رمان اسکار لوکس ترین خانه می رسد به...
- به قلم فاطمه علی آبادی
- ⏱️۷ ساعت و ۲۶ دقیقه ۴۷ ثانیه
- زبان فارسی
- 116.8K 👁
- 763 ❤️
- 2.7K 💬
خلاصه رمان اسکار لوکس ترین خانه می رسد به...
ماهلین یه دختره با کلی آرزوهای بزرگ. مهندسی برق خونده و به قولی زده به سرش بزنه به دل غربت و هیچ جوره هم کوتاه بیا نیست. شش سال تمام زحمت کشیده و بالاخره موفق شده پذیرش کنادا رو بگیره. حالا این وسط یه مشکل داره و اونم خونهست که نه دانشگاه بهش سوئیت میده و نه خودش تونسته جایی رو پیدا کنه. ماهی هم افتاده به کلکل با باباش که خودش از پس همه چیز برمیاد و میتونه خونه پیدا کنه. برادر نرگس،دوست ماهی خانم، براش یه خونه اجاره میکنه و چه خونهای!!!! ماهی راهی غربت میشه و باباش هم شرط کرده سر شش ماه نشده برگشته. ماهی بخت برگشته هم که از هیچی خبر نداره، خوش و خرم و به خیال یه پیروزی درست و حسابی میزنه به دل یه ماجراجویی بزرگ. حالا کی قراره پیروز این میدون باشه؟ ماهی یا باباش؟ یا شاید هم یکی دیگه.
قسمتی از متن رمان اسکار لوکس ترین خانه می رسد به...
آخرین اطلاعیهی رمان اسکار لوکس ترین خانه می رسد به...
سلام به دوستای عزیزم که قصد خوندن رمان اسکار لوکس ترین خانه می رسد به رو... دارن😍😍**اولاً که خیلی ممنونم که این رمان رو برای مطالعه انتخاب کردید.**دوستای عزیزم لطفاً حتماً قبل از شروع رمان این اطلاعیه رو مطالعه بفرمایید😘**خیلی ازتون ممنونم.**این رمان یک طنز اجتماعی با درون مایه ی عاشقانه ست پس اگر دنبال یک رمان کاملاً عاشقانه هستید، این رمان انتخاب درستی نیست.**موضوع اصلی و اجتماعی رمان طبیعت و حیوانات هستن پس اگر به این موضوع علاقه ای ندارید لطفاً لطفاً از خوندن این رمان صرف نظر کنید چون تهش ناراضی خواهید بود😁**ژانر رمان طنز هست و بنابراین خیلی جاها از سبک اغراق استفاده شده و از زندگی واقعی الگو نگرفته بنابراین اگر به رمان هایی با سبک واقع گرایانه علاقه دارید، بازم این رمان رو بهتون پیشنهاد نمی کنم.****خیلی ممنونم بازم ازتون و امیدوارم نکات بالا در انتخاب درست بهتون کمک کنه.**از همه بچه هایی که از رمان حمایت کردن هم خیلی خیلی سپاسگزارم. دم همگی گرم😘😘
رنیسا
0خیلی قشنگ بود خوشم اومد ، ماهی رو از همه بیشتر دوست داشتم. داستان جدیدی هم داشت . دست نویسنده درد نکنه 💞👏🏻✨
۴ روز پیشنیلو
0خیلی عالی بود یه داستان متفاوت و جالب بود دست مریزاد ولی کاش آخرش اینقدر هول هولکی جمع نمیکردی
۵ روز پیش...
0خوب بود ولی آخرش بشدت عجولانه تموم شد دلم گرفت ولی دوسش داشتم
۲ هفته پیشمحیا
0عالی بودد بینظظرر کیف کردمم خدایی حرف نداشت تکراری هم نبود و خیلی متفاوت ممنونن از قلمم زیبایتت نویسندهه عزیز😍😍🥺🥺
۲ هفته پیشرها
1واقعا خیلی قشنگ بود لذت بردم شخصیت ها خیلی باحال بودن مخصوصا سیاوش که توقعم رو از امین قلی ایندم برده بالا😂
۳ هفته پیشزن رابین
در پارت 21چرا دیالوگ همهه مامانا یکیه😐🤨
۳ هفته پیش
فاطمه علی آبادی | نویسنده رمان
جالب اینه آدم خودشم که مادر میشه، دقیقاً همونا رو میگه😂😂
۳ هفته پیشآیلار
0رمان خوبو متفاوتی بود فقد مشکلش این بود ک با وجود مهاجرت ب کانادا بازم روسریو مانتو میپوشید این قسمتش یکم دلم ادمو میزنه
۳ هفته پیشفریبا
0سلام خیلی زیبا بود و جذااب .موفق باشی♥️
۳ هفته پیشیاسمین
1سلام عزیزم خیلی رومان قشنگی بود خسته نباشی فقط خیلی زود تموم شد
۱ ماه پیشیاسمین
0خیلی قشنگ بود من واقعا خیلی خوشم اومد نویسنده خسته نباشی عزیم فقط کاش بازم ادامه داشت یکم زود تموم شد
۱ ماه پیشخاتون
0سلام ۴۲ سالمه خانم متاهل ۲۵ سال رمان میخونم قلمتون خوبه متفاوت نوشتید موقعیت ها و رفتارها و دیالوگها تقریبا بدور از کلیشه های مرسوم رمانهای دیگه بود در کل پسندیدم انتخاب اسمها عالی بود
۱ ماه پیشساناز
0افتظاح بود حالم بهم خورد ارزش خوندن نداشت
۱ ماه پیشالی
در پارت 660فرصت از دستت نمیدادم همین شب زیربارون تو خیابون حرف دلمو میزدم شاهدش آسمون وبارون ورفقامون🤩
۱ ماه پیشمامان درسا
0عالی و متفاوت ترین ساده و دل نشین
۱ ماه پیش

زهرا
0باهم داستان ها فرق داشت رمان زیاد خوندم ولی رمان هایی که شما نویسنده اش بودین کاملا متفاوت بود از همه رمان ها و بشخصه میتونم بگم اصلا مشابه رمان های شمارو تاحالا نخوندم و این خیلی خوبه که همه چی نشات گرفته از ذهن شماست و به شدت خلاق هستید موفق و پیروز باشید