رمان زاموفیلیا (جلد دوم مانکن نابودگر)
- به قلم مریم بهاور84
- 310 پارت
- تمام شده
- زبان فارسی
- 886K 👁
- 2.9K ❤️
- 2.8K 💬
خلاصه رمان زاموفیلیا (جلد دوم مانکن نابودگر)
داستان مانکن نابودگر پس از پنج سال ادامه یافته و در پس پردهای از حقایق وجود شاهین ارجمند، نابودگری درحال انهدام است. وند و ریشه ویرانی هماکنون محو گشته و سیاهی گلبرگ درخشان نابودگر را نمیتوان دید. خسوف گل نابودگر به اختتام خود رسیده و زیبایی گلبرگهای روشن او با قدرت نمایان شده. باید دید سرانجام، کدامین شکاف از ابلق گل نابودگر غالب خواهد گشت؟ درخشش و ستردگی گلبرگ گل؟ و یا نقاب شبگون و تاریک نابودگر بر او؟
آخرین پارت های ارسال شده
-
رمان زاموفیلیا (جلد دوم مانکن نابودگر) - پارت 310
علی درحالی که میکروفون گیرهای وصل به یقه کت سام را تنظیم میکرد: - چطوره مرد؟ راحتی؟ اگه با سیم پشت گردنت راحت نیستی بگو درستش کنم. - خوبه، راحتم. علی از او فاصله گرفت و روی مبل مقابل دوربین نشست: - خدا شاهده تارهای صوتیم داره فلج میشه از بس نشستم گزارش زنده ضبط کردم. تمومی نداره لامصب. ولی به ل...
بروزرسانی در : ۱۶۶ روز پیش
-
رمان زاموفیلیا (جلد دوم مانکن نابودگر) - پارت 309
ملکی پشت منبر جای گرفت: - شنونده صحبت مامور افتخارآفرین اینترپل، سرگرد سام نیکنام بودیم؛ تک پسر مامور ویژه عالی رتبه جاویدنام، سرهنگ تمام رادان نیکنام که پس از گذشت ده سال پی به فداکاری و میهن دوستی قهرمانانهاش بردیم. رفیق و برادر همیشگی من. جاویدنام، سرهنگ رادان نیکنام، الگوی تمام عیار و قهرما...
بروزرسانی در : ۱۶۶ روز پیش
-
رمان زاموفیلیا (جلد دوم مانکن نابودگر) - پارت 308
فریاد خشمگین و طوفانی کیاراد: - میکشمت عوضی... . گروهبان غرید: - از جات جم نخور و بشین زمین... الان. سام چرخید و رو به یاشار زمزمه کرد: - انقدر بزنیدش تا لوکیشن اون دوتا کرم بعدی رو لو بده. اجازه ندین بمیره یا خودکشی کنه. یاشار سری تکاند. به دستور مستقیم یاشار افراد، کیاراد را دستبند زده و پارچه...
بروزرسانی در : ۱۶۷ روز پیش
-
رمان زاموفیلیا (جلد دوم مانکن نابودگر) - پارت 307
" 45 دقیقه بعد " نگاهی به ساعت انداخته و دست به سینه پرسید: - چقدر دیگه مونده؟ سام مشغول تلاش برای ورود به سیستم اطلاعات پرونده: - نمیدونم. باید دید. فعلا دارم سعی میکنم وارد اطلاعات شم. - مگه نمیشه؟ فکر کردم این دیگه آخرشه. سام لحظهای دست از تایپ کشید. از سیستم فاصله گرفته و دست به شقیقه گرفت...
بروزرسانی در : ۱۶۷ روز پیش
آخرین اطلاعیهی رمان زاموفیلیا (جلد دوم مانکن نابودگر)
سلام بچه ها. یه مدت از آخرین اطلاعیه ای ک دادم میگذره. اومدم بگم اکثر بخشهای جلد اول آقای ایگرگ کامل شده و نیاز به ویراستاری نهایی داشت، کم کم آماده میشدم که برم سراغ پلات نویسی ثانویه جلد دوم، که زارت: ))**اکتیو سیستمم پریده و کلا فایلا رو نمیتونم اکستراکت کنم. امروز و فردا که هیچ شنبه میرم بدم سیستم و درست کنن. بعدش اطلاعیه میدم و با فایل بر میگردم. میدونم منتظرین واسه همین سعی میکنم تا میتونم زود زود کارا رو پیش ببرم.
پیچک
0قشنگه خوشم اومد یک جاهایی ب دنیای امروز نزدیکه
۲ هفته پیشالا
1فقط خواستم بگم نظیر ندااره ادامه داره رمان ؟؟
۲ هفته پیشمینو
0چرا برای من دانلود نمیشه پس😶
۲ هفته پیشآذر
0با سلام و خسته نباشید به نویسنده عزیز.قلمتون مانا..باید بگم من واقعا عاشق این رمان شدم و اصلا باور نمیکنم که رمان اولی و دومی باشه❤️عالی بود عالی🌹چقدر از خوندنش لذت بردم و برای جلد دومش لحظه شماری کردم.خسته نباشی نویسنده جان🥰🥰
۱ ماه پیشرارا
1فوق العاده وخفن بود تااخرش💚 امیدوارم نویسنده عزیز همیشه خوش بدرخشی وموفقیتت روز افزون باشه به امید قلمی دیگ
۱ ماه پیشآنیتا
0این رمان عالی بود 😍🥰
۲ ماه پیشآنیتا
0بهترین رمانی بود که خوندم🥰 خسته نباشید میگم به نویسنده و امیدوارم بتونیم سام و رخشا رو توی رمان آقای ایگرگ هم ببینیم😍
۲ ماه پیشnoora
در پارت 10دوستم معرفی کرد و از همین دنیای رمان خوندمش
۲ ماه پیشnoora
در پارت 10دوستم معرفی کرد و از همین دنیای رمان خوندمش
۲ ماه پیشnoora
در پارت 10دوستم معرفی کرد و از همین دنیای رمان خوندمش
۲ ماه پیشnoora
در پارت 10دوستم معرفی کرد و از همین دنیای رمان خوندمش
۲ ماه پیشnoora
در پارت 10دوستم معرفی کرد و از همین دنیای رمان خوندمش
۲ ماه پیشnoora
در پارت 10دوستم معرفی کرد و از همین دنیای رمان خوندمش
۲ ماه پیشمومنی
0حس می شد.ولی بعد از اون عملیات دوباره یه شخصیت شکننده و وابسته میبینیم.اوایل خیلی کش پیدا کرده ولی از اواخر ناگهان همه چیز رو دور سریع میره!درمورد زمان.بهتره اصلا بیان نشه یا دقیق تر باشه و باعث گیجی نشه.ولی درکل رمان خوبی هست و پیشنهاد میشه بخونین.امیدوارم موفق باشین.
۲ ماه پیش

فائزه
0جلداخره یاجلدسه داره نویسنده جان جواب بده