رمان دختران ربوده شده | نسخه اصلی
- به قلم کیانا بهمن زاد
- 60 پارت
- در حال نگارش
- زبان فارسی
- 54.8K 👁
- 148 ❤️
- 2.8K 💬
خلاصه رمان :
رمان دختران ربوده شده اثر کیانا بهمن زاد، یک رمان مافیایی، عاشقانه، دارک رومنس و اربابی است که در فضای تاریک و پرتنش ایتالیا روایت میشود. در میان جنگ دو قدرت مافیایی، امیلی و پرنیا هرکدام درگیر سرنوشتی متفاوت میشوند و رازهای گذشته، انتقام و حقیقت، زندگی همه شخصیتها را به بازی میگیرد. --- بعضی عشقها با گُل شروع نمیشوند؛ با دستبند و اسارت شروع خواهد شد. امیلی، دختر هجده سالهای که تمام زندگیاش را میان سادگی، ترس و زخمهای پنهان گذرانده، ناگهان وارد دنیایی میشود که حتی در کابوسهایش هم نمیتوانست تصورش کند. دنیایی که پشت دیوارهای باشکوه عمارتهای بزرگ ایتالیا پنهان شده است؛ جایی که قدرت، پول و نفوذ گاهی از جان انسانها ارزشمندتر هستند. جایی که بعضی دختران نه بهعنوان انسان، بلکه بهعنوان مهرههایی در بازی مردانی قدرتمند دیده میشوند؛ مردانی که با یک تصمیم میتوانند سرنوشت آدمها را تغییر دهند و کوچکترین اشتباه در برابرشان میتواند بهایی سنگین داشته باشد. اما در مرکز این دنیای تاریک، مردی ایستاده که هیچ شباهتی به دیگران ندارد... مردی که با بیماری «الکسیتایمیا» متولد شده؛ کسی که درک احساسات برایش همیشه مانند زبانی ناشناخته بوده است. مردی که یاد گرفته به جای تکیه بر قلبش، با ذهن سرد، منطق حسابگر و تصمیمهای بیرحمانهاش زندگی کند. کسی که سالها پشت دیواری از سکوت، خشونت و بیتفاوتی پنهان شده است. تاجری مرموز با شبکهای گسترده از آدمهایی که از او اطاعت میکنند؛ مردی که سالها با کینه، نفرت و خاطرات تلخ گذشته زندگی کرده و همان گذشته، او را به سمت نقشهای خطرناک کشانده است. در گوشهای دیگر از این دنیای بیرحم، دختری ایرانی به نام پرنیا قرار دارد؛ دختری که پس از گرفتار شدن در یک ازدواج اشتباه و فرار از سرنوشتی که برایش رقم زده بودند، وارد مسیری میشود که زندگیاش را برای همیشه تغییر میدهد. او در دام پزشکی گرفتار میشود که مرز میان علم و انسانیت را از بین برده است؛ مردی با اهدافی خطرناک که تلاش میکند با آزمایشهای غیرانسانی، گذشتهی خودش و عذاب وجدانهای دفنشدهاش را تغییر دهد. حالا دو قدرت بزرگ مافیایی ایتالیا در مقابل یکدیگر قرار گرفتهاند. جنگی برای قدرت... جنگی برای انتقام... جنگی برای کشف حقیقتهایی که سالها در تاریکی پنهان ماندهاند. در میان این آشوب، رئیسهای قدرتمند، خلافکاران تشنهی انتقام، پزشکی با اهداف ناشناخته، مردانی با گذشتههای تاریک و زنانی که هرکدام زخمی پنهان در وجودشان دارند، وارد بازی میشوند. در دنیایی پر از دروغ، خیانت و رازهای پنهان، تنها یک حقیقت وجود دارد؛ هیچکس آن چیزی نیست که به نظر میرسد.
آخرین پارت های ارسال شده
-
رمان دختران ربوده شده | نسخه اصلی - پارت 60
آروم از روی صندلی بلند شدم و روبهروش ایستادم. _ من هیچ وقت مقابل تو نیستم ماتئو... اینو خودتم خوب میدونی... فقط این مدت واقعا پیگیر چیز هایی هستی که... ماتئو_ بسه. با لحنی که جای هیچ بحثی باقی نمی ذاشت، ادامه داد: ماتئو_ نمی خوام چیزی بشنوم، لنزو. اخم کردم. از این متنفر بودم که وسط حرفم بپرن؛ ب...
بروزرسانی در : ۱۳ ساعت پیش
-
رمان دختران ربوده شده | نسخه اصلی - پارت 59
اگه چیزی که به ذهنم رسیده بود حقیقت داشت، این بار دیگه حتی ماتئو هم نمی تونست جلوم رو بگیره. با کسی که جرئت کرده بود چنین کاری بکنه، مثل همیشه برخورد نمی کردم؛ این بار، خودم دست به کار می شدم و اون وقت هیچ کس نمی تونست تضمین کنه چه بلایی سرش میاد. مشکوک به سمت لیلو برگشتم. باز اون فکر مس...
