پارت پنجاه و پنجم :

چند روز بعد، کراچی پاکستان.
کراچی بوی دریا نمی‌داد. حداقل نه آن دریایی که در قصه‌ها از آن حرف می‌زدند؛ دریایی با موج‌های آرام، نسیمی خنک و بویی که آدم را یاد آزادی می‌انداخت. اینجا بوی نمک در میان بوی دود، بنزین، خاک داغ و عرق هزاران زندگی گم شده بود. شهری که انگار هر خیابانش زخمی قدیمی داشت و هر کوچه‌اش چیزی را پنهان می‌کرد؛ معامله‌ای در تاریکی، خیانتی بی‌صدا، رازی مدفون یا شای

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۲۰ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۳۷ روز پیش تقدیم شما شده است.

نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!