دوست داشتی؟
رمان دوسه تا شیطون اثر Anahid75

رمان دوسه تا شیطون

  • به قلم Anahid75
  • ⏱️۷ ساعت و ۲ دقیقه
  • زبان فارسی
  • 83.5K 👁
  • 356 ❤️
  • 448 💬

خلاصه رمان طنز دوسه تا شیطون

داستان سه تاخواهرپروووو(که دلم از دستشون خونه) که مادر وپدرشونو تو تصادف از دست دادن واما اینا به خاطر چندتا چک که دست شریک باباشونه وباید پاسش کنن شروع میکنن از خونه های مردم دزدی کردن(چه کار زشششتی) یه شب که میرن دزدی…پایان خوش

قسمتی از متن رمان دوسه تا شیطون

نفس در حاليکه از اتاق خارج ميشد برگشت وگفت: کجايي ساعت11 گذشته
من: اوکي 10 مين ديگه امادم
نفس رفت بيرون منم حاضر شدم
تعجب نکنيد ما عادت داريم به اين شب زنده داري ها من به شخصه عاشقشم
رفتم پايين ...
نفس:
لباسامو پوشيدمو کولمو برداشتم دِ برو که رفتيم
از نرده سر خوردمو رفتم پايين وباصداي بلند
من اومدم
نگين:چه عجب،نگارکوش؟
نگار از تو اشپزخونه داد زد
من اينجام
نگين:ما داريم ميريم خواستي بيا خواستي نيا
نگار:اِ اِ صبر کنين بابا اومدم
و با اشاره از من پرسيد :چرا اينقدر قاطي؟
من با زمزمه: تيموري دوباره گازش گرفته
نگار عصبي شد وبلندگفت
مردک بيشعور انگار نه انگاراون همه پول رو بالا کشيده در ضمن از کجا معلوم اين چک هاوسفته ها جعلي نباشه؟
من:فوقش باشه اون نامرد اينقدر پارتيش کلفته که حتي اگه با مدرکم ثابت کنيم فايده نداره
نگين:بيخيال ،پاشيد بريم
من: زود نيس؟
نگين:نه بابا کجاش زوده درضمن الي کاشتم تو ميدون منظرما
چيزي نگفتيم و رفتيم بيرون و سوار ماشين شديم
تو راه اهنگ مورد علاقه مو گذاشتم ازم بريدي مهدي احمدوند محششششششششششره
سخته چقد تنها بشي
کسي به دادت نرسه
عکسشو اغوش بگيري
اشک توجشات حلقه بشه
کاشکي ميشد يه بار ديگه تو بغلت گريه کنم
پاتو بلند کن نفسم
چشامو فرش پات کنم
...
اصلا من اين اهنگو گوش ميدم احساس ميکنم عاشق يکي شدم اونم منو ترک کرده فقط مشکلم اينجاست که نميدونم کيه؟
رسيديم محل قرار
جلوي الي نگه داشتيم و شيشه رو داديم پايين الي خم شدو گفت
سلام، بيا اينم ادرس فقط قبل از اينکه وارد بشيد دوربينارو از کار بندازيد. خداحافظ
خوشم مياد نمي زاره ما دو کلوم حرف اضافه بزنيم مثل ضبط صوت حرفاشو ميگه و ميره
حرکت کرديم تا اونجا داشتم به تيموري فکر ميکردم
راستي فکر نکنين تيموري 50 سالشه ها نه 30 سالش بيشتر نيست تازه هم پولدار هم خوشتيب اما با ذاتي خراب اندازه موهاي سرت دوست دختر داشته (شايد کچل باشه ها؟)
رسيديم به خونه
اوه اوه چه قصريه که پيش خونه ما لنگ مي ندازه(دروغ که کنتور نمي ندازه)
نگين ماشينو پشت کوچه پارک کرد وپياده شديم از ماشين....
نگين:
من نميدونم يه ادم چقدر ميتونه رو داشته باشه اِ اِ پسره ي بيشعور ميگه اگه مي خواي سفته ها و چک هاتو پاره کنم بايد باهام ازدواج کني
هِه هه به گور باباش خنديده من شده برمم زندان، زن اين ادم کثيف نميشم
از ماشين پياده شديم و چون قبلا لباسمون رو تو دستشويي توي پارک عوض کرده بوديم فقط کلاهامونوسرمون کرديم کلامون جوري بود که فقط چشمامون پيدا بود با دستکشهاي پارچه اي سياه و مانتوهاي کوتاه سياه وشلوار سياه و پوتين هاي سياه
رفتيم نزديک ديوار پشتي خونه ونگار برا نفس قلاب گرفت نفس پريد رو ديوار ودست هاي منو ونگار و کشيد،رفتيم رو ديوار از رو ديوار نگاه کردم چراغها خاموش بود خب خدا رو شکر انگار کسي خونه نيست
پريديم تو باغ با اينکه کمي مچ پام درد گرفت اما بي خيال به سمت دوربين رو ديوار حرکت کردم
از کار انداختمش برگشتم ديدم نفس ونگارم دوربين هاي اونطرف رو ازکارانداختن
به سمت در خونه حرکت کرديم فکر مي کردم در خونه قفل باشه اما باز بود درو باز کردم که احساس کردم صدايي رو ميشنوم
رو به بچه ها گفتم :شمام مي شنويد؟
اونام سرشون رو تکون دادن
ياابوالفضل کي تو خونه است؟
نگاربا صداي اروم:مگه نگفتي کسي خونه نيست؟
من:نميدونم
با پنجه ي پا اروم رفتيم تو
وارد هال شديم که...
نگار:
وقتي وارد شديم حس کردم گوشم داره زنگ ميزنه اما با شنيدن صداي نگين فهميدم اشتباه کردم


