این به طور اتفاقی هست یا عمدی اینکارو کرده و شایدم خود شهرام دوباره اومده بازی های کلاب رو راه انداخته و یه طوری شهرام تو کلاب رئیس بود پس مطمئنن باید کل راز های بچه ها رو بدونه و عمدا اینکارو کرده انگار یه جایی که انتظارشو نداشت بچه های کلاب مخصوصا فرزین بهش ضربه زدن🤔🤔

    ۲ روز پیش
  • paris

    7

    اما انگار کلا بیخبر هست و فقط کیان تحریکش کرده به مسابقه بیاد و از یه طرف دیگه اگر میدونست پس میدونه شیوا، متین هست اما اون به خواهر خودش ضربه نمیزنه و از یه طرف دیگه وقتی تو مهمونی خونه الهه کیان مقابلش قرار گرفت فرزاد بود که شهرام رو کنترل کرد که فایت نکن و یه طوری انگار شهرام به فرزاد اعتماد داره

    ۲ روز پیش
  • paris

    6

    میتونم از یه طرف دیگه هم بگیم همه چی زیر سر کیانه و اون دوباره اومده همه چیو شروع کرده اما بخاطر چی؟؟ چی باعث شده کیان انقد کینه ای بشه و تا این حد پیش بره؟؟ 🤔🤔

    ۲ روز پیش
  • ایزا

    5

    شاید به خاطر تحقیر هایی هست که شری از کیان کرده و همیشه سعی کرده اون رو بی استعداد و بی لول و حسود جلوه بده . ولی اون شب کیان به جز طرح های دزدیده شده شهرام به خاطر یه چیز دیگه هم باهام دشمن شدن چون شیوا گفته حس کرده بحث سر فقط طرح نیست یه چیز مهم تر از طرح .. چی میتونه باشه

    ۲ روز پیش
  • paris

    4

    بخوایم حساب کنیم کیان آدم با اعتمادبنفس و استعداد هست و تحقیر و توهین.... غیره از طرف شهرام هم تا یه حدی تاثیر داره و انگار این کیان هست که همش دنبال شهرامه و شهرام یه طوریه انگار داره ل..... ذ.... ت میبره از این چیزا و در عین حال کلافگی و منم بنظرم یه چیز خیلی بیشتری بینشون هست🤔🤔

    ۲ روز پیش
  • ایزا

    4

    دقیقا انگاری یه طلبی از شهرام داره و همیشه باید اونو اذیت کنه و اونو پایین بکشه بنابراین از در دوستی وارد میشه تا دشمنیش آشکار نشه . همیشه یه جو رقابتی بین شون هست که دوستی شون پوشش اون دشمنیه حتی در حدی که رل شری رو کش رفته . سوال مهم اینجاست چرا ؟ حس غرور و قدرت ؟ فک کنم بیشتر از این باشه

    ۲ روز پیش
  • paris

    4

    آره جریانا خیلی بیشتره اما فعلا ما مغزمون گوزپیچ شده تا پارت بعدی ببینیم چی میشه😂😂اما حس میکنم زینب عمدا داره کلاب ایران و خارج رو برامون تو پارت آورده🤔🤔

    دیروز
  • ایزا

    5

    طبیعه که دل میخواد فلش بک بخوره دوران دبیرستان شری و کیان و مهناز و بقیه کلابی ها ؟ پارت های زمان حال رو دوست دارم ولی وقتی فلش بک میخوره از زبون شخصیت دیگه تعریف میشه خیلی باحاله. به خدا انرژی که سر حل معما ها میذارم سر مسائل شیمی و فیزیک میذاشتم این جوری دهنم سرویس نمیشه

    دیروز
  • ریحانه عیسایی (زینب) | نویسنده رمان

    من خودمم فلش بکا رو خیلی دوست دارم اتفاقا توی فلش بکا یه اتفاقات فوق العاده پشم ریزونی میوفته بین کیان و شهرام و سی جی که داستانو اوج میبره ولی خب موندم تعداد زیادی از فلش بکا خوششون نمیاد نمیشه هم ساده تعریف کرد گذشت

    دیروز
  • ایزا

    6

    کاپو جان تو خودت مختاری و میدونی که این فلش بک ها چقدر جذابه واقعا من عنوان یه خواننده دوست دارم برم گذشته و فقط یکی داستان گذشته رو تعریف نکنه چون اون وقت اون شخصیت رو مثلا مهناز یا شهرام رو کامل درک نمیکنم یا هیچ حسی بهشون پیدا نمیکنم . واقعا به نظر فلش بک ها لازمه و دوستان باید دقت کنن که زیباست

