پارت دوم :

زمزمه کردم:
- ببخش عزیزم؛ می‌دونی که چقدر درگیر تیم جست‌وجو‌ام تا من نباشم کاری از پیش نمی‌برن.
مهسا با همون چهره نگران سری تکون داد و به تقلید بازهم لبخند زد.
تو این شرایط لبخند زدن کم‌ترین کاریه که می‌تونیم واسه دلداری دادن بهم بکنیم.
- نزار هزارجور فکر و خیال تو سرم بره بیاد که ممکنه عاقبت منم عین رخشای بیچاره شه!
- نه گل من؛ واسه پیدا کردن اون من باید باشم مهسا. برام مهم نیست می‌گن مرده. هیچ اهمیتی نداره تا پیداش نکنم تیم، استراحت و باید تو خواب ببینن.
دست بلند کرد و دستم رو که یه طرف صورتش بود لمس کرد.
آره؛ من عاشق مهسا شدم و این حس دوطرفه‌اس!
از کی؟ می‌دونم از همون موقعی که باهاش همکلام شدم.
تقریبا یک سال و نیمه که بهش اعتراف کردم و اون با کلی اذیت متقابلا حس خودش رو گفت.
حالا ما نامزدیم و قراره وقتی این وضعیت تموم شد اقدام کنیم.
اما دلم اصلا رضا نیست.
من و سام وقتی فقط نوزده سالمون بود قول دادیم تو مراسم همدیگه ساقدوش هم بشیم و اما... الان سامی وجود نداره.
سام باید پیداش بشه. تا قبل پیدا شدنش من به هیچ وجه ازدواج نمی‌کنم. نمی‌تونم.
حتی مهسام راضی نیست.
به خاطر رخشا... به خاطر من.
به خاطر مامانش که مرده‌ی متحرکی بیش نیست؛ باید پیداش کنم.
اون نمرده. چه دلیلی داره جسدش پیدا نشه؟
به هرحال... این تصمیمیه که ما برای زندگیمون گرفتیم.
اگه پیدا نشد بدبختی خودم و به خاطر عدم وجود سام می‌دونم.
- رخشا چطوره؟
مهسا اطمینان‌وار پلک بست:
- حالش بهتره؛ داره کنار میاد.
- خداروشکر. گوشه‌ای از نگرانیام رخشاست‌.
رینگتون موبایلم به صدا در اومد.
از جیب بیرون کشیدم. اتصال و برقرار کردم.
- بگو محمد!
- آرمان کجایی؟
- خونه‌ام چطور؟
- می‌شه بری دانشگاه دنبال آوا؟ عمل دارم طول می‌کشه.
- کی مرخص می‌شه؟
- ساعت هشت مرخصه جبران می‌کنم رفیق.
- برو به عملت برسی.
قطع کردم.
***

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۳ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۲۷۶ روز پیش تقدیم شما شده است.

آخرین نظرات ارسال شده
  • سلام چرا برای من جلد

    0

    سلام رمانتیک خیلی عالیه اما جلد دومش تا پارت ۱۵ برای من بازمیشه چرا؟

    ۷ ماه پیش
  • فائزه

    0

    این رمان به جلد اولش مرتبط؟

    ۸ ماه پیش
  • مریم بهاور84 | نویسنده رمان

    درود و مهر؛ بله ادامه‌شه.

    ۸ ماه پیش
  • ک

    1

    *** *** و واتساب فصل دوم مانکن نابودگر؟

    ۱ سال پیش
  • فاطمه

    1

    فوق العاده

    ۱ سال پیش
  • کیمیا

    0

    امیدوارم خوب تموم بشه

    ۲ سال پیش
  • نرگس

    0

    عالی

    ۲ سال پیش
  • نرگس

    0

    عالی

    ۲ سال پیش
  • مریم

    0

    عالی

    ۲ سال پیش
  • سارا

    0

    خوبه

    ۲ سال پیش
  • سحر

    0

    عالی بود

    ۲ سال پیش
  • عالی

    0

    عالی

    ۲ سال پیش
  • آنیتا

    0

    عالی ترین رمانی که خوندم خیلی قشنگه

    ۲ سال پیش
  • آرام

    0

    سلام بهار جون ممنون بابت خلاقیت ذهنت و قلم زیبات بی زحمت اگه کتاب جدید یا کتابی که قبلا نوشتی اسمشو بذار خانم گل

    ۲ سال پیش
  • مریم بهاور84 | نویسنده رمان

    درود و وقت بخیر عزیزم. خوش‌حالم لذت بردید. سومین اثر من "آقای ایگرگ" هستش و درحال حاضر داره تو بخش آنلاین پارت‌گذاری می‌شه. می‌تونید مطالعه کنید. ♥️

    ۲ سال پیش
  • نگار

    0

    خیلی خوبه

    ۲ سال پیش
  • مانی

    0

    عالیه

    ۲ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️