بروزرسانی در : ۴ روز پیش
-
رمان دختران ربوده شده | نسخه اصلی - پارت 58
استفان_ ریچر شوهرته آره؟ آهسته سرم رو بالا آوردم. استفان مقابلم ایستاده بود. دیگه خبری از اون نگاه نگران و ملایم چند لحظهی قبل نبود. اخم داشت و حتی فکش رو محکم روی هم فشار می داد. عینکم رو از جلوی صورتم برداشتم و سری به نشونه انکار تکون دادم. استفان_ پس چی؟ اون همه ترس و استرسی که با دیدن ریچر...
بروزرسانی در : ۵ روز پیش
-
رمان دختران ربوده شده | نسخه اصلی - پارت 57
وحشت زده بازوی استفان رو چنگ زدم. استفان با دیدن رفتارم برای لحظه ای خشکش زد. نگاهش از دست هام روی صورت رنگ پریده ام کشیده شد و ابرو هاش به هم نزدیک شدن. استفان_ پرنیا؟ برای یک ثانیهی کوتاه، تمام بدنم آرزو کرد که کاش می تونستم وقتی چشم هام رو باز می کنم، دوباره توی همون آزمایشگاه باشم. است...
بروزرسانی در : ۷ روز پیش
برای قدردانی از همراهی شما، هر هفته 3 پارت از رمان یکشنبهها ، سه شنبهها و پنجشنبهها به صورت رایگان منتشر میشود. از مطالعهی آنها لذت ببرید!
المیرا
در پارت 600لیلیان با دم شیر بازی میونه. دختره دیوانه.
۱۳ ساعت پیشسارا
در پارت 600عین خیالشم نیست💀پشتش پره این دختره💀💀💔
۱۳ ساعت پیشالمیرا
0اصلا خوشم نمیاد ازش
۳ ساعت پیششکیلا
در پارت 601عرر ماتئو عاشق امیلی شده😭😭
۱۳ ساعت پیشسارا
در پارت 601یاد مادرش میندازتش شاید واقعا ب خاطر همبن باشه تا الان بهش دست نزده🙂
۱۳ ساعت پیشالمیرا
0دقیقا. بنظر منم بهش اهمیت میده چون یاد مادرش میندازه اونو. عاشق نشده، بخاطر همینم بهش دست نزده
۳ ساعت پیشمادر 3فرزند
در پارت 600وای خدا ماتئو ماتئو داری عاشق میشیا🫠🫠 اونوقت امیلی عاشق لنزو شده😒 ،احساس میکنم اینکه لنزو لیلیان رو از اتاق نمیندازه بیرون و هی باهاش راه میاد احتمالا عاشق لیلیان بشه 🗿 اون تیکه هم که لنزو گفت دختر لیموبو خیلی جالب بود 😁
۱۲ ساعت پیشنیلا
در پارت 601مردهای عاشق دارک رومنس: اقا من چ کاره ام😂🤣
۱۳ ساعت پیشسارا
در پارت 600خیلی خوب بود کامنتت🤣
۱۳ ساعت پیشسارا
در پارت 601امشب لنزو هم تخریباش ۱۰۰ از ۱۰۰ بودا😂❤️
۱۳ ساعت پیشسارا
در پارت 600این دختره لیلیان داره خودشو رو میکنه خودش اقرار کرد ادم خوبی نیست🤔
۱۳ ساعت پیشنیلا
در پارت 601ادمو یاد مردهای عاشق توی داستانای دارک رومنس میندازی🤣🤣
۱۳ ساعت پیششکیلا
در پارت 601جواب های لیلیان 😂 یعنی نصف زبون این دخترو داشتم شاید الان موفق تر بودم😂
۱۳ ساعت پیششکیلا
در پارت 601وای این اصلا خوب نیست😭طبق استوری ها و کاور رمان مشخصه ماتئو و لنزو با هم درگیر میشن😭😭💔
۱۳ ساعت پیشAse
در پارت 240ریچر نیومده ازش متنفر شدم😶تو ذاتت بشر بی وجود
۱۳ ساعت پیشطرفدار
در پارت 320نکنه آخر این قصه لنزو عاشق امیلی بشه
۱۳ ساعت پیشیلدا
1کیانا جان پس پارت جدید چی شد من منتظرم
۱۴ ساعت پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
ارسال شد گل قشنگم😁الان میتونید مطالعه اش کنید
۱۳ ساعت پیشسیلا
در پارت 590حسابی منتظر پارت امشبم 😝🥺❤️
۱۶ ساعت پیشسودا
در پارت 250یعنی میخوان با دختره بیچاره چی کار کنن🤧
۱۷ ساعت پیش

شقایق
در پارت 600لنزو عاشق امیلی شو لطفاً🥰از لیلیان خوشم نمیاد 🤨😠بهت نمیاد😏