دوست داشتی؟
رمان عاشقانه,رمان طنز,رمان طنز اسکار لوکس ترین خانه می رسد به ..., نویسنده فاطمه علی آبادی nkdhd vlhk

رمان اسکار لوکس ترین خانه می رسد به...

  • زبان فارسی
  • 115K 👁
  • 757 ❤️
  • 2.7K 💬
خواندن پارت اول

خلاصه رمان طنز اسکار لوکس ترین خانه می رسد به...

ماهلین یه دختره با کلی آرزوهای بزرگ. مهندسی برق خونده و به قولی زده به سرش بزنه به دل غربت و هیچ جوره هم کوتاه بیا نیست. حالا این وسط افتاده به کل‌کل با باباش که خودش از پس همه چیز برمیاد و باباش هم شرط کرده سر شش ماه نشده برگشته. کی قراره پیروز این میدون باشه؟ ماهی یا باباش؟

تصویر شخصیت های رمان


پارت اول

مقدمه
سگ جان دارد.
گربه جان دارد.
بُز جان دارد.
درخت جان دارد.
آب جان دارد.
سگ در خیابان میان‌ شلوغی شهر جان داد.
گربه از گرسنگی جان داد.
بُز کاغذی خورد، در گلویش گیر کرده و جان داد.
درخت در میان دود کارخانه‌ها خفه شده و جان داد.
آب رفت و رفت و عاقبت جان داد.
---------
خانه برای هر کس معنی خاصی دارد برای من هم. به قول مرحوم شکیبایی با هر سر و ریختی که باشد مهم نیست، خانه باید سبز باشد...
سبز؟
زرد باشد، آبی باشد اصلاً کوفت باشد، خانه باشد، سبز بودنش پیشکش.
واقعیت این است که گاهی به حدی می‌رسی که سیاه هم قاطی مدادرنگی ها می‌کنی. به قولی در نبودِ گوشت، چغندر سالار است.
دقیقاً ۱۴ شهریور بود و هنوز حتی یک آلونک قیری هم پیدا نکرده بودم چه رسد به سبز.
روی صندلی نشسته بودم و گوشم را سر و صدای چرخ گوشت پر کرده بود. گوشت و مرغ و انواع و اقسام سبزی و...، همگی آماده بودند ولی خانه... نَه.
هوووف...
صدای چرخ گوشت قطع شد و بعد هم طبیعتاً صدای مامان فخری در گوشم پیچید:
- شد پنج‌تا بسته مامان. گفتم بابات یخ خشک هم بخره.
خدایا!
مادران ایرانی اصولاً سه دسته‌اند: یا نگرانند و در دم پوستت را می‌کنند، یا نگرانند و با کمی تاخیر پوستت را می‌کنند وَ یا نگرانند و بعداً پوستت را می‌کنند. به هر حال که نگرانند و پوستت را می‌کنند. صدایم را روی سرم انداختم:
- مادر من! شابدول‌عظیم که نمی‌خوام برم. دارم می‌رم کانادا. صدتا یخ خشک هم بذاری، باز آب می‌شن.
بلند شدم:
- بعدم، خدایی خودت باشی، درِ چمدون منو باز کنی، توش گوشت و مرغ و سبزی ببینی، پرات نمی‌ریزه؟
در چارچوب در ایستاده بودم و از این فاصله هم جنب و جوشش را می‌دیدم. وسط آشپزخانه ایستاد و دست به کمر شد:
- این چه طرز حرف زدنه آخه؟ برای من کانادا هم می‌خواد بره خیر سرش.
سمت ظرف‌شویی رفت، کیسه‌ای دست کرد و از درون قابلمه‌ی روحی مقابلش لقمه‌ای گوشت برداشت. همان طور که درون کیسه‌ای دیگر می‌گذاشتش، گفت:
- اگه یه جو عقل داشتی...
رویش را سمتم کرد:
- الآن وضعت این نبود.
بی‌اختیار به خودم نگاه کردم. وضعم چه بود مگر؟ یک بلوز بافتنی و شلوار پشمی پوشیده بودم و موهایم را هم بافته بودم. البته مثل همیشه کلاه بافتنی قرمز سرم بود و شال گردن سِتِش. زمستان که می‌شد، گاهی پتو هم می‌پوشیدم؛ لعنتی هرچه تنم می‌کردم باز هم بدنم سرد بود.
سرم را بلند کردم و نگاه متعجبم را محوش کردم. با حرص تکه‌ای دیگر از گوشت چرخ شده‌ی درون قابلمه برداشت و در کیسه‌ی دیگری فرو کرد. نگاه پر غضبی بهم انداخت:
- عین نردبون دزدا اونجا وایستادی که چی؟ بیا اینجا این گوشتا رو صاف کن، همه کارام مونده.
هوفی کشیدم:
- چشم مادرِ من چشم.

بیشتر بخوانید

آخرین پارت های ارسال شده

آخرین اطلاعیه‌ی رمان اسکار لوکس ترین خانه می رسد به...

