پارت سیصد و ده :
علی درحالی که میکروفون گیرهای وصل به یقه کت سام را تنظیم میکرد:
- چطوره مرد؟ راحتی؟ اگه با سیم پشت گردنت راحت نیستی بگو درستش کنم.
- خوبه، راحتم.
علی از او فاصله گرفت و روی مبل مقابل دوربین نشست:
- خدا شاهده تارهای صوتیم داره فلج میشه از بس نشستم گزارش زنده ضبط کردم. تمومی نداره لامصب. ولی به لطف اطلاعاتی که فرستادی کلی ترفیع گرفتم.
- پس عوض گله و شکایت، تشکر کن.
علی خندÛ
مطالعهی این پارت حدودا ۱۲ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۲۳۱ روز پیش تقدیم شما شده است.

مریم بهاور84 | نویسنده رمان
خوشحالم لذت بردی عشقم، موزیک Dark side از Neoni
۷ ماه پیشزهرا مهدی
0نسبت ب رمان های دیگ تکرار نبود👌
۳ روز پیشفاطی
0واو چه پارت های جذاب و خفنی بود خیلی عالی..ممنون خانم بهاور واقعا خسته نباشید..منتظر قسمت سوم می مونیم..
۲ ماه پیشفاطی
0نمیدونم چرا اعلان های رمان برام نمیومد داشتم تو کتابخونه رمان جستجو میکردم نگاهم به رمان خورد..دیدم چندتا پارت پایانی رو نخوندم
۲ ماه پیشسارا
0دختر رمانت تو پیشنهادی ها برام اومد کلی چیز برام مرور شد که همشونم قشنگن هر جا هستی موفق باشی 💚
۶ ماه پیشرها
2واقعاخداقوت بی نظیر بود در خین خشونت و جدیت احساسی لطیف داشت بااینکه طولانی بود و زمان برد و فهمیدن کلمات بیوشیمی و اینا داشت ولی از قشنگیش سعی در فهمیدنش داشتم چون با جزئیات بود با جزییات خوندم ممنون خسته نباشید
۶ ماه پیشعاطفه
3رمان از هر لحاظ عالی بود هوش سام رو ن هوش نویسنده رو تحسین میکنم یکی از رمان های مورد علاقم بود
۶ ماه پیشفهیمه
0هرچی از قشنگی و قلم قوی و هوش و ذکاوت نویسنده بگم بازم کم گفتم واقعا دست مریزاد..👏👏واقعا خسته نباشی قشنگ ترین رمان پلیسی بود که خوندم ..مثل بقیه رمانا ابکی نبود..عشق و عاشقی و قشنگ به مخاطبش انتقال داد یجوری نوشتی که انگار خود منم توی اون صحنه ها حضور داشتم بازم ممنونم بابت رمان قشنگت🥰
۶ ماه پیشSarakk1381
0یکی از بهترین رمان جنایی بود که خوندم.در این رمان با سام و رخشا مخصوصا سام گریه کردیم،خندیدیم و حسرت خوردیم حسرت اینکه کاش سام به حرف آرمان قبل ورود به اتاق بیمارستان زیرزمینی پدرش گوش میداد.قوی ترین قلمی بود که دیدم مخصوصا لحظه جنگ با رامین و رویارویی پدر و پسر بعد سالها که نوشتید؛بینظیر بود
۶ ماه پیشهانیه
1عالی بود مریم جون 😍 میشه یه راهنمایی بکنی و بگی رادا و پدر و مادرش در رمان آقای ایگرگ حضور دارند یا نه؟
۷ ماه پیش
مریم بهاور84 | نویسنده رمان
آره گلم. بروبچ آقای ایگرگ با بچه های زاموفیلیا داستان دارن ꈍᴗꈍ🩶
۷ ماه پیشهانیه
1یوهوووو😍 عالی شددددددددد🥹😁🙃
۷ ماه پیش
مریم بهاور84 | نویسنده رمان
باز اگه خود آقای ایگرگ و بخونین زاموفیلیا یادتون میره. 💅🏻🔥
۷ ماه پیشهانیه
3اعع اینجوری نگو مریم جون🙃 من بشخصه زاموفیلیا رو هیچ وقت یادم نمیره😁 ولی ببینیم آقای ایگرگ چیه؟ دل منو می بره یا نه؟ (که صد درصد هم می بره😉)
۷ ماه پیشصبا
0چرا از الان صبرمون رو لبریز میکنیییییین😭😭
۶ ماه پیشصبا
1نهههههه🫨🫨🫨 واییییییییییی چه خبر خوبی🥲
۶ ماه پیشالی
0سلام از رمانتون خیلی خوشم اومد فقط میشه بهم بگید چجوری میتونم بقیه قسمت های رمان رو ذخیره کنم
۶ ماه پیشهانیه
1میشه بگی مانکن نابودگر در قسمت آنلاین چندتا پارت بود؟
۷ ماه پیشهانیه
2من در بخش آفلاین با مانکن نابودگر آشنا شدم و هیچوقت پشیمون نمیشم که چرا خوندمش😍🥰
۷ ماه پیش🥀تنهای خفته
0یکی از رمان هایی که با شخصیت و گوشت و پوستم حس کردم و شاید کاملا نه اما درکش میکنم خوندم ممنون از نویسنده عزیز بابت قلم و نوشته فوق العاده اش سپاس بابت این رمان جذاب ❤🧡💛💚💙💜❤
۷ ماه پیشزهرا 🩷
1خعلی قشنگ بود🥹
۷ ماه پیشزهرا 🩷
1وای دخترسام پلیس شده ؟!اوخی🥹مرسی مریم جون بابت رمان بسیار زیبات من که واقعا با این رمان زندگی کردم واقعا مرسی ازت بابت خلق چنین اثری🩷
۷ ماه پیش🌙مهسا
1خیلی رمان عالی و بی نظیری بود من وقتی جلد اول تموم کردم نویسنده جلد دوم و تموم کرده و واقعا قلم نویسنده عالی بود خیلی باهوش بودن خانم نویسنده و ذهن خلاقی دارن امیدوارم بتونن به چاپ برسونن و اینکه انتخاب اهنگ خیلی خلاقانه بود و آهنگا بی نظیر بود یکی از بهترین رمان هایی بود که خوندم
۷ ماه پیشIcy moon
3با اختلاف بهترین رمان این برنامه خسته نباشی منتطر رمان های بعدی تو همین ژانر میمونیم
۷ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

حدیث
2عالی بود نویسنده جان میشه اسم آهنگ رو بگید