    ۲۴ ساعت پیش
  • ایزا

    7

    ضمنا به نظرم اکثر خواننده این فلش بک ها رو دوست دارن تقریبا 99 درصد دوست داررن . واقعا دوستانی که میگن دوست ندارن به نظرم دلایل شون منطقی نیست چون یکی از دلایل جذابیت فصل سوم ادغام زمان حال و گذشته و تعریف شخصیت ها متفاوت و دوستی و دشمنی ها متمایز هست چون تکراری نیست

    ۲۴ ساعت پیش
  • ایزا

    5

    محترمانه تر بگم کاپو جان این که نظرات متفاوته ولی حق با اکثرایته که اون ها هم موافق فلش بک ها هستن . پس ما راضی و نویسنده راضی و .... « ادامه اش رو نمیگم چون قول دادم مودب باشم » . اخه حیف نیست تو دل گذشته نریم و شخصیت ها و راوی ها متفاوت داشته باشیم . کاپو پارت داریم امشب راستی ؟؟

    ۲۴ ساعت پیش
  • ایزا

    3

    خلاصه کاپو جان لطفا بیخیال فلش بک ها نشوووو لطفااا سر جدت باشه ؟؟ خیلی خوبن فلش بک

    ۲۴ ساعت پیش
  • نازنین زهرا.

    0

    آره لطفا فلش بک ها رو حذف نکن خیلی خوبه و باعث میشه بفهمیم که چرا کیان با سهیل اینا درافتاد و چرا اصلا آرش به بچه ها توی راهنمایی کمک کرده

    ۹ ساعت پیش
  • paris

    3

    من واقعا بشخصه فلش بک هارو دوست دارم و تو هر فلش بک گذشته آدم یه نکته جدید پیدا میکنه. من امزوز امتحان شیمی داشتم وسطاش میومدم دنیای رمان چک میکردم ببینم پارت هست یا نه😂😂😂

    ۲۲ ساعت پیش
  • SahshIeshan

    0

    ایشالله که مشکلشون دونفر بودنه و نیاز به سه نفر شدن دارن🤭

    ۴ ساعت پیش
  • paris

    3

    بچه ها اشتباه نوشتم فرزین منظورم فرزاد بود😁فرزاد انگار مغز متفکر هست و همون موقع هم لباس شبیه مهره های شطرنج نمیپوشید و انگار میخواست با میل خودش باشه نه اجبار چون انگار بعضی از بچه های کلاب ناراضی بودن توی اون ویدیو که کیان پست کرد و بعد مدت ها تو باشگاه هم که مقابل بچه ها وایسادن هرکی استایل خودش

    ۲ روز پیش
  • paris

    4

    ادامه: داشت و اگر فرزاد خودش طراح معماهای کلاب بود پس چرا آریو زودتر کتاب رو پیدا کرد و انگار اون کتابی که فرزاد برداشت برای رد گم کنی بود و یا یکی دیگه پشت *** هست و یه معمای جداگونه کلاب داشت🤔🤔

    ۲ روز پیش
  • نازنین زهرا.

    1

    امکان داره که اف اول فرزاد باشه ؟

    ۲ روز پیش
  • paris

    4

    کلا ما الان یه اف رو فهمیدیم اونم سپهره و تارگت اف دیگه هم میتونیم اشاره کنیم: مهمترینشون فرزاد، مشکوکترینشون فرزین، غیرقابل پیشبینی ترینشون کیان فرهمند و یه جایی تو کامنت زینب گفت جلو چشممونه🤔🤔

    ۲ روز پیش
  • هستی

    4

    چرا عارف رو کلا در نظر نمی گیرین؟؟؟خود متین گفت سپهر و عارف و شهرام به هم وصل بودن،همش با هم بودن ،عجیب نیست براتون عارف کجای ماجراست؟بنظرتون شهرام که خواست کلاب رو تشکیل بده پسرخاله خودشو ول می کنه بره سراغ شخص دیگه برای اف شدن؟و اینکه این اف خیلی مخفیه احتمال اینکه عارف باشه هست

    ۲ روز پیش
  • مهران

    4

    آره دقیقا منم از اول گفتم عارف و مشکوکه

    ۲ روز پیش
  • هستی

    4

    من قبل اینکه مشخص بشه سپهر اف هست گفتم سپهر و عارف اف هستن،که سپهر درست در اومد و اف بود،احتمال اینکه عارف هم باشه زیاده

    ۲ روز پیش
  • paris

    3

    مننن میدونستممم و میخواستممم بگم عارففف ولی اسمش یادم نبود و هر چقدر نظرمو خوندم میدونستم یه چیزی یادم رفته اما نمیدونستم چی🤦🏻 ♀️🤦🏻 ♀️😂😂عارف صد در صد نقش داره تو کلاب اما زینب تو کامت گفته بود نقش اف دوم جلو چشممونه اما عارف زیاد تو فصل ها نبود مخصوصا فصل سوم اما میتونیم هم در نظرش بگیریم و..

