رمان دختران ربوده شده | نسخه اصلی
- به قلم کیانا بهمن زاد
- 11 پارت
- در حال نگارش
- زبان فارسی
- 797 👁
- 13 ❤️
- 53 💬
خلاصه رمان :
رمان دختران ربوده شده اثر کیانا بهمن زاد، یک رمان مافیایی، عاشقانه، دارک رومنس و اربابی است که در فضای تاریک و پرتنش ایتالیا روایت میشود. در میان جنگ دو قدرت مافیایی، امیلی و پرنیا هرکدام درگیر سرنوشتی متفاوت میشوند و رازهای گذشته، انتقام و حقیقت، زندگی همه شخصیتها را به بازی میگیرد. --- بعضی عشقها با گُل شروع نمیشوند؛ با دستبند و اسارت شروع خواهد شد. امیلی، دختر هجده سالهای که تمام زندگیاش را میان سادگی، ترس و زخمهای پنهان گذرانده، ناگهان وارد دنیایی میشود که حتی در کابوسهایش هم نمیتوانست تصورش کند. دنیایی که پشت دیوارهای باشکوه عمارتهای بزرگ ایتالیا پنهان شده است؛ جایی که قدرت، پول و نفوذ گاهی از جان انسانها ارزشمندتر هستند. جایی که بعضی دختران نه بهعنوان انسان، بلکه بهعنوان مهرههایی در بازی مردانی قدرتمند دیده میشوند؛ مردانی که با یک تصمیم میتوانند سرنوشت آدمها را تغییر دهند و کوچکترین اشتباه در برابرشان میتواند بهایی سنگین داشته باشد. اما در مرکز این دنیای تاریک، مردی ایستاده که هیچ شباهتی به دیگران ندارد... مردی که با بیماری «الکسیتایمیا» متولد شده؛ کسی که درک احساسات برایش همیشه مانند زبانی ناشناخته بوده است. مردی که یاد گرفته به جای تکیه بر قلبش، با ذهن سرد، منطق حسابگر و تصمیمهای بیرحمانهاش زندگی کند. کسی که سالها پشت دیواری از سکوت، خشونت و بیتفاوتی پنهان شده است. تاجری مرموز با شبکهای گسترده از آدمهایی که از او اطاعت میکنند؛ مردی که سالها با کینه، نفرت و خاطرات تلخ گذشته زندگی کرده و همان گذشته، او را به سمت نقشهای خطرناک کشانده است. در گوشهای دیگر از این دنیای بیرحم، دختری ایرانی به نام پرنیا قرار دارد؛ دختری که پس از گرفتار شدن در یک ازدواج اشتباه و فرار از سرنوشتی که برایش رقم زده بودند، وارد مسیری میشود که زندگیاش را برای همیشه تغییر میدهد. او در دام پزشکی گرفتار میشود که مرز میان علم و انسانیت را از بین برده است؛ مردی با اهدافی خطرناک که تلاش میکند با آزمایشهای غیرانسانی، گذشتهی خودش و عذاب وجدانهای دفنشدهاش را تغییر دهد. حالا دو قدرت بزرگ مافیایی ایتالیا در مقابل یکدیگر قرار گرفتهاند. جنگی برای قدرت... جنگی برای انتقام... جنگی برای کشف حقیقتهایی که سالها در تاریکی پنهان ماندهاند. در میان این آشوب، رئیسهای قدرتمند، خلافکاران تشنهی انتقام، پزشکی با اهداف ناشناخته، مردانی با گذشتههای تاریک و زنانی که هرکدام زخمی پنهان در وجودشان دارند، وارد بازی میشوند. در دنیایی پر از دروغ، خیانت و رازهای پنهان، تنها یک حقیقت وجود دارد؛ هیچکس آن چیزی نیست که به نظر میرسد.
آخرین پارت های ارسال شده
-
رمان دختران ربوده شده | نسخه اصلی - پارت 11
صدای خشک پیشکار افکارم رو پاره کرد: پیشکار_ راه بیفت. سریع سرم رو پایین انداختم. ساک کوچیکم رو از دستش گرفتم و پشت سرش وارد هتل شدم. همین که پام روی کف مرمری لابی قرار گرفت، انعکاس کفش های مشکی و ساده ام روی زمین براق توی چشمم زد. یه نگاه به خودم انداختم، بعد به اطرافم. آدم هایی که از کنارمون ...
