دوست داشتی؟
رمان پایگاه ویژه (جلد دوم) اثر سارا هاشمی (اعتماد)

رمان پایگاه ویژه (جلد دوم)

  • زبان فارسی
  • 80.4K 👁
  • 514 ❤️
  • 356 💬

خلاصه رمان جنایی پایگاه ویژه (جلد دوم)

پایگاه ویژه در اصل یه مرکز خاص توی اداره ی پلیسه که بهشون پرونده های مشکل و گاهی حساس و یا مشکل دار رو می دن که حل کنن. فرمانده ی پایگاه، سرگرد سهند بهنام هست که برای اینکه فرمانده این گروه متخصص بشه، آموزش های خاصی هم دیده .. بهترین افراد را هم کنارش جمع کردن تا بتونه کارشو به نحو احسنت انجام بده .

قسمتی از متن رمان پایگاه ویژه (جلد دوم)

- کجا؟
- تو خیابون!
- سهند!؟
سهند نفس عمیقی کشید:
- یه جا بهم آدرس بده ! چیزی نمی خورم ...
آلما مثل همیشه چند ثانیه به جمله اش فکر کرد!
- نفهمیدم!
- البته اگر حال داری، بیکاری ! اگر ... دوست داری !
از سهند بیشتر از این هم توقع نداشت تا دلتنگی اش را به گوشش برساند.
- هم حال دارم ، هم بیکارم و هم دوست دارم! هوا سرده اما، یا باید بریم کافه ای جایی، یا این که ...
می خواست اسم خانه را بیاورد اما ترجیح داد، سکوت کند تا سهند بپرسد:
- یا ؟
- نمی دونم خب ! دیگه جایی نمی شه رفت که! تو هم می گی چیزی نمی خوری!
- زوده!
- آره !
سهند نفس عمیقی کشید:
- من نزدیک خونه ات هستم ... نرسیده به میدون منتظرتم ..
آلما تنها باشه ای گفت و تماس قطع شد. اصلا فکرش را هم نمی کرد امروز را این جور به اتمام برساند! دیدن سهند، ضربان قلبش را بالا برده بود. آن قدر دلتنگش بود که با تمام سرعتی که ترافیک خیابان اجازه می داد، رانندگی کرد تا چند دقیقه ی بعد، ماشینش را پشت ماشین سهند پارک کند! سهند به در ماشین تکیه زده و به او نگاه می کرد! سریع از ماشین پیاده شد و با همان لبخند همیشگی ، رو به روی سهند ایستاد:
- سلام! خوبی؟
- سلام! چند بار می پرسی؟!
سهند در ماشین را باز کرد و سوار شد:
- بشین ... هوا سرده ..
آلما ماشین را دور زد و زمانی که سهند مشغول تنظیم صندلی اش بود، سوار شد.
- هوا خیلی سرد شده! برف تو راهه!
سهند نیم تنه اش را مثل او چرخاند و بی توجه به دردی که خط اخم را روی پیشانی اش انداخت، جواب داد:
- زمستونه ها! الان نباره کی بباره؟ از پایگاه چه خبر؟
آلما شانه اش را بالا انداخت:
- هیچ! خوبه همه چی ... جای شما خالیه فقط!
چشمکی به سهند زد تا او نگاهش را به رو به رو بدوزد:
- خوبه!
احساس پیچیده ای داشت! آن همه شوق، حالا که کنار آلما بود، هیچ شده بود! حال خودش را می فهمید. حس هایش آزارش می داد. دست روی صورتش کشید و با صدای آلما دوباره نگاهش کرد:
- چرا این قدر کلافه ای؟ خسته شدی؟
-ـ ....
- ها سهند؟ این جور خودتو آزار می دی! به نظرم با سرهنگ صحبت کن، بیا حداقل چند ساعتی رو توی روز پایگاه!
سهند نفس عمیقی کشید:
- نمی شه! خلاف مقرراته! من نمی تونم بیام پایگاه پامو بندازم رو پام!
- سخت می گیری! به نظرم می شه!
خونسردی آلما و دردی که برای حال الانش نبود، اعصابش را بهم ریخت:
- خیلی خب ! ممنون! بفرما برو خونه ات!
ماشین را روشن کرد و آلما با تعجب پرسید:
- چی شد؟
- هیچی ! بفرما برو ! می خوام برگردم!
- همین ؟!
چشم های عصبانی و دلگیر سهند، به صورتش دوخته شد:
- بله همین! بفرما!
نگاهش را بعد از این همه مدت، آلما به خوبی می شناخت. عصبانیتش را درک می کرد. باید صبور می شد، این تنها جمله ای بود که بارها با خودش در روز تکرار می کرد. لبخند زد و بی توجه به نگاه سهند، سرش را روی بازوی او گذاشت:
- همینم برای من خوبه!
گرمای تنش را سهند حس کرد. کشش تنش بیشتر از قبل شده بود و نمی خواست بی قرارش کند:
- پاشو برو پایین!
- چند دقیقه! دلم برات تنگ شده بود! تو چی ؟
سهند جواب نداد تا او سرش را کمی بالا بگیرد و نگاهش روی گردن و صورت سهند بچرخد:
- می دونم دلت برام تنگ شده بود!
اخم و خشمی که میان چشمان سهند می درخشید هم نتوانست مانع خنده اش شود. انگشتانش بالا رفت و به آهستگی روی چانه ی سهند حرکت کرد:
- دوستت دارم سهند! چه بداخلاق باشی چه خوش اخلاق!
سهند می خواست سرش را عقب بکشد اما دستان آلما نگذاشت:
- نرو! باید حتما بهت بگم محتاجتم؟ اون وقت خودتم دلتنگی، از دست من ناراحت بشی؟
سهند چشمانش را روی هم گذاشت.
- من نمی خوام آزارت بدم سهند. اینو نه به تو، که به خودم قول دادم!
حرف هایش، آب خنکی بود روی آتش خشمی که بی جهت زبانه می کشید! از دست خودش بیشتر ناراحت و دلگیر بود. از این حس های متناقض و درمانده اش ... نفسش شبیه یک آه عمیق، بیرون آمد.