    ۲ روز پیش
  • هستی

    4

    زینب قبلا در مورد سپهر هم طوری حرف زد تو کامنتا که همه گفتن سپهر پخمه تر از این حرفاست که اف باشه،ببین من از فن های قدیمی این رمان نیستم و تازه آشنا شدم ولی تو این مدت فهمیدیم این نویسنده از غافلگیری و به چالش کشیدن مخاطب لذت میبره،پس طبیعیه تو کامنتا برای به چالش کشیدن ما و رد گم کنی اینارو بگه

    ۲ روز پیش
  • paris

    3

    نه بابا ما که طرفدار قدیمی هستیم میدونیم زینب به سندروم دست بیقرار گرفتاره و بیشتر وقتا تو کامنتا اسپویل کرده😂😂اما واقعا معماست و لازم با دقت بیشتر پازل ها رو کنار هم قرار بدیم🤔

    دیروز
  • paris

    3

    ایده ی کلاب ایده ی تنها شهرام نبود که بگیم بخواد فقط پسرخاله های خودش رو راس قدرت قرار بدهو ما هنوز نمیدونیم آیا شهرام رئیس کلاب بود یا نه و اف دوم شاید اصلا نقشش آنچنان مهم نباشه و تو رمان هم گفته بود آخرین معما پیدا مردن اف ها بود که موفق نشدنوسپهر در عین حال خیلی به شهرام نزدیکبودونمیدونستنوعارف

    ۲ روز پیش
  • paris

    3

    ادامه: سپهر به شهرام خیلی نزدیک بود اما بچه ها نمیدونستن اف اول هست و در عین حال هنوز ما نقش عارف تو گذشته رو نمیدونیم اما مهم هست🤔

    ۲ روز پیش
  • هستی

    1

    آخرین معما پیدا کردن اف ها بود که باعث میشد کلاب کلا جمع بشه،پس یعنی این اف ها نقش مهمی داشتن،حالا چه اف اول چه اف دوم فرق نداره

    ۲ روز پیش
  • paris

    3

    این احتمال بیشتره که نقش اف ها مهمن چون اگر بخوایم بگیم سپهر که اف بود زیادی تو رمان با شهرام میچرخید اما کسی نمیدونست و اف دوم هم زیاد با شهرام تو دیده اما معلوم نیست 🤔🤔

    دیروز
  • هستیی

    2

    آره،خب عارف هم دقیقا همش با شهرام و سپهر بوده،مثل سپهر که قبلاً نقشش کمرنگ بود الآن دقیقا عارف همینطوره،بنظر من عارف احتمالش زیاده برای اف بودن،یه جا تو فصل دو متین با نیما دعوا کرده بود که بعد عارف و سپهر گفتن چی شده و...عارف اونجا جوری حرف زد از شاهدیا و ...که انگار نقشی داره،توجه کردی؟

    دیروز
  • paris

    2

    آره و فک کنم شیوا موقعی که میخواسته بره سفر با عارف بود بار اول موقعی شاهدنیوز ازش استوری گذاشتن و بار دوم که نوشین نذاشتش و فک منم حتی یه سیلی به عارف زد

    دیروز
  • هستی

    3

    دقیقا،عارف اتفاقا هست فقط ما انگار نمیبینیمش،همه حواسشون جای دیگست و این برای خیلیا غافلگیر کنندست که عارف اف از آب دربیاد😂

    دیروز
  • paris

    1

    دقیقا و حتی با سپهر اومد ایران اما دیگه خبری ازش نیست مشکوکه🤔

    ۲۲ ساعت پیش
  • نازنین زهرا.

    2

    آره امکانش هست چون از اول خودش رو یه احمق جلوه داده درست مثل سپهر

    دیروز
  • ایزا

    2

    اگه اشتباه نکنم یا شاید هم کنم یکی از اف ها مال مدرسه علامه بوده فک کنم پس بیاین این احتمال هم در نظر بگیریم که ممکنه اف دوم دبیرستانی نباشه و تارگت مون از بچه های اکیپ هم یادمون نره

    ۲ روز پیش
  • مهران

    2

    و دقیقا فرزاد همزمان هم همه جا هست هم نیست

    ۲ روز پیش
  • ایزا

    2

    من حس میکنم شهرام خودش درسته یکی از سه عضو اصلیه ولی بین شین اف اف ؛ اف دوم رئیسه چون تو مکالمه تلفنیش شری گفت که تو رئیسی و باهاش خیلی راحت و صمیمی بود و گفت ولی رئیس من نیستی و اف دوم همچنان سعی میکرده خودش رو رئیس نشون نده چون این موضوع رو انکار میکرد