بروزرسانی در : ۸ ساعت پیش
-
رمان دختران ربوده شده | نسخه اصلی - پارت 10
✨امیلی✨ لرزش تنم دست خودم نبود. هم از سرما دندون هام به هم می خورد، هم از شدت ترسی که درونم جولان می داد. هر چی بیشتر به اتفاق هایی که ممکن بود برام بیفته فکر می کردم، بیشتر دلم برای خودم می سوخت. دستم رو دور بازو هام حلقه کردم و سعی کردم جلوی لرزش بدنم رو بگیرم. آروم، طوری که فقط خودم بشنوم...
بروزرسانی در : ۸ ساعت پیش
-
رمان دختران ربوده شده | نسخه اصلی - پارت 9
استفان نگاه خاطر جمعی بهم انداخت و دست هاش رو پایین آورد: استفان_ نگران نباش دختر ایرانی... اگه سوار ماشین بشی، همه چیز رو برات توضیح میدم. چند لحظه سکوت کرد بعد با نگاه بی تفاوتی ادامه داد: استفان_ فکر نمی کنم دختری که تا چند دقیقه پیش آماده بود خودش رو از اون پرتگاه پایین بندازه، از شنیدن چن...
بروزرسانی در : ۸ ساعت پیش
-
رمان دختران ربوده شده | نسخه اصلی - پارت 8
دستم بی اختیار به سمت کنار کمرم رفت. انگشت هام دستهی چاقو رو پیدا کردن. در کسری از ثانیه بیرونش کشیدم. پسره هنوز فرصت نکرده بود واکنش نشون بده که چاقو رو بالا آوردم و نوکش رو مستقیم مقابل سینه اش گرفتم. دست هام می لرزید. نه فقط از ترس... از خشم. از تمام چیز هایی که توی اون چند ثانیه دوباره ...
بروزرسانی در : ۸ ساعت پیش
حنانه
0الان تو مرد مخعی هسنی؟ خب دختر با اسم واقعیت کامنت بذار ما بالاخره بفهمیم اسمت چیه😂اونور که هی مرد مخفی صدات میزنیم اینجا بگیم زن استفان؟
۴ ساعت پیشزن استفان
0اینجا تغییر جنسیت و تغییر هویت دادم😂
۳ ساعت پیشالمیرا
0منی که هنوز عضو رمان نشدم، ی کلمه هم نخوندم و هیچ ایده ای درمورد شخصیت ها ندارم : ریچر داداش باهات حال نمیکنم، از الان بدون.
۴ ساعت پیشحنانه
0اومدی عشقم😍الان داشتم به فائزه میگفتم اونور حرف میزنی😂💔المیرا اسم فایزه رو ببین😂😂هنوز زده زن صابر
۴ ساعت پیشسارا
0راجب هرکی اینو بگی طرف بدترین شخصیت رمان میشه😂
۴ ساعت پیشمرد مخفی
0لامصب خاویر و ریموند خیلی خوشگلن به عنوان شوگر ددی خوب چیزین😂من یکی واقعا عاشق استفان شدم خیلی خوشگله چشاش شبیه رادانه😍از این به بعد اسممو زن استفان میزارم😂
۴ ساعت پیشحنانه
0اها پس به خاطر همینه خواستی زن استفان باشی😂
۴ ساعت پیشمرد مخفی
0آره منو یاد شوهر اولم میندازه😂😂
۳ ساعت پیشستایش
در پارت 102چرا نیشم بازه الان باید میترسیدم😂🤦 ♀️من ادم مریضیم الان دلم میخواست جای امیلی بودم
۳ ساعت پیشتینا
در پارت 50باورم نمیشه اون صحنه چی بود ؟؟💀💀یعنی داشتن ادم میکشتن؟
۴ ساعت پیشالمیرا
0بچه ها ابیگیل شبیه اون زنه توی کارتون ۱۰۱ سگ خالدار نیست؟😂 (خدایا منو موز کن این چه تشبیهی بود آخه)
۴ ساعت پیشمرد مخفی
0فقط به جای اینکه سگ داشته باشه گربه داره😂
۴ ساعت پیشحنانه
0وای اره راست میگی🤣
۴ ساعت پیشفائزه (زن صابر)
در پارت 10میگم من توی مرد فسیل مغز زن صابرم اینجا با این اسم کامنت بذارم مشکلی نیست کیانا؟😂جز سارا و حنانه و مهری ماه *** دیگه ای رو نمیبینم تو کامنتا😂
