خلاصه رمان جنایی حکومت زنان
مارال دختر مورد علاقه پدر و طرد شده از خانواده پرجمعیت با شخصیتی کنجکاو، عاقل و گاهی سرکش اتفاقی وارد خانه متروکه و نفرین شده محله خود می شود خانه ای که پس از غروب آفتاب تک چراغی در میان باغ روشن می شود و صدای فریاد محله را فرا می گیرد آیا مارال می تواند از آن خانه بدون عواقب فرارکند یا اصلا می تواند راه خروج را بیابد...؟!
آخرین پارت های ارسال شده
-
رمان حکومت زنان - پارت 138
دیگر توان ایستادن نداشتم وقتی پزشکی که خسرو خبر کرده بود دوباره وارد اتاق شد و در را آرام پشت سرشان بست، انگار آخرین رشتهی مقاومتم هم پاره شد. بیهدف از راهرو دور شدم. قدمهایم مرا به پذیرایی بزرگ عمارت رساند؛ همان سالنی که فقط چند ساعت قبل، پر از خنده، نور، موسیقی و لبخندهای تصنعی آدمهایی بود...
بروزرسانی در : ۲ روز پیش
-
رمان حکومت زنان - پارت 137
مارال؟ صدای کیوان مرا به خود آورد با عجله سرم را بلند کردم و نگاهش کردم. _ کیوان خوبی ؟ لب های ترک خورده اش را تکان داد و گفت: ببخشید نمی خواستم دست همچین هیولایی بیافتی. نفس عمیقی کشیدم و گفتم: _ من هنوز نمی دونم نقشه خسرو چیه ولی فعلا کاری با من نداشته. کیوان دستم را در میان دست های سردش گرف...
بروزرسانی در : ۳ روز پیش
-
رمان حکومت زنان - پارت 136
همانجا ماندم. جایی که خسرو چند لحظه قبل ایستاده بود. باد آرام از میان شاخههای بلند سروها میگذشت و برگها را آنقدر نرم تکان میداد که انگار باغ، زیر لب، برای خودش مرثیهای میخواند. سرم را بالا گرفتم. آسمان، بیاندازه وسیع بود. ماه، درست میان آن پهنهی آبیِ تیره، کامل و بینقص میدرخشید...
بروزرسانی در : ۹ روز پیش
-
رمان حکومت زنان - پارت 135
همهچیز آنقدر ناگهانی اتفاق افتاد که حتی فرصت نکردم نفس عمیقی بکشم. چند ثانیه قبل، صدای خندهی مهمانها زیر نور لوسترهای باغ میپیچید. برخورد آرام لیوانهای کریستالی، موسیقی زنده و گفتوگوهای پراکنده، عمارت را زنده نگه داشته بود. اما حالا... سکوت. سکوتی عجیب و سنگین، مثل پارچهای سیاه روی تمام ب...
بروزرسانی در : ۱۰ روز پیش
هانا
در پارت 1340مرسی عزیز عالی بود
۲ هفته پیشعاطی
در پارت 1340عالی بود مبیناجون.
۲ هفته پیش...
در پارت 1341داستان داره به جاهای هیجان انگیز میرسهه
۲ هفته پیشنانا
در پارت 1340من میگفتم زیادی همه چیز داره نرمال میگذره
۲ هفته پیشرز.
در پارت 1330خسرو واقعا آدم عجیبیه. ممنون از پارت جدید
۲ هفته پیشهانا
در پارت 1320خیلی دوست دارم ک عاشق هم شن مرسی عزیز
۳ هفته پیشعاطی
در پارت 1321طبیعیه مارال هموز نتونه به خسرو اعتماد کنه..اما خسرو گنگش بالاست..مارال از الان بافیه رو باخته اما خبر نداره.. خسرو مهربونی بهت نمیاد باورکن مارال دوست داره کبودش کنی مارال عاادت به محبت و مهربانی ندارد..
۳ هفته پیشهستییییی
در پارت 1320این پارت خیلیی قشنگ بود😍 کاش عاشق هم شن خیلی دوست دارم😍😂
۳ هفته پیش...
در پارت 1320چه پارت نازی🥹🤌🏼
۳ هفته پیشزهرا
در پارت 1310مارال تومیتونی خسرو عوض کنی.موفق باشیدممنون😁💘🙏👌👏
۳ هفته پیشعاطی
در پارت 1310مارال من هم عادت کردم..من هم🙃
۳ هفته پیشهانی
در پارت 1310مثل همیشه عالی نوشتی ،قلمت مانا،فقط کاش پارت ها طولانی تر بود ،و اینکه عکس از محمد و بقیه هم بود
۳ هفته پیشنشمین
در پارت 1290خسرو میخواد با مارال انتقام خودشو بگیره ولی مارال هنوز اونا رو خانواده میدونه
۴ هفته پیشعاطی
در پارت 1290مارال این خانواده *** بهت بعد تو خواهر و برادرم میکنی؟ این اسمش تسلیم شدن نیست راه درسته زهرچشم گرفتنه..من بودم میزدم خواهر ومادرشون رو..😬😁✌️
۴ هفته پیش

عاطی
در پارت 1380توصیفات و تشبیهات زیادی بکار بردی مبیناجون.. لذت بردم💚