    ۲ روز پیش
  • paris

    2

    آرهههههه و من احساس میکنم این اف ها رد گم کنی هستن🤔😂

    ۲ روز پیش
  • ایزا

    1

    اف ها خیلی نزدیک تر از اینن که حتی بتونیم حدس بزنیم . اف ها شهرام رو از قبل میشناختن که باهاش کلاب تشکیل دادن ولی بچه های کلاب اف ها رو نمیشناسن ؟ مخصوصا اف دوم رو ؟ چون اگه بشناسن خوب صاف میرن یقه ش رو میگیرن . اف دوم خیلی مرموز و خودمونی و در عین حال همه کاره اس

    ۲ روز پیش
  • مهران

    1

    شاید سپهر پشت تلفن بوده شاید در اصل سپهر اف اول نیست اف دومه

    ۲ روز پیش
  • ایزا

    2

    سپهر ثابت شد که اف اوله ولی اف دوم مجهوله کسی که میخواد هم دبیرستانی های قدیم و هم جدید داخل زمین باشن. در اصل همه مهره خیمه شب بازین و اف دوم عروسک گردان این خیمه شب بازیه

    ۲ روز پیش
  • ایزا

    3

    دقیقا من سر همین موضوع کلیک کردم چون سامان و پویا پیش متین به اون تیراندازی ها تو اون مدرسه خارجی اشاره کردن و یهویی مرگ مهناز رو بهش ربط دادن و به متین گفتن گذشته خیلی پیچیده تره ولی من حدس میزنم اون نوتیفیشن که روی صفحه لب تاپ مهناز اومد هم یه ربطی به کلاب خارجی ها داره

    ۲ روز پیش
  • paris

    4

    من برعکس فک میکنم این داستان خارجیا خودش جدا هست اما مطمئنن یه ربطی به رابین و کارهاش داره چون وارگاس رابین رو میشناخت اما شهرام و کیان رو نه. درمورد مرگ مهناز شاید هم ربطی به کلاب نداشته باشه یا خیلی هم ربط داشته باشه ما هنوز نفهمیدیم مهناز چه نقشی تو ملاب داره اما واقعا بنظرم جریان مهناز مهمه😁🫡

    ۲ روز پیش
  • ایزا

    3

    ببین یعنی من این قدر که درگیر و کنجکاو مرگ مهناز هستم که کنجکاو اف دوم نیستم . نکته های خوبی گفتی زن دمت گرم یه پا کارگاه گجتی برای خودت . درسته مدرسه خارجی ها داستان خودش رو داره ولی نکته این جاست چرا رابین باید میمرد و مهناز چه جوری به جاش مرد ؟ و انگاری اشکان هم خودشو مقصر میدونه

    ۲ روز پیش
  • paris

    3

    ببین من مغزم گوزپیچ شده ولی تو هم یه پا کاراگاه هستی هااا به خوب نکته ای اشاره کردی👌🏻👌🏻

    ۲ روز پیش
  • ایزا

    3

    مرسی زن از تعریفت ولی به پای شما نمیرسیم . جدی میگم اگه کلاب اندیشه بود دیگه این قدر پیش نمیرفتن بخوان کسی رو به کام مرگ بفرستن ولی *** حمل سلاح آزاده از طرفی مهناز چه جوری به کلاب ها ارتباط پیدا کرده . من میگم از طریق شری هم میشه ارتباط پیدا کرده باشه ولی نمیشه گفت شری دلیل اصلی بوده

    ۲ روز پیش
  • paris

    4

    دمت گرم واقعا قابل تعریفی👌 ما اینجا هم نمیتونیم صد در صدی بگیم مرگ مهناز به کلاب ربط داشته اما میدونیم وقتی خونه الهه فلشی رو که مهم بود پیدا کرد اونم به نفع کیان، دشمن شهرام شد از یه طرف شهرام، مهران رو هم وارد بازی کرد و درمورد باباش پرسید🤔اما انگار این اکیپ خارجیا کلا بنظرم داستانشون جدا هست 🤔

    ۲ روز پیش
  • ایزا

    1

    من حدس میزنم تنها دلیل مرگ مهناز دشمنی شری نباشه چون خیلی شخصیت مهناز گنگه برام فعلا . مهران رو شری فقط مهناز وارد نکرده . راستی مهناز انگار از بابا و مامانش دل خوشی نداشته درسته ؟ این خارجی ها هم مجهول شدن جدیدا برامون. فدایت زن