بیشتر بخوانید
نظرات رمان دوسه تا شیطون
  • Nia

    0

    یعنی فقط منم که از نگار و پارتنرش خوشم اومددد؟

    ۲ هفته پیش
  • Airi

    1

    قشنگ بود نقص هایی داشت اما به شخصه لذت بردم و خوبه که داستان از چند شخصیت داستان یا گاهی راوی نقل بشه ولی اینم یک نقصه که گاهی خیلی زود از این شخصیت به اون شخصیت می پرید ولی بهتر بود رو یکی از شخصیت زوم میکردن تا شخصیت پردازی بهتری داشته باشه و به نظرم نگار خوب بود چون یکم زوم روش بیشتر بود.

    ۱ ماه پیش
  • Dan

    0

    خیلی خیلی قشنگ بود

    ۱ ماه پیش
  • واقعا رومان عالی بود

    0

    همه بخش هایش خوب بود من شخصیت نفس و آیدین را بیشتر دوست داشتم

    ۴ ماه پیش
  • الهه

    0

    رمان خیلی قشنگی بود بابت ارائه همچین رمان خوبی ممنون

    ۴ ماه پیش
  • nazi

    0

    واقعا عالی بود خیلی خوشم اومددد ممنونم ازت نویسنده محترم این رمان😍🔥

    ۵ ماه پیش
  • رامش

    2

    این رمان واقعا به دلم نشست خیلی قشنگ بود ❤️

    ۵ ماه پیش
  • نازی

    0

    یه خسته نباشید میگم ب نویسنده عزیز رمانت رو خیلی. دوست داشتم و خیلی باهاش خندیدم با خواهرم ازت تشکر میکنم بابت نوشتن رمانی ب این زیبایی دمت گرم🥹 امیدوارم موفق باشی

    ۵ ماه پیش
  • پریسا

    0

    ممنون از نویسنده عالیبود حرف نداشت

    ۹ ماه پیش
  • Maede

    4

    خیلی رمان قشنگی بود ولی می تونست خیلی هم بهتر باشه مثلاً هی از این شخصیت به شخصیت بپری ولی در کل رمان خوبی بود من خیلی دوست داشتم ادامه داشته باشه موفق باشید

    ۱۰ ماه پیش
  • نگار

    3

    عالی بود نویسنده عزیز لطفا فصل دو رو هم بساز اما شخصیت اصلی نگار باشه مثلا اون زودتر از بقیه باردار بشه و توی دوران بارداریش اتفاقاتی مثل بد شدن حالش بیوفته و درکل اتفاقایی که برای نگار میوفته باعث نگرانی نگین و نفس و آروین بشه خواهش میکنم لطفا...

    ۱۱ ماه پیش
  • .

    8

    نویسنده معلوم بود تازه کاره من قسمت اول نخونده ولش کردم. نباید هی از این شخصیت بپرید اون شخصیت خیلی سخت میشه درک رمان. امیدوارم رمان بعدی با قلم خیلی خیلی قوی تر توی سایت قرار بگیره. با تشکر

    ۴ سال پیش
  • نگار

    3

    دوست عزیز نوسنده سعی داشته نشون بده هر کارکتر چه واکنشی به اتفاقای رمان میده

    ۱۱ ماه پیش
  • Zahra

    7

    به نظرم که رمان خوبی بود قبول دارم ک همه همخونه ایا یه شکلن ولی بازم رمانو دوس داشتم حتمن بخونیدش قشنگه

    ۴ سال پیش
  • نگار

    2

    دوست عزیز نویسنده سعی بر این داشته که نشون بده هر کارکتر چه واکنشی به اتفاقای رمان میده

    ۱۱ ماه پیش
  • خانوم پلیس

    1

    ببخشید ولی شما چطوری رماناتونو میذارین؟یعنی،چیزه،خب، منظورم اینکه وقتی رمانوم میخاین بذارین بقیه بخونن چطوری میذارین بقیه بخؤنن؟متوجه میشین دیگه😁

    ۳ سال پیش
  • نگار

    0

    میری توی بخش نویسنده شو و داستانت رو مینویسی و منتشرش میکنی

    ۱۱ ماه پیش
  • فاطمه

    4

    من این رمانو از وقتی بچه بودم تا الان که یه ادم بالغم نزدیک ۱۰۰ باز خوندم. نمیگم رمان بی ننقصیه اما قطعا روانیه که من خیلی دوسش دارم مخصوصا شخصیتای آیدین و نفس💕🎀

    ۱۲ ماه پیش
نحوه جستجو :

جهت پیدا کردن رمان مورد نظر خود کافیه که قسمتی از نام رمان ، نام نویسنده و یا کلمه ای که در خلاصه رمان به خاطر دارید را وارد کنید و روی دکمه جستجو ضربه بزنید.

کپی شد!
ارسال نظر دیگران را از نظر خودت مطلع کن
آیدی کپی شد!