دوست داشتی؟
رمان پرنسس شیطون من اثر melika_n_p

رمان پرنسس شیطون من

  • به قلم melika_n_p
  • ⏱️۶ ساعت و ۶ دقیقه
  • زبان فارسی
  • 117.3K 👁
  • 351 ❤️
  • 513 💬

خلاصه رمان :

داستان درباره دختری به اسم نازنینه که پدرش اونا رو ترک کرده و مادرش هم مرده نازنین با برادر دوقلوش زندگی میکنه به اصرار پدربزرگش مجبور میشه با پسر شریک بابابزرگش ازدواج کنه ولی در لحظه آخر....

قسمتی از متن رمان پرنسس شیطون من

-من اصولا با موجودات گوش دزار (خر) حرف نمیزنم
برگه ای که شماره رو توش نوشته بود رو پاره کردم و ریختم تو صورتش و از مغازه اومدم بیرون یکم که ازش فاصله گرفتیم با مهسا منفجر شدیم از خنده البته جلوی خودمون رو گرفتیم داد نزنیم تو مردم زشت بود
همون موقع گوشیم زنگ خورد گوشی رو برداشتم اوه اوه میلاد بود کارت کشیدم برای گوشیش پیام اومده لو رفتم
-الو سلام داداش گلم خوبی
-انگار شما بهتری
-چطور
-نازنین حالا کارت منو کش میری اگه من برات پاستیل خریدم حالا ببین
-داداشی جونم خو ببخشید
-روتو برم دختر
-آره برو
-کجا برم
-رومو
-دیوونه
-داداشی جونم حالا که خندوندمت برام پاستیل میخری
-از فرصت سوءاستفاده نکن وروجک
-میخوای گریه کنم
-تهدیدت هم بچه گانس
خیلی خب کارتم که دستته برو پاستیل بگیر ولی خالی نکنی کارتو لازمش دارم
-چشم داداشی قول
-من کار دارم فعلا خدافظ
-بااااای
یه نفس راحت کشیدم و با مهسا رفتیم تو یه بستنی فروشییه بستنی شکلاتی سفارش دادم و مهسا هم بستنی میوه ای و شروع کردیم به خوردن داشتم به اطراف نگاه میکردم که، اینا اینجا چیکار میکنن
مهسا متوجه شد از یه چیزی تعجب کردم بهم گفت
-چی چشم تورو قد هندوانه کرده دختر عمه جان
-مهسا
-جونم
-پارمیدا با چنتا از پسرای کلاس پشت سرتن
خواست برگرده پشتش رو نگاه کنه که گفتم
-نههههههه
-چته دختر ترسیدم
برگردی متوجت میشن حوصله این افاده ای رو ندارم زود بخور بریم داشتیم میخوردیم که یه پسره که با جوجه تیغی مو نمیزد اومد سمت ما
ای داد الان همه حواس ها جمع ما میشه به من گفت
جوجه تیغی- افتخار آشنایی میدین خانوم خوشگله
-نچ
-میخوای خودتو برام لوس کنی
اشکال نداره من بلدم ناز بکشم
-مهسا نمیدونم چرا صدای پشه کنار گوشم میشنوم
مهسا- آره منم میشنوم ولی نمیدونم از کجاست
-پاشو بریم عزیزم من به مگس آلرژی دارم
از شانش گندم پارمیدا متوجه ما شد
پارمیدا- آقا پسر موندم این بیریخت چی داره شما رفتین سمتش
جوجه تیغی- به نظر من از شما خوشگل تره
پسرایی که کنار پارمیدا نشسته بودن منفجر شدم
پارمیدا -از شما خیلی بهترم جوجه تیغی
من رو به مهسا -عزیزم پاشو بریم
بلند شدم از جام که برم بیرون که جلوی در یکی دستمو گرفت معلوم بود پسره خیلی بدم میومد پسرای غریبه بهم دست بزنن خوشبختانه میتونستم حالش رو بگیرم تکواندو کارم منم دستش رو گرفتم تا اونجا که میتونستم پیجوندم
-بار آخرت باشه فهمیدی
جوجه تیغی -بله چشم غلط کردم
کل مشتریا منفجر شده بودن
پارمیدا با دهن باز داشت نگامون میکرد
منم جوش آورده بودم
دستش رو ول کردم و مهسا رفت پول بستنی رو داد منم بیرون منتظر بودم که آقای پارسایی اومد میشم
پارسایی- بهتره مواظب خودتون باشید
-چطور
-این پسره یه ولگرد خیابونیه تا تلافی نکنه بیخیال نمیشه
-حواسم به خودم هست شما برید پیش پارمیدا جونتون
-محض اطلاع میگم منو دوستام اومده بودیم بیرون بدون خانم توانا (پارمیدا) نمیدونم از کجا پیداش شد خودشو به ما چسبوند
-آهان
-اینو گفتم که فکر بد درمورد منو دوستام نکنید


