خلاصه رمان اجتماعی سفید یخی
دختر ماجرای ما یه دختر فاقد احساساته، یه دختر که بلد نیست بخنده، نمیدونه عصبانیت چیه. از غم، نگرانی، کسالت، اضطراب و دوستداشتن فقط اسمشون رو بلده. این دختر تو ماجرایی درگیر میشه. ماجرایی که اون رو تو مسیر کینه دیگران قرار میده. انتقام چیز قشنگی نیست؛ اما شاید قربانی انتقام شدن بتونه اون رو به بلوغ عاطفیاش برسونه. شاید با محبت دیدن تو لحظات تنهاییاش بتونه احساسات رو درک کنه.
قسمتی از متن رمان سفید یخی
نگار
2بشدت مضخرف و آبکی و همش داشتن چیزی تعریف یمکردن و دختره هم فقط می گفت چشماش یخ هست و احساس ندارع اه اه حیف وقتم واس این رمان احمقانه و کودکانه بعدشم دختره ۱۶ سالش بود و این یعنی کودکانه 🤮🤢
۴ ماه پیشسیده ملینا موسوی
0خیلی قشنگ بود از نویسنده ممنون عالی مثل همیشه
۶ ماه پیشسمانه
3خیلی افتضاح بود.وسط مراسم ختم یا زمانی که دختره دزدیده شده همش میشینن چرت میگن و میخندن.مسخره س
۸ ماه پیشNary
1رمان خوبی بود و من هم بعضی وقتا هیچ حسی ندارم و واقعا برام یک یاد گیری بود از نویسنده بابت رمان ممنونم 🌹
۱۱ ماه پیشEli
0برای من بیشتر از فصل ۲ نمیاره پیگیری کنید لطفا این موضوع رو
۱ سال پیش....
1منی که می دونم این زمانق چرته ولی برا سومین باره دارم میخونم
۱ سال پیشسلام سلام
0هر وقت اونقدر برای زبان فارسی ارزش قائل شدی که خوب رو خعب ننوشتی اونوقت رمان بخون لطفا
۲ سال پیشFatemeh
1رمان خیلی خوبی بود
۲ سال پیشسحر ۳۵
0بد نبود
۳ سال پیشمینو
0هیچی نمیگم چون هم خوب بود هم بد نویسنده خسته نباشی
۳ سال پیشدلارا
0راجبه همه حرف میزد این داستانو مسخره کرده
۳ سال پیشروانشناس روانی
0اول اینکه من رمان را تاحالا نخوندمش ولی خب درمورد این مریضی اغراق نشد فرد بیمار کلا هیچ احساسی نداره حتی بعضیشان نمیتونن لبخند بزنن و این مشکل اینه که ما پشت گوشامون یه چیزی مثل بادام داریم که اگه ک
۳ سال پیشوانیا
0نمیشه گفت بد بود ولی خیلی اغراق کرده بود و از نظرم بیماری انقدر حاد نمیشه ولی خوب به نظرم نویسنده یکم ناشی بوده و تلاش بیشتری رو توی نویسندگی بکنه به هر حال ممنون از نویسنده
۳ سال پیشهه
2میشه اسم ی رمان خعب بگید همه خوب هارو خوندیم اینا واقعا مسخرن گناهکار رو بخونید خعبه به نظر من ولی اینا چین اه هرکی میره متن هارو رمان دیگه رو مینویسه یکم اپدیت شین
۴ سال پیشجون هیسون
1شاهزاده عشق وحشی
۳ سال پیش

تانیا
0بچه ها من قبلاً یه رمان خونده بودم نصفه بود ژانر پلیسی در مورد یه دختر که موهای خیلی بلند و مشکی داشت که همیشه موهاشو با کلاه گیس قایم میکرد بعدش با یه پسره میره ماموریت و جفتشون شناسایی میشن ولی ادامه رمان نبود اگه کسی این رمان و خونده لطفاً اسمش رو بگه