    ۲ روز پیش
  • paris

    1

    واقعا نمیدونم اما صد در صد همه چی بهم یه ربطی دارن و مهناز فک کنم دختر خواهر مهران میشد یا بابای مهران 🙂

    دیروز
  • ایزا

    2

    مهناز و مهران دختر عمه و پسر دایی هستن ولی خوب بیشتر عین دوست های صمیمی به نظر میان « ای ننه قربونش شون بشه » . ولی به نظرت کارگاه جان این که میگن شهرام رو مهناز کراش میزنه درسته ؟ به نظر من بیشتر تحت تاثیرش قرار میگیره تا کراش بزنه . رفیق جونی نظرت تو چیه ؟ « من منتظر برای پارتت , گریه ام گرفت »

    دیروز
  • paris

    0

    آها، نظر من هم با نظرت یکیه رفیق جونی👌🏻👌🏻فقط ذره بین هامون رو بردار بریم برای پارت بعی کارگاه🤠🧐🥸😂

    ۲۲ ساعت پیش
  • ایزا

    0

    چون چه خوب با هم نظریم رفیق جونی . بیا نظرمون راجب شیپ مهناز و شهرام بگیم و این جوری هم کامنت ها میره بالا و زینب خوشحال میشه و با انرژی پارت میده و هم بقیه نظرات مختلف رو میخونن . اول تو شروع کن نظرت راجب شیپ شون چیه ؟ بقیه هم بگید و کامنت ها هم میره بالا

    ۱۳ ساعت پیش
  • paris

    1

    چاکر رفیقمون😁ببین شهرام و مهناز دو تا قطب مخالفن و بخوایم دقیق تر شخصیت مهناز رو بررسی کنیم انگار ورژن دخترونه فرزین هست، مهناز با اینکه نقطه ضعف داره نقطه قوت هم داره و در عین حال مرگش مشکوکه و موقعی که شهرام میخواسته از ایران بره هم ناراحت و بهم ریخته بود، شیپ دوتاشون انگار فقط استریت فرزین و شهر

    ۹ ساعت پیش
  • ایزا

    1

    کاملا حرفت منطقیه اکی ولی من به طرز مریض گونه ای شیپ شری و مهناز رو میخوام که اونم دلایل خودش رو داره . مهناز یه دختر پر استعداد و خفن و پراز ایده اس و شهرام یه سایکو نابغه س و به نظرم یه زوج خفن و شرور میشن که میتونن دهن همه رو سرویس کنن و طراحی هاشون فوق العاده اس و ترکیب شون یه چیز گاد میشه

    ۲ ساعت پیش
  • ایزا

    1

    و مهم ترین دلیلی که میتونم بگم زوج شون قشنگه این نفرت عمیقی که از هم دارن و میخوان سر به تن همدیگه نباشه و عشق هایی که با نفرت شروع میشه خیلی هاته چون قشنگ اول دهن هم دیگه رو سرویس میکنن و به نظرم تنها شخصی که از پس شری بر بیاد و غرورش رو خورد کنه خود مهناز هست

    ۲ ساعت پیش
  • ایزا

    1

    و یکی دیگه از دلایلم اینه که اختلاف قدی شون هست . رسما فیل و فنجونن و شب مهمونی به نظر نظر شری به مهناز جلب شد و قطعا اذیتش میکنه و روش کراش هم میزنه چون مهناز رو برای خودش گلچین کرد اون شب ولی اینکه مهناز حسی به شری داشته باشه رو نمیدونم چون انگار ازش تنفر عمیقی داشت به نظرت چرا ؟

    ۲ ساعت پیش
  • ایزا

    0

    اول تو بگو تو مقدم تری کارگاه جان

    ۱۳ ساعت پیش
  • paris

    0

    من گفتم حالا نوبت تو هست کاراگاه جونی😁بعدی کی باشه؟

    ۹ ساعت پیش
  • ایزا

    1

    قربونت بشم رفیق جونی که این قدر قشنگ تحلیل کردی کارگاه نمونه . به نظرم فعلا روی این مهناز مانور بدیم و این قدر بگیم و بگیم که پارت از زبون مهناز داشته باشیم چون اون وقت خیلی از مسائل حل میشه و شاید هم کاپو این وسط ها یه اسپویل کرد . نظرت چیه رفیق جونی ؟

    ۲ ساعت پیش
  • نازنین زهرا.

    2

    یعنی الان داری میگی که اشکان و رابین مهره های اصلی بودن و رابین انتخاب شد ولی این بین مهناز به خاطر یه چیزی قربانی کلاب شد و یه چیز دیگه ای هم هست اگه اف دوم رئیس اصلی کلاب باشه پس باید یه ربطی به مهناز داشته باشه که کلاب بعد مرگ مهناز منحل شده و این بین میتونیم به مهران اشاره کنیم که مهناز *

    ۲ روز پیش
  • نازنین زهرا.

