تینا؛ دختری ایرانی، روزی هر چه را دارد قربانی تحقق رویای خود می‌کند و کیلومترها از سرزمین مادری‌اش فاصله می‌گیرد. با بدتر شدنِ حال پدرش، دوباره پا به خاک ایران می‌گذارد و طوفانی ناخواسته، تمام زندگی‌اش را در بر می‌گیرد.

پ.ن: هرگونه مشابهات با افراد حقیقی یا حقوقی تصادفی است


259
21,897 تعداد بازدید
170 تعداد نظر

تخمین مدت زمان مطالعه : ۶ ساعت و


اطلاعیه ها :

فاطمه علی آبادی : ۱ ماه پیش

سلام به همه ی دوستای گلم🤩😍🌸
یه دنیا ممنون همه تونم که نگاه قشنگ تون رو به رمان زمزمه ی آسمان دادید❤💚
این رمان رو تقدیم می کنم به روح بلند جان باختگان هواپیمای ۷۵۲.
به زودی جلد دوم این رمان که یک اثر مستقل به حساب میاد به نام "کوچ اجباری پرستوها" به صورت آنلاین همین جا بارگذاری می شه😍😍
تا اون موقع می تونید منت به سرم بذارید و تشریف بیارید رمان ماهم ردیف چهارم که تو همین برنامه آنلاین و رایگان پارتگذاری می شه رو بخونید😘😘🙏🙏❤❤

نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • مهتاب

    ۳۵ ساله 20

    رمان خیلی خوبی بود خسته نباشید میگم به نویسنده واقعا چه نخبه هایی را که تو این قضیه از دست دادیم خدا به خانواده هاشون صبر بده چقدر عالی میشه نویسنده از سرگذشت بقیه مسافرها هم رمان بنویسند.

    ۳ ماه پیش
  • فاطمه علی آبادی | نویسنده رمان

    متاسفانه من بهشون دسترسی ندارم و انقدر این داغ عظیم بوده و انقدر مورد بی‌محبتی واقع شدن که دلشکسته‌تر از این حرف‌ها هستن و با حرف زدن در موردش بیشتر رنجیده خاطر می‌شن. یه دنیا ممنون‌تونم که خوندینش❤❤

    ۱ ماه پیش
  • آلیتا۳۲

    10

    دلم گرفت واسه جونای نخبمون واقعادستمریزاد🥲🥲

    ۳ ماه پیش
  • فاطمه علی آبادی | نویسنده رمان

    چه خوب که تونستم یکم از دغدغه‌ی جوونامون بگم❤ یه دنیا ممنون که بهم نگاه دادید. دوست داشتید می‌تونید رمان متهم ردیف چهارم من رو هم بخونید😍😍

    ۱ ماه پیش
  • bita

    00

    سلامتی خسته نباشید میگم ب نویسند این رمان خیلی قشنگ و احساسی بود ب نظرم میشه بگید فصل دوم دار یا نه

    ۳ ماه پیش
  • فاطمه علی آبادی | نویسنده رمان

    سلام عزیزم😍 شکر که دوسش داشتید. بله، کوچ اجباری پرستوها. به زودی پارت گذاری آنلاینش رو شروع می کنم. خوشحال می شم اگه منت به سرم بگذارید و رمان متهم ردیف چهارم من رو هم بخونید.

    ۱ ماه پیش
  • tina

    ۱۹ ساله 00

    رمان خوبی بود خیلی قشنگ و ماهرانه نوشته شده ولی کاش یکم بیشتر در مورد ترکمن ها تحقیق میکردین فقد دو سه تا کلمه ی ترکمنی نوشتن که خیلی شبیه زبان ما ترکمنای ایرانی نیست 💕

    ۲ ماه پیش
  • فاطمه علی آبادی | نویسنده رمان

    مرسی عزیزدلم. من واقعاً شرمنده‌تونم. متاسفانه هموطن ترکمنی اطرافم نبود و مجبور شدم به نت اعتماد کنم. باز هم عذرخواهی می‌کنم از شما و تمام ترکمنای ایرانی عزیزم❤❤

    ۱ ماه پیش
  • .....