۴ ساعت پیشحنانه
0فائزه اینجا زن مارسلو شو🤣🤣صابر و مارسلو مثل همن حالا اسپویل نمیکنم لو نره ولی سه پارت بخون میفهمی چرا میگم زن مارسلو شو😂
۴ ساعت پیشفائزه(زن صابر)
0من به صابر خیانت نمیکنم😌
۴ ساعت پیشحنانه
0فعلا المیرا اونور داره راجب عکس شخصیت ها حرف میزنه هی بهش میگم بیا اینور حرف بزن 😂 نخوندی این رمانو؟
۴ ساعت پیشالمیرا
0تو دیگه نمیتونی زن کسی بشی. لطفا بقیه مرد های کره زمین و واسه ما نگه دار . با تشکر😂🧡
۴ ساعت پیشفائزه(زن صابر)
0شاید بازم فائزه داشته باشه خب بذارید منو تشخیص بدید😂پس همون صابر میزنم
۴ ساعت پیشهانا
در پارت 100کیانا جان سلام عزیزم میگم ماهایی که قبلا این رمانو خریدیم و خوندیم نمیشه مارو عضو وی ای پی کنی؟😂از تغیبراتش خوشم اومد لعنتی باز میخوام همراهی کنم🥲
۵ ساعت پیشهانا
در پارت 100من قبلا فایلشو خریدم همونکه به صورت لینک ارسال میکردی.
۵ ساعت پیشهانا
در پارت 100به خدا هنوزم لینکشو دارم بخوایی برات میفرستم
۵ ساعت پیشSarisa
در پارت 40ابیگیل جدیده به خدا که این رمانو خوندم من😂❤️الان یادم اومد ولی دلم میخواد بازم بخونمش🫠
۵ ساعت پیشSarisa
در پارت 20چرا حس میکنم این رمانو قبلا خوندم؟ خانوم بهمن زاد من اکثر اثار شمارو خوندم این رمان مثل مرد فسیل مغز جدیده یا قبلا داشتید؟ حس میکنم خوندم البته این یه خورده متفاوت و جدیده
۵ ساعت پیشSarisa
در پارت 20جدید و متفاوتشو به خاطر این میگم چون یه سری صحنه ها برام جدیده
۵ ساعت پیشJio
در پارت 60بمیرم برای دلت پرنیا💔درکش میکنم واقعا
۵ ساعت پیشناشناس
در پارت 100لنزو خیلی عکسش پر جذبه و پر ایهته و امیلی بدبخت حق دره ازش بترسه و به نظرم از اون دسته مردای بیرحم و سنگدله فکر کنم اونیکه بیماری الکسی تالیمیا داره که توی خلاصه گفتی همین مرد باشه
۵ ساعت پیشحنانه
در پارت 15کیانا این نسخه اصلی زدی یعنی چی؟ اونیکه ما قبلا خوندیم اصلی نبود؟
۷ ساعت پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
کامنت قبلیت توضیح دادم عزیزم. کسایی که نسخه قدیمی این رمانو خوندن نیازی نیست دوباره این رمانو شروع کنن البته این ورژن از دختران ربوده شده تغییرات زیادی داره و حتی ممکنه پارت های اضافه هم داشته باشه. حتی آغاز رمان هم متفاوته.
۶ ساعت پیشمهریماه
3منم خوندم قبلا این رمانو ولی الان شروعش کردم پارت ۹ هستم تغییراتی داشته ولی تا جایی یادم باشه همین روند بود با این وجود دلم میخواد بازم بخونمش خیلی از داستان امیلی خوشم میاد😭
۶ ساعت پیشمهری ماه
در پارت 70بدبخت تر از امیلی به نظرم پرنیاست💔
۶ ساعت پیشطناز
0عالیهه این رمان پیشنهاد میدم حتما بخونید 😍😍
۶ ساعت پیشهانی
در پارت 90چرا نمی تونم به استفان اعتماد کنم؟😒قیافه موزی داره
۶ ساعت پیش

زن استفان
در پارت 20این داداشمون چقدر وایب خودم میده😂فقط با این تفاوت که گلوله تو مغزشون خالی نکرد🗿