    2

    * یکی از مهترین آدم های زندگیش بوده و اینکه کلاب و شهرام باعث مرگش شدن و مهران هم شاید فهمید که شیوا خواهر شهرامه و میخواد بازی کلاب رو راه بندازه که از شهرام انتقام بگیره

    ۲ روز پیش
  • ایزا

    0

    مهران گرین فلنگ ترین پسر رمانه و به شخصیتش همچین چیزی نمیخوره ولی معلومه بعد ازمرگ مهناز ضربه ی بدی خورده که درس و همه چیزش افت کرده . کاشکی دوباره پارت از زبون مهناز داشتیم چون خیلی مشتاق رابطش با پسرها و شهرام و کلابم

    ۲۳ ساعت پیش
  • نازنین زهرا.

    0

    آره موافقم چون آخرین چیزی که ما از مهناز دیدیم شب تولد بود که شهرام گفت کاش میتونستم انقدر بزنمش که بمیره

    ۵ ساعت پیش
  • ایزا

    1

    به نظرم رابطه شری و مهناز عجیب ترین رابطه میتونه باشه . چون شهرام قراره وقتی هیولای درونش آزاد شد بره سراغ مهناز و مورد خشمش قرار بگیره . واقعا از روز میترسم و نگران مهنازم معلوم نیست چه جوری از پسش بربیاد امیدوارم از بتونه شری رو سر جاش بشونه ولی من از شری میترسم چون واقعا غیر قابل پیشبینیه

    ۲ ساعت پیش
  • نازنین زهرا.

    0

    آره شری دیوونه است و حتی شیوا گفت که سر پسری که رو شیما کراش داشت رو شکسته و مهناز هم دست رو نقطه ضعف شهرام گذاشت یعنی خواهراش

    ۱۸ دقیقه پیش
  • ایزا

    1

    حس مهناز و شهرام به هم نفرت خالص و تمامه . اکی دلیل نفرت شری از مهناز به خاطر اینه که کیان رو انتخاب کرده « ما که میدونیم حسودی کردی پسرم » ولی دلیل نفرت مهناز از شهرام به خاطر چی میتونه باشه چون از کلاس طراحی میگفت که از شری نفرت داره و فلان و بیسان . قضیه خیلی دارک تره به نظرم

    ۲ ساعت پیش
  • نازنین زهرا.

    0

    شهرام اید از ظاهر خیلی خفن به نظر بیاد ولی از درون یه سایکو روانی هست و شاید اون روی شهرام رو دیده و ازش متنفر شده یا حتی شاید وقتی پسرا از کلاب و شهرام گفتن مهناز از شهرام متنفر شده

    ۱۶ دقیقه پیش
  • ایزا

    2

    قربانی ؟ مهناز فکر نکنم قربانی باشه چون اون دختر خیلی خفنه و بیاید این احتمال رو در نظر بگیریم که ممکنه خودش ؛ خودش رو داخل دردسر انداخته باشه ولی چرا باید به جای رابین کشته بشه و اشکان هم میگه تو باید به جای اون سه سال پیش میمردی

    ۲ روز پیش
  • مهران

    1

    آره دقیقا منم همین میگم انگار مرگ مهناز به همشون ربط داشته ولی نمی دونم چرا یه حسی بهم میگه مهناز خودکشی کرده

    ۲ روز پیش
  • ایزا

    2

    اون دختر خودکشی نمیکنه چون واقعا به شخصیتش نمیخوره که افسردگی یا چیزی داشته و به نظر میاد کلی برای آینده اش برنامه ریزی داشته و شخصیتش به نظرم قوی تر از این حرف هاست که از مغزش برای حل مشکل استفاده نکنه و خودش رو بکشه . وایییی چی میشد این بشر زنده بود هااا؟

    ۲ روز پیش
  • نازنین زهرا.

    1

    داشتم به این فکر میکردم که چی میشه اگه مهناز رو از دست یک نفر قایم کردن تا در امان باشه و به همه گفتن که اون مرده(ترکیبی از فلم ترکی و هندی)

    ۵ ساعت پیش
  • ایزا

    1

    با این که میدونم غیر ممکن ترین چیز ممکنه ولی حاضرم این طور باشه و مهناز زنده باشه چون تصور مرده اش خیلی سخته . کاشکی این طوری بود

    ۲ ساعت پیش
  • نازنین زهرا.

