خلاصه رمان :
داستان در مورد دختری به نام روژانه که یه دختر شر و شیطون و در عین حال مهربونه… این دختر هیچوقت اجازه نمیده حقش پایمال بشه و اگه ببینه حق کسی رودارن به زور میگیرن از اون طرف هم دفاع میکنه… داستان از اونجا شروع میشه که پدر و مادر روژان فوت کردن و وکیل خونوادگی که دوست صمیمیه پدر روژان بود میاد در مورد رازی صحبت میکنه...
قسمتی از متن رمان در آغوش مهربانی
هلوین
0من واقعا عاشقش شدم اصلا همش خط او دو یا سه بار می خوندم که زود تموم نشه واقعا دستت طلا فقط از اخر داستان خیلی بدم امد دوس داشتم ماکان و روژان ازدواج کن و بچه دار شن ولی بازم اول های داستان خیلی خوشم امد 😁پس اخر داستان بیخیال رمانی خیلی خوبی بود ممنونم از نویسندش
۱ هفته پیشمینا
0خیلی رمان زیبایی بودد😭😭
۲ هفته پیشتارا
0رمانه خیلی جدیدی نیست واسه هم احتمال جلد دوم وجود نداره خوشگلم🥲🎀
۲ هفته پیشالهه
0سلام خیلی ممنونم از رمان قشنگی که نوشتید ✨🙃 میشه خواهش کنم جلد دومش هم بنویسید🙏🏻🥹
۲ هفته پیشالهه
0میشه جلد دومش هم درست کنید 🥺 لطفا🙏🏻🙏🏻🙏🏻🙏🏻🙏🏻🥺
۲ هفته پیشالهه
0من عاشق این رمان شدم شخصیت روژان خیلی برام جذاب بود اینکه اصلا باخت نمیداد و زبون داشت چه زبونی ای کاش ای کاش یه سریال از همین رمان درست کنن رمان خیلی خیلی جالبی بود من که خیلی وقته که تمومش کردم ولی دوباره دارم میرم که بخونم😁 واقعا پیشنهاد میکنم که بخونید خیلی جذاب بود🙃✨
۲ هفته پیشحنا
1طبیعیه که من از اول داستان رو کیارش کراش زدم🤓❤️ 🩹😭
۳ هفته پیشحنا
1طبیعیه که من از اول داستان رو کیارش زدم🤓😐❤️ 🩹❤️ 🩹❤️ 🩹❤️ 🩹😭😭
۳ هفته پیشفاطمه
0خیلی خیلی مضخرف و آبکی دور از واقعیت دختره میرف جا واکس زن محل سیب زمینی میخورد !!آیا این نشانه مهربونیه یعنی..
۳ هفته پیشالاهه
2دوست عزیز لطفا رمان رو کامل بخون و متوجه شو بعد بیا ایراد بگیر روژان به خاطر این با واکس زنه سیب زمینی می خورد چون میخواست باهاش ارتباط بگیره و سعی داشت غرورشو لکه دار نکنه تا براش بستنی بخره و بعدم کلی کفش ی کار حساب میشد بهش داد تا بتونه به پسر بچه پول بده این مهربانی نیست؟؟❤️ 🩹
۳ هفته پیشستاره
0مگه جلد دوم داره اسمش چیه؟؟
۳ هفته پیشساناز
1خیلی عالی بود من این رمان رو بیش از ده بار خوندم، جلد دومش نیومده هنوز؟
۴ هفته پیشماه بانو
1خیلی خیلی رمان خوبی بود مخصوصا شیطنت های روژان 🤭 واقعاً عالی و بی نقص بود ممنونم از نویسنده رمان
۴ هفته پیشآرام
1رمان خیلی خوبی بود من خیلی دوسش داشتم، یکمی هم تنز بود بعضی قسمت های😂ممنونم از نویسنده خلاق 👌
۴ هفته پیش.....
0یه رمان بود از این اربابی یا ادواج اجباریا دختره پدرش معتاد بود بعد میره تو یه خونه پسره اون رو به عنوان برده میگیره و حالا برای کار های ** و غیر اون دختره براش مهم نبوده دیگ.تا کم کم هم دختره عاشق پسره میشه هم پسره عاشق دختره.اسمشو کسی میدونه؟
۱ ماه پیش

،،،
0بنظرم شخصیت روژان از پررویی گذشته بود و دیگه به گستاخی رسیده بود، اینکه از حقت دفاع کنی و نزاری بهت زور بگن خیلی خوبه ولی این شخصیت واقعا گستاخ بود! هیچوقت یک دختر اصیل و با درایت اینطوری رفتار نمیکنه، من نمیگم شوخی کردن بده یا دفاع از حق خودمون یا دیگران بده،ولی آدم باید همجا یه حدومرزی رورعایت کنه