بیشتر بخوانید
4.8 از 5
★ ★ ★ ★ ★ ★ ★ ★ ★ ★
بر اساس 355 رای
5 ★
79%
4 ★
19%
3 ★
2%
2 ★
0%
1 ★
0%
شما چه امتیازی می‌دهید؟

نظرات رمان پرنسس شیطون من

  • زهرا

    0

    رمان خوبی بود ❤️❤️

    ۶ ساعت پیش
  • Arti

    1

    رمان قشنگ و خوبی بود من ک خوشم اومد ولی کاش عددهارو هم مشخص میکردی اینک مثلا چندسال بدش یا چند سالشه یا ساعت چنده

    ۱ ماه پیش
  • ترنم

    0

    چرتت چرتت معلوم نیست چی به چیه کی به کیه

    ۱ ماه پیش
  • حنانه

    1

    من خودم ۱۵ سالمه و ناراحت شدم که بعضی میگن به درد دخترای ۱۵ ساله میخوره خواهشا همرو قضاوت نکنید منم حالم از این رمان به هم خورد خیلی مزخرف و آبکی بود💔

    ۲ ماه پیش
  • مریم

    0

    من بهتر از این رمان مینویسم

    ۲ ماه پیش
  • نرجس

    1

    عزیزم حصله نداری مجبورنیستی رمان بنویسی انگاری یه بچه داره رمان مینویسه بعد بچهای شما تازه به دنیا میان با توپ بازی میکنن یا بچه سه روز رو گاز میگیرین 😐 یا بعد از سه روز همه به دیدن بچه میان بلدی نیستی ننویس

    ۲ ماه پیش
  • دلبر

    2

    سلام مزخرف ترین رمانه اخه مگه بچه اینو نوشته والاحرف زدن نازنین حال بهم زن بود مگه بچه موضوع رمان خوبه ولی انگار برای بچه نوشته خیلی لوس بود شخصیت نازنین حال بهم زن 🤢🤮

    ۲ ماه پیش
  • مینا

    2

    مزخف ترین رمان انکار یک دختر ۷ ساله نوشته گند ترین واقعا یک پارت بخونی حالت بهم میخوره بقیه اش بخونی

    ۲ ماه پیش
  • میگ میگ

    3

    سلام من بیتر از یک قسمت رونتونستم بخونم رمانی بود که به درد ۱۳ ۱۴ ساله ها میخوره موفق باشید

    ۳ ماه پیش
  • Melika

    4

    خیلی مسخره و نامفهوم بود اصلا خوشم نیومد ارزش خوندن نداشت

    ۴ ماه پیش
  • yasna

    5

    خیلی رمان قشنگی بود حتما بهتون پیشنهاد میکنم تنها مشکلش این بود ک عد ساعت هارو نوشته و خیلی از کلمه ی جیغ استفاده کرده بود ولی در کل خیلی منونم از نویسندش

    ۴ ماه پیش
  • asra

    3

    عالی😍پیشنهاد میکنم بخونید!❤قلمش هم خوب بود و اصلا غلط املای نداشت

    ۴ ماه پیش
  • حنا

    2

    من یدونه شهاب میخواستم از کجا باید سفارش بدم؟ 🫠🥺

    ۵ ماه پیش
  • فاطمه

    1

    دیجی کالا اف هم داره🤣

    ۴ ماه پیش
  • ماریه ویردی یار

    1

    زندگی نامه عالی و جالبی بود پیشنهاد میکنم که بخونیدش. و همچنین هر کتابی یک بار ارزش خواندن رو داره از نویسنده این کتاب تشکر می کنم.💘💘

    ۴ ماه پیش
  • گیسو

    2

    رمان خیلی ضعیفی بود اصلا ارزش وقت گذاشتن نداشت

    ۴ ماه پیش
درخواست حذف رمان

نویسنده این اثر هستید و درخواست حذف دارید؟ از طریق دکمه زیر اقدام کنید.

ثبت درخواست حذف
کپی شد!
آیدی کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️