    0

    آره ای کاش زنده باشه چون اگه بود با شیوا خیلی خوب جور میشد

    ۱۶ دقیقه پیش
  • ایزا

    2

    من اونجا رو شک کردم که کلاب ربطی به مرگ مهناز داشته که یهویی سامان و پویا و رامین به موضوع تیراندازی اشاره کردن و شیوا بهشون میگه چه ربطی به مهناز داره و رامین میگه خیلی چیزهاست که تو بی خبری و موضوع پیچیده هست و فلان و بیسان ولی حس ششمم میگه مهناز یه ربطی به کلاب داره و یه سوال مرگ مهناز طبیعی بوده

    ۲ روز پیش
  • نازنین زهرا.

    3

    شاید رئیس اصلی کلا ایران نباشه و از خارج کشور داره همه چی رو کنترل میکنه هم بچه های خودمون و هم بچه های خارجی

    ۲ روز پیش
  • مهران

    2

    اگه یادتون باشه اشکان تو پارت ۱۰۱ یا ۱۰۲ بود فک کنم به رابین گفت تو باید به جای اون میمردی اونجا مگه منظورش با مرگ مهناز نبود؟ شاید مرگ مهناز به اشکان اینا و رابین هم ربط داره البته که مقصر اصلیش هم شهرام شاید شهرام می خواسته از مهناز انتقام بگیره یه کاری کرده مهنازم خودکشی کرده

    ۲ روز پیش
  • paris

    2

    صد در صد مرگ مهناز ربطی به بچه ها نداره اونجا هم رابین به اشکان گفته به من هیچ ربطی نداره و من برات توضیح نمیدم ووووو اما انگار ربط به کلاب داره یا شاید هم میخواسته بچه هارو نجات بده یهو تصادف کرده یا شاید هم خود ملاب مقصرشن و یه طوری جلوه شده انگار رابین مقصره

    ۲ روز پیش
  • پرنسس مهران

    3

    نمیگم تقصیر بچه هاست ولی قطعا به خاطر مرگ مهناز بچه ها عذاب وجدان دارن

    دیروز
  • ایزا

    1

    شهرام مثلا چیکار میتونه کرده باشه که اون دختر دیوا خودکشی کرده باشه ؟ نه من مطمئنم که خودکشی نکرده شاید خودش رو فدای دیگران برای محافظت ازشون کرده ولی خودکشی هرگزززز . کراکتر مهناز رو زینب نوشته به نظرت این قدر پایان ضعیفی براش در نظر میگیره . جدا گه شهرام باعث مرگ مهناز باشه ازش متنفر میشم جدیی

    ۲ روز پیش
  • نازنین زهرا.

    1

    آره ولی امکان اره توی این ماجرا یک نفر دیگه هم مرده باشه به جز مهناز من واقعا به متین واقعی شک دارم

    دیروز
  • ایزا

    0

    فک کنم متین واقعی تو تصادف کشته شده بود

    ۲ ساعت پیش
  • نازنین زهرا.

    0

    ولی من هنوزم شک دارم چون خیلی سطحی ازش عبور شده و باور کردنی نیست

    ۱۴ دقیقه پیش
  • مهران

    0

    کدوم نوتیفیشن؟؟؟؟؟

    ۲ روز پیش
  • ایزا

    1

    اونی که قبل از کلاس طراحیش رو لب تاپش بالا اومد و مهناز خوشحال شد ... خیلی مشکوکه این پیام رسمااا ، اصلا حس خوبی بهش به اون پیام نداشتم و حس میکنی مهناز هم یه سری راز خودش رو داره ولی نقطه اشتراک مهناز و شهرام اینه که هر دوشون رو اتاقاشون حساسن و ورود افراد رو به اتاق شون دوست ندارن . جالب بودبرام

    ۲۴ ساعت پیش
  • ریحانه عیسایی (زینب) | نویسنده رمان

    مرسی که نکته ها رو دقت میکنی زننن😭🤌🏻

    ۲ روز پیش
  • paris

    3

    ما چاکریم دادا😎😎😂😂ولی خداوکیلی یه موقع هایی که سگ رفاقت ممنوع میشی و پارت میدی ما خودمون ریختیم روحمون پیام میده🤣🤣

    ۲ روز پیش
  • ریحانه عیسایی (زینب) | نویسنده رمان

    😭این سری دیگه از سگ بودن گذشت براش قاطر شدم قاطرررر اخته

    ۲ روز پیش
  • paris

    2

    من که از استوری هات میدونم رو وارگاس و جیجی کراش زدی😈😈میدونم قراره روشون قفلی بریم ام بزار من بهت بگم تا تو مثلا خودتو قانع کنی چون من گفتم نوشتی خودت قصدی نداشتی😁😁پلیززززز فانتزی وارگاس و جیجی🛐🛐🛐😂بینشون خواستی میدونی آنکل رابینو هم بیاری😈😁🤣🛐🛐🛐🛐

    ۲ روز پیش
  • زن اشکان

    1

    زینب میشه یه نشونه یا اسپویل بدی درباره اینکه کی راز دختر بودن شیوا لو میره؟به همین زودیاست؟یا باید یه سال دیگه صبر کنیم؟

    ۲ روز پیش
  • زن اشکان

    0

    زن اسمتو عوض کن😭

    ۲۴ ساعت پیش
  • نازنین زهرا.

