دوست داشتی؟
رمان پرنسس شیطون من اثر melika_n_p

رمان پرنسس شیطون من

  • به قلم melika_n_p
  • ⏱️۶ ساعت و ۶ دقیقه
  • زبان فارسی
  • 113.9K 👁
  • 349 ❤️
  • 504 💬

خلاصه رمان عاشقانه پرنسس شیطون من

داستان درباره دختری به اسم نازنینه که پدرش اونا رو ترک کرده و مادرش هم مرده نازنین با برادر دوقلوش زندگی میکنه به اصرار پدربزرگش مجبور میشه با پسر شریک بابابزرگش ازدواج کنه ولی در لحظه آخر....

قسمتی از متن رمان پرنسس شیطون من

-من اصولا با موجودات گوش دزار (خر) حرف نمیزنم
برگه ای که شماره رو توش نوشته بود رو پاره کردم و ریختم تو صورتش و از مغازه اومدم بیرون یکم که ازش فاصله گرفتیم با مهسا منفجر شدیم از خنده البته جلوی خودمون رو گرفتیم داد نزنیم تو مردم زشت بود
همون موقع گوشیم زنگ خورد گوشی رو برداشتم اوه اوه میلاد بود کارت کشیدم برای گوشیش پیام اومده لو رفتم
-الو سلام داداش گلم خوبی
-انگار شما بهتری
-چطور
-نازنین حالا کارت منو کش میری اگه من برات پاستیل خریدم حالا ببین
-داداشی جونم خو ببخشید
-روتو برم دختر
-آره برو
-کجا برم
-رومو
-دیوونه
-داداشی جونم حالا که خندوندمت برام پاستیل میخری
-از فرصت سوءاستفاده نکن وروجک
-میخوای گریه کنم
-تهدیدت هم بچه گانس
خیلی خب کارتم که دستته برو پاستیل بگیر ولی خالی نکنی کارتو لازمش دارم
-چشم داداشی قول
-من کار دارم فعلا خدافظ
-بااااای
یه نفس راحت کشیدم و با مهسا رفتیم تو یه بستنی فروشییه بستنی شکلاتی سفارش دادم و مهسا هم بستنی میوه ای و شروع کردیم به خوردن داشتم به اطراف نگاه میکردم که، اینا اینجا چیکار میکنن
مهسا متوجه شد از یه چیزی تعجب کردم بهم گفت
-چی چشم تورو قد هندوانه کرده دختر عمه جان
-مهسا
-جونم
-پارمیدا با چنتا از پسرای کلاس پشت سرتن
خواست برگرده پشتش رو نگاه کنه که گفتم
-نههههههه
-چته دختر ترسیدم
برگردی متوجت میشن حوصله این افاده ای رو ندارم زود بخور بریم داشتیم میخوردیم که یه پسره که با جوجه تیغی مو نمیزد اومد سمت ما
ای داد الان همه حواس ها جمع ما میشه به من گفت
جوجه تیغی- افتخار آشنایی میدین خانوم خوشگله
-نچ
-میخوای خودتو برام لوس کنی
اشکال نداره من بلدم ناز بکشم
-مهسا نمیدونم چرا صدای پشه کنار گوشم میشنوم
مهسا- آره منم میشنوم ولی نمیدونم از کجاست
-پاشو بریم عزیزم من به مگس آلرژی دارم
از شانش گندم پارمیدا متوجه ما شد
پارمیدا- آقا پسر موندم این بیریخت چی داره شما رفتین سمتش
جوجه تیغی- به نظر من از شما خوشگل تره
پسرایی که کنار پارمیدا نشسته بودن منفجر شدم
پارمیدا -از شما خیلی بهترم جوجه تیغی
من رو به مهسا -عزیزم پاشو بریم
بلند شدم از جام که برم بیرون که جلوی در یکی دستمو گرفت معلوم بود پسره خیلی بدم میومد پسرای غریبه بهم دست بزنن خوشبختانه میتونستم حالش رو بگیرم تکواندو کارم منم دستش رو گرفتم تا اونجا که میتونستم پیجوندم
-بار آخرت باشه فهمیدی
جوجه تیغی -بله چشم غلط کردم
کل مشتریا منفجر شده بودن
پارمیدا با دهن باز داشت نگامون میکرد
منم جوش آورده بودم
دستش رو ول کردم و مهسا رفت پول بستنی رو داد منم بیرون منتظر بودم که آقای پارسایی اومد میشم
پارسایی- بهتره مواظب خودتون باشید
-چطور
-این پسره یه ولگرد خیابونیه تا تلافی نکنه بیخیال نمیشه
-حواسم به خودم هست شما برید پیش پارمیدا جونتون
-محض اطلاع میگم منو دوستام اومده بودیم بیرون بدون خانم توانا (پارمیدا) نمیدونم از کجا پیداش شد خودشو به ما چسبوند
-آهان
-اینو گفتم که فکر بد درمورد منو دوستام نکنید


