خلاصه رمان :
در مورد دختری هست که مجبور میشه بخاطر رفتن پدر و مادرش به خارج بره خونه ای خاله اش خاله ای که پسری داره برخلاف دختر قصه ی ما خیلی مقید هست اما دختر قصه ای ما کمی شیطون و بی پروا...
قسمتی از متن رمان زندگیم باش
.......
0کسیی رمان اینطوری سوال داره که صحنه هم مثل این داشته باشه همین که کنارت نفس میکشمو پیدا نکردم رمان دیگه ای کسی سراغ نداره
۳ هفته پیش.......
0قشنگ بود ولی اخرشو یکم زود جمع کرد نویسنده جون تروخودا ادامه بده داستانو
۳ هفته پیشزهرا
0خیلی خوب بود اصن عالیی بود د
۱ ماه پیشغروب خورشید
0خیلی عالی بود خیلی ممنون
۲ ماه پیشazizi
1افتضاح بود امیر ارسلان داشت با احساسات بهاره بازی میکرد بهاره بجای اینکه به غرورش بر بخوره *** کیف میشد
۲ ماه پیشستاره
4رمان خوبی بود ولی خیلی لب تو لب بود😅🤭
۳ ماه پیش🤍✨
0عالیی بود ممنونم از نویسنده💖🌸
۳ ماه پیشRihana
0❥عالی❥خیلی قشنگ بود
۴ ماه پیشماه
5قشنگ بود ولی اگه کمی مسیر رمان عوض میشد و بهار با شادمهر ازدواج می کرد بهتر بود چون واقعا امیر اسلان بی لیاقت بود که با وجود بهار و اتفاقاتی که بینشون افتاده بود رفت سراغ نازی بخشیدن آدمایی مثل امیر ارسلان خیلی سخته
۴ ماه پیشفریبا
2رمان خیلی قشنگی بود خیلی دوستش داشتم
۴ ماه پیشستایش
2رمان خیلی قشنگی بود خوشم اومد❤
۵ ماه پیشasra
5رمان خوبی بود ولی خیلی بد بود که وقتی امیر ارسلان به بهاره نزدیک میشد بهاره نمیتونست کاری کنه و جیغ بزنه با اینکه عاشقش نبود،ولی در کل خوب بود❤
۵ ماه پیشنفس
1عالی بود خیلی خوشم اومد ازش
۵ ماه پیشنفس
1عالی بود من که خیلی خوشم اومد ازش
۵ ماه پیش
نویسنده این اثر هستید و درخواست حذف دارید؟ از طریق دکمه زیر اقدام کنید.

سایه
0وای خیلی مزخرف بود فک کنم نویسنده اکانت فیک درست کرده و هی نوشته عالی .هرچی بیشتر میخوندم بیشتر میفهمیدم ابکی .نخونین تروخدا حیف وقت انگار خاله بازی بود .من واسه هیچ رمانی کامنت نمیزارم انقد ک این رمان چرت بود گفتم کامنت بزارم کسی وقت شو هدر نده