بیشتر بخوانید
نظرات رمان پایگاه ویژه (جلد دوم)
  • رقیه

    0

    رمان خوبی بود خسته نباشید به نویسنده فقط گاهی در جلدهای یک و دو سن شخصیت هارو جابجا میگفتی واقعا تو مخم بود.تروخدا جلد چهارم رو هم بنویس من تو خماری سه موندم میخوام بدونم چه بلایی سر دهند میاد

    ۱۶ ساعت پیش
  • ریحانه

    2

    سلام جلد سوم رو داخل گوگل سرچ بزنید هست ولی جلد چهارم در حال نوشته مثل اینکه اگر کسی خواست تو *** پیام بده جلد سوم رو براش بفرستم ***

    ۴ هفته پیش
  • Ayhan

    0

    ببخشید دوست عزیز جلد سوم رو چطوری تونستی پیدا کنی؟

    ۳ هفته پیش
  • فری

    0

    سلام میشه جلد 3 بفرستید

    ۲ هفته پیش
  • Setayesh

    0

    سلام میشه جلد سوم برای من بفرستید

    ۲ هفته پیش
  • یه افسرده؟!!

    0

    سلام میشه لطفا جلد سه رو بفرستی؟نتونستم پیدا کنم

    ۱ هفته پیش
  • ....

    0

    سلام جلد چهارنوشتنش کی تموم میشه

    ۵ روز پیش
  • Myself

    0

    رمان خوبی بود و ذهن رو درگیر میکنه 👌😍جلد سوم هم تو گوگل بزنید میتونید رایگان qdf رو دانلود کنید من از سایت پیام رسان گپ دان کردم

    ۱ هفته پیش
  • عالی بود

    1

    عالی بود عاشق شخصیت سهند شدم

    ۲ هفته پیش
  • نار

    0

    سلام من جلد سوم رمان پایگاه ویژه رو هم خوندم لطفا جلد چهارم هم انتشار کنید دستتون درنکنه واقعا رمان جذابیه

    ۱ ماه پیش
  • زهرا

    0

    اسم جلد سوم چیه؟

    ۱ ماه پیش
  • اذین

    2

    سلام جلد سوم از کجا پیدا کردی هرجا میگردم نیستش ، نه جلد سوم نه چهارم

    ۴ هفته پیش
  • دلا

    0

    جلد سوم و پی دی اف بود از گوگل دانلود کردم خوندم ولی جلد چهارم و هرچی میگردم نیست

    ۳ هفته پیش
  • غزاله

    0

    جلد سوم رو از کجا خوندی؟

    ۲ هفته پیش
  • هانیه

    0

    این جلد هم مثل جلد اول خیلی جالب و هیجان انگیز بود امیدوارم جلد سوم این رمان رو هم قرار بدید

    ۳ هفته پیش
  • اذین

    0

    لطفا هرکسی جلد سوم رو داره بگه آیدی بدیم بهش بفرسته برامون همه جارو گشتم نیست جلد سوم

    ۴ هفته پیش
  • زهرا

    0

    داستان رو میشه از فصل دو به بعد نخوند؟ من هنوز شروع نکردم ، و نیاز دارم به نظر شما

    ۴ هفته پیش
  • ...