    0

    ما دیگه از قاطر گذشتیم شدیم *** (البته شوخی هست عزیزان)

    ۱۳ دقیقه پیش
  • رل اشکانن

    2

    زینب پارت بعدی رو کی میدی؟ و اینکه اشکان و سارا کلا کات کردن؟تموم؟

    ۲ روز پیش
  • مهراننننن

    1

    آره درسته👍👍

    ۲ روز پیش
  • ....

    در پارت 1042

    وای متین بیچاره بچم چقدر مظلومه آی خدا چرا کسی اینو حتی یه نگاهم نمیدازه

    ۳ ساعت پیش
  • ....

    در پارت 1040

    نع من صبرم تموم شده دوست دارم ادامش بخونم😭😭😭😭

    ۳ ساعت پیش
  • شین

    0

    پارت میخوام

    ۳ ساعت پیش
  • SahshIeshan

    0

    ولی در نهایت نکته اصلی این بود نیما سهیل و خوده متین یه راز دارن که خیلی مهمههههههه انقدر که بخاطرش تحدید هایی میشن که در اخر مجبور میشن به خواسته هاشون رو انجام بدن و نکته بعدی رابین بود که خودتون متوجه شدید دیگه ولی نکته بعدی اینکه سپهر چجوری تو کتابخونه بود که کسی متوجه اش نشد یعنی از زودتر امدع

    ۳ ساعت پیش
  • SahshIeshan

    0

    اکثر *** ها تخم سگ اند این نظریه ثابت شده در کل خدا رحم کنه با این رنگ موی جدید عمو شری که از قبل معنی گا دادن بود الان دیگه هیچییییییییییی 😌

    ۴ ساعت پیش
  • SahshIeshan

    0

    ولی واقعا کی فک می کرد چندتا جوجه دبیرستانی چنانننن گند هاییی بزنننن و زندگی چندین ادم رو به گا ببرن من تا قبل این پارت های ۱۰۳،۱۰۴ زیاد توذهنم گنده نبود یعنی بود ها ولی در هر حال وقتی این پارت هارو خوندم تازه گند ماجرا برام خیلی بیشتر باز شد فک کن اونور آب عم از *** راحت نباشن

    ۴ ساعت پیش
  • اف اف

    در پارت 760

    اون روز نشد درست باهم آشنا بشیم بیب🔥♥️

    ۴ ساعت پیش
  • نلا

    در پارت 1046

    حالا ک شهرام انقد کتاب خون بود شدیدااا کتاب بیشعوری رو بهش پیشنهاد می کنم 🙂🙃

    دیروز
  • فن شیپ رابشکان

    در پارت 1040

    🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣

    ۵ ساعت پیش
  • زن رابین

    در پارت 230

    وای دلم برای شیوا می سوزه😭😭😭

    ۵ ساعت پیش
  • سارا

    در پارت 1042

    الان رابین و جی جی و کیان توی یه ساید بودن و وارگاس و شری و متین توی یه ساید این خیلی غیرقابل پیش بینی بود مغزم رگ به رگ شد

    ۱۱ ساعت پیش
  • ....

    0

    وااای زینب میشه پارتو تو کانال روب بزاری من تل هیچجوره برام بالا نمیاد من واقعا میخوام بدونم ادامش چی میشه لطفا بزارش چنل روب

    ۱۲ ساعت پیش
  • قابلمه قرمه سبزی

    در پارت 1042

    یا ابلفضل خودت این ارازل رو از دست همدیگه نجات بدهههههه😭😭😭😭😭🙏🙏🙏🙏💘

    ۱۲ ساعت پیش
نحوه جستجو :

جهت پیدا کردن رمان مورد نظر خود کافیه که قسمتی از نام رمان ، نام نویسنده و یا کلمه ای که در خلاصه رمان به خاطر دارید را وارد کنید و روی دکمه جستجو ضربه بزنید.

کپی شد!
ارسال نظر دیگران را از نظر خودت مطلع کن
آیدی کپی شد!
خوش اومدی!
میخوای شروع کنی؟