    00

    بعد از مدت ها یه رمان با قلم قوی خوندم قلم تون مانا و دلتون شاد باشه نویسنده عزیز فقط اینکه یه سوال برام پیش اومده این رمان بر اساس واقعیت نوشته شده بود؟شخصیت تینا وجود خارجی داشته؟؟

    ۲ ماه پیش
  • فاطمه علی آبادی | نویسنده رمان

    شکر که خوش‌تون اومده عزیزم❤❤ کلیتش واقعی بود ولی جزئیات نه. راستش من این رمان رو براساس یه خواب نوشتم. باور می‌کنی مدام منتظرم یکی پیام بده بگه تینا واقعاً بود؟

    ۱ ماه پیش
  • محدثه

    00

    رمان خیلی خوبی بود با شادیاش شاد شدمو با ناراحتیاش ناراحت ،قلمت هم حرف نداره،جلد دومشو شروع نکردی؟ خیلی دنبالش گشتم لطفی زودتر شروع کن:)))

    ۲ ماه پیش
  • فاطمه علی آبادی | نویسنده رمان

    نظر لطفته عزیزدلم. یه دنیا ممنون که خوندیش❤😘 جلد دوم رو با نام کوچ اجباری پرستوها شروع کردم، منتهی بیشتر لوکیشن رمان جاییه که محل زندگیم نیست و دارم در به در دنبال یه هم وطن سیستانی گل می گردم🤩😘😍😍❤❤

    ۱ ماه پیش
  • اردلان

    00

    سللم خسته تباشید داستان قشنگی بود ولی اخر داستان چی میشه

    ۱ ماه پیش
  • فاطمه علی آبادی | نویسنده رمان

    سلام عزیزدلم. ممنونم که نگاهت رو بهم بخشیدی🙂🤩😍 آخرش تینا تو پرواز ۷۵۲ شهید شد (حادثه‌ی ۱۸ دی ۱۳۹۸). رمان جلد دوم داره که خیلی زود تو بخش آنلاین شروعش می‌کنم. کوچ اجباری پرستوها

    ۱ ماه پیش
  • moon

    00

    خسته نباشید نویسنده عزیز قلم بسیار زیبایی دارید 🌸

    ۳ ماه پیش
  • ....

    40

    خیلی زیبا بود...از اینک درش به حادثه بوئینگ ۷۲۵اشاره شده بود هم شوکه شدم و هم تحسینتون میکنم...فصل دومش رو نوشتید؟اگه بله اسمش چیه؟قطعا دنبالش می کنم چون شیفته قلم و ذهن خلاقتون شدم

    ۴ ماه پیش
  • نویسنده رمان

    00

    مرسی از نظر پرانرژی تون عزیزدلم❤❤. شکر که به دلتون نشسته.فصل دوم (شاید من) رو شروع کردم و به زودی به صورت آنلاین همینجا می ذارم.رمان کافه دلتنگی هم توی برنامه مال منه.دوست داشتید بخونید، خوشحال می شم.

    ۴ ماه پیش
  • شریعتی

    10

    سلام خسته نباشید رمال عالیی بود خسته نباشید فقط اسم فصل بعدی رمان چیه که بخونیم مشتاقانه در انتظار م

    ۴ ماه پیش
  • نویسنده رمان

    00

    سلام😍. مونده نباشید جان دل. خدا رو شکر که به دلتون نشسته. جلد بعدی اسمش &....;شاید من&....; هستش. به زودی همین جا به صورت آنلاین می ذارمش. فعلاً در حال نوشتن یه رمان دیگم😁 که رو به پایانه.