بیشتر بخوانید
نظرات رمان پرنسس شیطون من
  • Melika

    0

    خیلی مسخره و نامفهوم بود اصلا خوشم نیومد ارزش خوندن نداشت

    ۳ هفته پیش
  • yasna

    2

    خیلی رمان قشنگی بود حتما بهتون پیشنهاد میکنم تنها مشکلش این بود ک عد ساعت هارو نوشته و خیلی از کلمه ی جیغ استفاده کرده بود ولی در کل خیلی منونم از نویسندش

    ۴ هفته پیش
  • asra

    1

    عالی😍پیشنهاد میکنم بخونید!❤قلمش هم خوب بود و اصلا غلط املای نداشت

    ۴ هفته پیش
  • حنا

    1

    من یدونه شهاب میخواستم از کجا باید سفارش بدم؟ 🫠🥺

    ۲ ماه پیش
  • فاطمه

    0

    دیجی کالا اف هم داره🤣

    ۴ هفته پیش
  • ماریه ویردی یار

    0

    زندگی نامه عالی و جالبی بود پیشنهاد میکنم که بخونیدش. و همچنین هر کتابی یک بار ارزش خواندن رو داره از نویسنده این کتاب تشکر می کنم.💘💘

    ۱ ماه پیش
  • گیسو

    0

    رمان خیلی ضعیفی بود اصلا ارزش وقت گذاشتن نداشت

    ۱ ماه پیش
  • کیانا

    0

    رمان جالبی بود و خیلی قشنگ بود در کل باحال بود ولی اصلا عدد ها ب کار نرفتن مث ساعت چنده یا چند سالشه . اینا رمان جو و جوری بود ✨ از نویسنده رمان ممنون💖

    ۲ ماه پیش
  • ترانه

    1

    واقعا خوب بود خیلی خوشم اومد ازش

    ۲ ماه پیش
  • فادی

    1

    دست نویسنده درد نکنه ولی عزیزم این رمانت درد دخترای ۱۴ ۱۵ ساله میخوره خیلی لوس جیغ جیغو اثن لذت نبردم

    ۲ ماه پیش
  • کیمیا

    1

    اصلا قشنگ نبود حیف وقت

    ۲ ماه پیش
  • کیمیا

    2

    ب نظرم اصلااااا جالب نبود و اینکه اصلا از شخصیت نازنین خوشم نمیومد یه دختر جیغ جیغو و بسیار لوس

    ۲ ماه پیش
  • رها

    5

    خوشم اومد واینکه ازدواج اجباری نبود و نمیگفتم ساعت چند چند سال چند نفر تعداد رو نمیگفت وگرنه خوب بود دست نویسنده درد نکنه

    ۲ ماه پیش
  • نازی

    7

    عالی بود ولی نباید سانسورش میکردن😂

    ۳ ماه پیش
  • مهنا

    1

    ای جان بدون سانسور دوس داشتی

    ۲ ماه پیش
  • سودا

    0

    رمان بسیار زیبای بود ولی از یه چیز نازنین بدم می اومد اونم جیغغغغغغغغغغغغ بود ولی در کل خیلی خوب بود من رمان ,(بانوی من) را معرفی می کنم حتما بخونید

    ۲ ماه پیش
  • بهارا

    2

    اصلا قشنگ نبود حیف وقتم

    ۳ ماه پیش
  • سوگند

    1

    خب نمیخوندی

    ۲ ماه پیش
کپی شد!
ارسال نظر دیگران را از نظر خودت مطلع کن
آیدی کپی شد!