رمان از طلوعی سیاه تا غروبی سپید (جلد دوم به سردی یخ)
- به قلم ملیکا کاظمی
- 56 پارت
- در حال نگارش
- زبان فارسی
- 20.2K 👁
- 104 ❤️
- 97 💬
خلاصه رمان عاشقانه از طلوعی سیاه تا غروبی سپید (جلد دوم به سردی یخ)
از طلوعی سیاه تا غروبی سپید... از عذابی سپید تا هیجانی سیاه... از بهشتی سیاه تا جهنمی سپید... از آسمان سیاه و زمین سپید... من تا انتهای سیاهی جهان و سپیدی خدا با تو میآیم. به دنبالت در سپیدیهای شب میگردم. من در اعماق تیرهترین سپیدی تو، به دنبالت میگردم. دستانم را بگیر، من جایی را نمیبینم. روشنیهایت نمیگذارد که من جایی را ببینم. من را در آغوش بکش... بگذار برایت سیاهی سپید باشم. سیاهی روشنتر از سپیدی صبح... تاریکی بلند تر از اذان ظهر و... تویی روشنترین تیرگی شب...
آخرین پارت های ارسال شده
-
رمان از طلوعی سیاه تا غروبی سپید (جلد دوم به سردی یخ) - پارت 56
آن شب خواب به سراغم نیامد و ذهنم مثل شهری خاموش زیر باران بیدار ماند. نه به خاطر انبار و نه به خاطر معاملهای که قرار بود دو شب بعد در جایی دور از چراغهای شهر انجام شود؛ خطر برای من چیز تازهای نبود و سالها بود که با بوی خطر بیدار میشدم و با صدای نزدیک شدنش میخوابیدم. آدمهایی مثل من از مرگ ن...
بروزرسانی در : ۹ روز پیش
-
رمان از طلوعی سیاه تا غروبی سپید (جلد دوم به سردی یخ) - پارت 55
چند روز بعد، کراچی پاکستان. کراچی بوی دریا نمیداد. حداقل نه آن دریایی که در قصهها از آن حرف میزدند؛ دریایی با موجهای آرام، نسیمی خنک و بویی که آدم را یاد آزادی میانداخت. اینجا بوی نمک در میان بوی دود، بنزین، خاک داغ و عرق هزاران زندگی گم شده بود. شهری که انگار هر خیابانش زخمی قدیمی داشت و ه...
بروزرسانی در : ۱۵ روز پیش
-
رمان از طلوعی سیاه تا غروبی سپید (جلد دوم به سردی یخ) - پارت 54
«ملورین» با سرفهای خشک چشم باز کردم و طعم تلخ دود را دوباره در گلویم چشیدم؛ طعمی که انگار از میان شعلهها جان سالم به در برده بود تا در اعماق سینهام لانه کند و هر نفس را به یادگاری زهرآلود از آن جهنم بدل سازد. چند لحظه طول کشید تا سقف چوبی بالای سرم از میان مه سنگین دیدگانم بیرون بیاید و تیرها...
بروزرسانی در : ۲۳ روز پیش
-
رمان از طلوعی سیاه تا غروبی سپید (جلد دوم به سردی یخ) - پارت 53
«آرسن» با حس سردرد شدیدی چشمانم را باز کردم. تمام تنم کوفته شده بود و حس میکردم قدرت تکان دادن یک بند انگشتم را هم نداشتم. به اطراف نگاه کردم. بارمان کنارم نشسته بود. دست به سینهاش زده و با سری خم شده به خواب رفته بود. نگاهم به او بود. آرام آرام صحنههایی ناواضح به یادم آمد. در سرویس بهداشتی ب...
بروزرسانی در : ۲۶ روز پیش
برای قدردانی از همراهی شما، هر هفته 1 پارت از رمان چهارشنبهها به صورت رایگان منتشر میشود. از مطالعهی آنها لذت ببرید!

ملیکا کاظمی | نویسنده رمان
عزیزم❤️ خوشحالم که خوشت اومده.
۳ هفته پیشآیلین
در پارت 200بله نوشته که ارسال نظر برای این رمان قفل شده یه همچین چیزی فقط بعضیا که خودت سوال پرسیدی توشون و میتونی چیزی بنویسی
۲ ماه پیش
ملیکا کاظمی | نویسنده رمان
درود عزیزم ببین فقط میشه برای قسمتهای رایگان نظر ارسال کنی. اگر قسمتهای ویآیپی و با سکه نخونده باشی یا عضو رمان نباشی نمیشه نظر بفرستی.
۲ ماه پیش...
در پارت 200به نظرم این ماموریت خیلی برای ملورین مهمه
۲ ماه پیشآیلین
در پارت 200آقا چرا اکثرا کامنت پارت ها قفل شدن
۲ ماه پیش
ملیکا کاظمی | نویسنده رمان
یعنی نمیتونی نظر بدی؟
۲ ماه پیشآیلین
در پارت 180با توجه به شناختی که از برفین دارم کتایون خزعبلاتی بیش نمیگه
۲ ماه پیش
ملیکا کاظمی | نویسنده رمان
امیدوارم همینطور باشه😁
۲ ماه پیشآیلین
در پارت 160با سلام ملی عزیز باز من اومدم سپیدار و فعلا نظری نداریم ولی احساس میکنم ملورین و سپیدار باهم کاپل میشن
۲ ماه پیش
ملیکا کاظمی | نویسنده رمان
درود عزیزم خوش اومدی. امیدوارم خوشت بیاد❤️
۲ ماه پیشسهیل۲۹
در پارت 192چقد عکسا جذابن 😭😭 سپیدار کیه؟ مهره ی جدیده؟
۱۰ ماه پیشسهیل۲۹
در پارت 181به نظرم کتایون بد برداشت کرده
۱۰ ماه پیشsky
در پارت 150اشتباه شد! منظورم این بود؛ سپیدار؛ همون؛ مرگ سفید؛ هستش؟؟
۱۰ ماه پیشثریا
در پارت 173کتایون چه خوشکله🥲🌹
۱۰ ماه پیشسرور
0جلد اول این رمان هرچی سرچ میکنم بالا نمیاد، چرا؟
۱۱ ماه پیش
ملیکا کاظمی | نویسنده رمان
سرچ نکن عزیزم. پایین تر بین رمانهای نویسنده هستش. میتونی روش کلیک کنی و بخونیش
۱۰ ماه پیشسرور
0ممنون عزیزم
۱۰ ماه پیشثریا
در پارت 162چه وحشتناک بود سرنوشت اون دختر پلیس 👀
۱۱ ماه پیشسوگند
در پارت 10عالی بود ❤️❤️😁😁😁❤️❤️❤️
۱۱ ماه پیشزهرا
در پارت 90چرا من چیزی نفهمیدم میشه کسی برام توضیح بده چرا بااینکه من فصل اول رو خوندم ولی نه چیزی یادم میاد ونه چیزی فهمیدم
۱۱ ماه پیشزهرا
در پارت 80وا خواهرم آروم بدبخت رو ترسوندی
۱۱ ماه پیش

شهناز
در پارت 210واقعا عالیه