    ۴ ماه پیش
  • فاطیما

    ۲۱ ساله 20

    خیلی قشنگ بود قلم قوی داشت ناخودآگاه اشک ریختم باهاش تورو خدا فصل دومش تینا زنده باشه ها نویسنده این کارو با همون نکن

    ۵ ماه پیش
  • نویسنده رمان

    00

    خیلی خیلی ممنونم که نگاه تون رو بهم دادید😍😍. خیلی خوشحالم که دوسش داشتید. ایشالا که فصل دوم راضی تون کنه😁

    ۴ ماه پیش
  • نویسنده رمان

    00

    شکر که خوشت اومده عزیزدلم💚❤. سعی می کنم تو جلد دو دیگه دلتون رو نشکونم🤧

    ۴ ماه پیش
  • Mari

    20

    سلام رمان خیلی خوبیه ولی کاش اخرش اون پروازنبود دل ادم میگیره وقتی فک میکنی که قرار سرمسافرای اون پروازچی بیاد

    ۶ ماه پیش
  • نویسنده رمان

    00

    یه دنیا ممنون که وقت گذاشتید❤ برای حفظ یاد اون عزیزان، حداقل یه اثر لازم بود. بازم ازتون ممنونم و شکر که دوسش داشتید😍😍

    ۴ ماه پیش
  • نویسنده رمان

    00

    سلام عزیزم. خیلی ممنونم که نگاهت رو بهم دادی. خوشحالم که خوشت اومده❤❤ ایشالا ایده ی جلد دوم که به ذهنم برسه، همین جا به صورت آنلاین شروعش می کنم. این بار حتماً پایانش خوشه.

    ۴ ماه پیش
  • zahra

    20

    واااییییی خیلی خوب بود.ولی آخرش....🥲🥺اشکم در اومد و شوکه شدم.ممنون از نویسنده ی محترم بابت این رمان.واقعا عالی بود.کاش جلد دومش به زودی بیاد که بی صبرانه منتظرشم

    ۶ ماه پیش
  • نویسنده رمان

    00

    سلام عزیزم😍 خدا رو شکر که به دلت نشسته. نوشتن فصل دو رو شروع کردم، منتهی هنوز به سطحی که لیاقت نگاه شما رو داشته باشه نرسیده. هنوز دارم روی ایده اش کار می کنم🤗

    ۴ ماه پیش
  • نویسنده رمان

    00

    یه دنیا ممنونم که نگاهت رو بهم دادی عزیزم😍 خدا رو شکر که دوسش داشتی.جلد دوم رو شروع کردم منتهی هنوز اون جوری که لیاقت نگاه شما رو داشته باشه نشده.دارم روش کار می کنم.تموم بشه،آنلاین می ذارم❤❤

    ۴ ماه پیش
  • یاس

    ۱۸ ساله 40

    سلام گلم بسیار رمان قشنگی بودش ولی لطفا تو جلد دوم تینا یه جوری زنده باشه چون بنظرم حقشه بعد از این همه درد، خوشی نصیبش بشه بازهم میگم خیلی زیبا بود.

    ۷ ماه پیش
  • نویسنده رمان

    00

    ممنونم که نگاهت رو بهم دادی عزیزم💖😍آرزوی تک تک مونه که زمان به عقب برگرده و دیگه این فجایع اتفاق نیفته.قطعاً خانواده ی تمام قربانیان آرزو دارن که یه جوری دوباره زنده بشن.قول می دم فصل دوم تلخ نباشه.

    ۷ ماه پیش
  • دختر الماس

    ۱۷ ساله 50

    رمان خیلی قشنگی بود اخرش یهو دلت میگیره ب یاد اون پرواز و مسافراش:) 💔دوستان فکر نکنم این رمان جلد دومی داشته باشه نویسنده ب یاد پرواز 752 ک بازمانده ای نداشت و همگی شهید شدن نوشته تینا مرده قطعا:)

    ۶ ماه پیش
  • نویسنده رمان

    00

    سلام عزیزم. یه دنیا ممنون که نگاه قشنگت رو بهم وام دادی. بله، قصدم یاد کردن از اون واقعه ی دردناک بود. ولی احتمالاً جلد دو داشته باشیم و این بار پایانش خوشه😁❤❤

    ۴ ماه پیش
  • سلطان غم

    20

    عالی بود

    ۴ ماه پیش
  • نویسنده رمان

    00

    یه دنیا ممنون که وقت گذاشتید❤❤😍😍

    ۴ ماه پیش
نحوه جستجو :

جهت پیدا کردن رمان مورد نظر خود کافیه که قسمتی از نام رمان ، نام نویسنده و یا کلمه ای که در خلاصه رمان به خاطر دارید را وارد کنید و روی دکمه جستجو ضربه بزنید.