    0

    داستان ادامه داره؟منظورم اینه که میشه فصل ۳ و ۴ یا حتی همین فصل دو رو نخوند؟ یا اینکه داستانش دنباله داره؟......

    ۴ هفته پیش
  • P.s

    0

    سلام ای کاش جلد سوم و چهارم روهم توهمین برنامه میزاشتن من هرچی میگردم پیدات میکنم اینجوری هم نمیشه که یا ی رمان ننویسن یاهم همه رو باهم به برنامه بزارن من هرچی میگردم جلد سوم و چهارم روپیدا نمیکنم رمان عالی هست ولی چ فایده نصفه ونیمه

    ۴ هفته پیش
  • H.M

    2

    یکی از قشنگترین رمان هاست یک رمان کاملا تکمیل و همه چیز توی رمان به اندازست قلم نویسنده کاملا روان و دلنشین...

    ۱ ماه پیش
  • .......

    0

    فوق العادست قلمتون... بی نهایت لذت بردم

    ۱ ماه پیش
  • زینب

    7

    سلام من جلد سوم رمان پایگاه ویژه رو دانلود کردم خوندم.اما هرچی میگردم جلد چهارم رو پیدا نمیکنم. میشه بگید شما. چطور پیداش کردید؟

    ۱ سال پیش
  • حنانه

    4

    از کجا خوندینش؟میشه بگید

    ۱ سال پیش
  • مینا

    4

    از کجا جلد سوم رو خوندی من هرچی میگردم پیدا نمیکنم ک

    ۱۱ ماه پیش
  • Fatemeh

    4

    از کجا خوندین جلد سومش رو؟

    ۶ ماه پیش
  • کجا دانلود کردین

    0

    کجا دانلود کردین

    ۴ ماه پیش
  • بگانه

    0

    ازکجا پیدا کردی بگو ماهم پیدا کنیم بخونیم

    ۳ ماه پیش
  • ....

    1

    لطف میکنید بگید از کجا خوندید ؟آخه اینجا فقط جلد اول و دوم هست

    ۲ ماه پیش
  • از کجا دانلود کردین

    0

    از کجا دانلود کردین

    ۲ ماه پیش
  • سرچ کنید پایگاه ویژه

    1

    سرچ کنید پایگاه ویژه فصل سه اولین لینک رایگان میاره از اونجا که سرهنگ شده

    ۱ ماه پیش
  • رها

    0

    تو *** نویسنده میشه خوند تا اپیزود ۱٠ رایگانه تا اپیزود ۱۶ فکر کنم نوشته

    ۲ ماه پیش
  • زهرا

    0

    آلما زندس؟

    ۲ ماه پیش
  • رها

    2

    اره چرا مرده باشه

    ۲ ماه پیش
  • ندا

    1

    سلام من خیلی توی سایتا گشتم اصلا پیدا نکردم فصل ۳ این رمانو ،چون خیلی رمان قشنگی بود زیاد پیگیرش شدم اگه کسی خیلی دوس داره فصل سه رو بخونه مثل من باید بخره سه فصل کامل رو♥️ من توی اپلیکیشن ترب خریدم پی دی افش رو سرچ کنین پایگاه ویژه یا سارا اعتماد راستی باید سه فصل رو باهم بخرین ♥️

    ۲ ماه پیش
  • سه فصل کامل نیست فصل

    0

    فصل سوم بازم قسمتی از فصل اوله خواهشا مردم و گمراه نکنین

    ۲ ماه پیش
  • زهرا

    1

    فقط بگو آلما کشتن یا نه؟روانی شدم

    ۲ ماه پیش
نحوه جستجو :

جهت پیدا کردن رمان مورد نظر خود کافیه که قسمتی از نام رمان ، نام نویسنده و یا کلمه ای که در خلاصه رمان به خاطر دارید را وارد کنید و روی دکمه جستجو ضربه بزنید.

کپی شد!
ارسال نظر دیگران را از نظر خودت مطلع کن
آیدی کپی شد!