فاطمه علی آبادی : ۲ ماه پیش

سلام به دوستای عزیزم که قصد خوندن رمان اسکار لوکس ترین خانه می رسد به رو... دارن😍😍**اولاً که خیلی ممنونم که این رمان رو برای مطالعه انتخاب کردید.**دوستای عزیزم لطفاً حتماً قبل از شروع رمان این اطلاعیه رو مطالعه بفرمایید😘**خیلی ازتون ممنونم.**این رمان یک طنز اجتماعی با درون مایه ی عاشقانه ست پس اگر دنبال یک رمان کاملاً عاشقانه هستید، این رمان انتخاب درستی نیست.**موضوع اصلی و اجتماعی رمان طبیعت و حیوانات هستن پس اگر به این موضوع علاقه ای ندارید لطفاً لطفاً از خوندن این رمان صرف نظر کنید چون تهش ناراضی خواهید بود😁**ژانر رمان طنز هست و بنابراین خیلی جاها از سبک اغراق استفاده شده و از زندگی واقعی الگو نگرفته بنابراین اگر به رمان هایی با سبک واقع گرایانه علاقه دارید، بازم این رمان رو بهتون پیشنهاد نمی کنم.****خیلی ممنونم بازم ازتون و امیدوارم نکات بالا در انتخاب درست بهتون کمک کنه.**از همه بچه هایی که از رمان حمایت کردن هم خیلی خیلی سپاسگزارم. دم همگی گرم😘😘

نظرات رمان اسکار لوکس ترین خانه می رسد به...
  • یاسمین

    1

    سلام عزیزم خیلی رومان قشنگی بود خسته نباشی فقط خیلی زود تموم شد

    ۴ روز پیش
  • یاسمین

    0

    خیلی قشنگ بود من واقعا خیلی خوشم اومد نویسنده خسته نباشی عزیم فقط کاش بازم ادامه داشت یکم زود تموم شد

    ۴ روز پیش
  • خاتون

    0

    سلام ۴۲ سالمه خانم متاهل ۲۵ سال رمان میخونم قلمتون خوبه متفاوت نوشتید موقعیت ها و رفتارها و دیالوگها تقریبا بدور از کلیشه های مرسوم رمانهای دیگه بود در کل پسندیدم انتخاب اسمها عالی بود

    ۷ روز پیش
  • ساناز

    0

    افتظاح بود حالم بهم خورد ارزش خوندن نداشت

    ۱ هفته پیش
  • الی

    در پارت 660

    فرصت از دستت نمیدادم همین شب زیربارون تو خیابون حرف دلمو میزدم شاهدش آسمون وبارون ورفقامون🤩

    ۱ هفته پیش
  • مامان درسا

    0

    عالی و متفاوت ترین ساده و دل نشین

    ۲ هفته پیش
  • ...

    2

    سلام یه کلام بگم قشنگ بود دوسش داشتم پسر ودختر رمان متفاوت بودن دختره خل وچل بود ولی دوست داشتنی، پسرم خوب بود که از اون پسر رویایی های اغراقگونه نبود😘

    ۲ هفته پیش
  • زهرا

    1

    خوب بود جالب عنوان شد مسایل روز ومشکلات جامعه

    ۳ هفته پیش
  • بهار

    3

    بنظرم قسمت های طنزش خیلی خوب بود.کلی خندیدم.ولی زود تموم شد.اگه چندفصل هم از زندگی مشترکشون مینوشتید بهتریود

    ۳ هفته پیش
  • سیندرلا

    2

    رمان خوبی بود این رمان رو کی نوشتید

    ۴ هفته پیش
  • سیندرلا

    0

    لطفا جواب منو بدید آخه برام جذابه بدوم کدوم سال نوشتید

    ۴ هفته پیش
  • فاطمه علی آبادی | نویسنده رمان

    سلام عزیزم. ممنون از نگاه زیبات. حدوداً اواسط ۱۴۰۲

    ۴ هفته پیش
  • Fatemeh

    4

    رمانی متفاوت و گیرا بخاطر طنز نهفته در قلم شما و همچنین یکی از نکته های جالب رمان شما غیر قابل پیش بینی بودنشه که داستان رو از حالت کلیشه ای و تکراری بودن نجات داده باتشکر به امید قلم قوی تر و ماندگارتر

    ۲ ماه پیش
  • صدی

    3

    خیلی خوشم اومد عاشق کانادا شدم . اول داستان از کانادا ترسیدم ولی اخرش نظرم عوض شد

    ۱ ماه پیش
  • sara

    2

    مضخرف ترین رمانی بود که خوندم شاید برا یه رمان اولی خوب باشه

    ۱ ماه پیش
  • الهه

    2

    خیلی خیلی عالی وجذاب بود با خوندنش خیلی خندیدم وحال کردم واقعا دستت طلا نویسنده عزیز

    ۱ ماه پیش
  • عباسی

    2

    سلام خسته نباشید ،خوب بود امیدوارم در نوشتن رمانهای بعدی موفق وقلمی مانا داشته باشید

    ۱ ماه پیش
  • 🥰🥰

    1

    سلام چرا دانلود نمیشه؟؟؟

    ۱ ماه پیش
کپی شد!
ارسال نظر دیگران را از نظر خودت مطلع کن
آیدی کپی شد!
خوش اومدی!
میخوای شروع کنی؟