رمان دختران ربوده شده | نسخه اصلی
- به قلم کیانا بهمن زاد
- 42 پارت
- در حال نگارش
- زبان فارسی
- 34.8K 👁
- 122 ❤️
- 1.7K 💬
خلاصه رمان :
رمان دختران ربوده شده اثر کیانا بهمن زاد، یک رمان مافیایی، عاشقانه، دارک رومنس و اربابی است که در فضای تاریک و پرتنش ایتالیا روایت میشود. در میان جنگ دو قدرت مافیایی، امیلی و پرنیا هرکدام درگیر سرنوشتی متفاوت میشوند و رازهای گذشته، انتقام و حقیقت، زندگی همه شخصیتها را به بازی میگیرد. --- بعضی عشقها با گُل شروع نمیشوند؛ با دستبند و اسارت شروع خواهد شد. امیلی، دختر هجده سالهای که تمام زندگیاش را میان سادگی، ترس و زخمهای پنهان گذرانده، ناگهان وارد دنیایی میشود که حتی در کابوسهایش هم نمیتوانست تصورش کند. دنیایی که پشت دیوارهای باشکوه عمارتهای بزرگ ایتالیا پنهان شده است؛ جایی که قدرت، پول و نفوذ گاهی از جان انسانها ارزشمندتر هستند. جایی که بعضی دختران نه بهعنوان انسان، بلکه بهعنوان مهرههایی در بازی مردانی قدرتمند دیده میشوند؛ مردانی که با یک تصمیم میتوانند سرنوشت آدمها را تغییر دهند و کوچکترین اشتباه در برابرشان میتواند بهایی سنگین داشته باشد. اما در مرکز این دنیای تاریک، مردی ایستاده که هیچ شباهتی به دیگران ندارد... مردی که با بیماری «الکسیتایمیا» متولد شده؛ کسی که درک احساسات برایش همیشه مانند زبانی ناشناخته بوده است. مردی که یاد گرفته به جای تکیه بر قلبش، با ذهن سرد، منطق حسابگر و تصمیمهای بیرحمانهاش زندگی کند. کسی که سالها پشت دیواری از سکوت، خشونت و بیتفاوتی پنهان شده است. تاجری مرموز با شبکهای گسترده از آدمهایی که از او اطاعت میکنند؛ مردی که سالها با کینه، نفرت و خاطرات تلخ گذشته زندگی کرده و همان گذشته، او را به سمت نقشهای خطرناک کشانده است. در گوشهای دیگر از این دنیای بیرحم، دختری ایرانی به نام پرنیا قرار دارد؛ دختری که پس از گرفتار شدن در یک ازدواج اشتباه و فرار از سرنوشتی که برایش رقم زده بودند، وارد مسیری میشود که زندگیاش را برای همیشه تغییر میدهد. او در دام پزشکی گرفتار میشود که مرز میان علم و انسانیت را از بین برده است؛ مردی با اهدافی خطرناک که تلاش میکند با آزمایشهای غیرانسانی، گذشتهی خودش و عذاب وجدانهای دفنشدهاش را تغییر دهد. حالا دو قدرت بزرگ مافیایی ایتالیا در مقابل یکدیگر قرار گرفتهاند. جنگی برای قدرت... جنگی برای انتقام... جنگی برای کشف حقیقتهایی که سالها در تاریکی پنهان ماندهاند. در میان این آشوب، رئیسهای قدرتمند، خلافکاران تشنهی انتقام، پزشکی با اهداف ناشناخته، مردانی با گذشتههای تاریک و زنانی که هرکدام زخمی پنهان در وجودشان دارند، وارد بازی میشوند. در دنیایی پر از دروغ، خیانت و رازهای پنهان، تنها یک حقیقت وجود دارد؛ هیچکس آن چیزی نیست که به نظر میرسد.
آخرین پارت های ارسال شده
-
رمان دختران ربوده شده | نسخه اصلی - پارت 42
نگاهم با ترس بین صورت لنزو و راهروی پشت سرش چرخید. هنوز نمی دونستم قراره چه بلایی سرم بیاد، اما از لحنش فهمیدم که ماجرا به این راحتی تموم نمیشه. اگه خودش به حرف هام باور نداشت، دیگه چه امیدی داشتم که آدم هاش باورم کنن؟ با دست های لرزونم سعی کردم خودم رو کمی عقب بکشم. پشتم به دیوار خورد و همو...
بروزرسانی در : ۱۱ ساعت پیش
-
رمان دختران ربوده شده | نسخه اصلی - پارت 41
لنزو_ باد توی غبغبه ات میندازی و با وقاحت تمام میگی من میتونم، میتونم، میتونم... پس کجاست عایدی؟ هــــــــــــا؟... وقتی عرضهی انجام یه کار رو نداری، باید از همون اول دهنت رو میبستی و می ذاشتی خودم کارهام رو جمع کنم... احمـــــــق! تمام بدنم لرزید. از شدت ترس، دست و پام رو گم کرده بودم. صدای ف...
بروزرسانی در : ۲ روز پیش
-
رمان دختران ربوده شده | نسخه اصلی - پارت 40
مارسلو با اخم هایی که چنان توی هم گره خورده بودن انگار قصد داشتن برای خودشون خونه و زندگی تشکیل بدن، بالای سرم ایستاده بود و نگاهم می کرد. لبخند بی جونی روی لبم نشست. لبخندی که بیشتر شبیه تلاش آخر یه محکوم برای متقاعد کردن جلادش بود. خب... شاید اگه بگم داشتم سرامیک ها رو از نزدیک بررسی می کر...
بروزرسانی در : ۳ روز پیش
-
رمان دختران ربوده شده | نسخه اصلی - پارت 39
تمام بدنم مور مور شد. _ ولی من می خوام بدونم چی پشت این هدف بوده... چرا باید یه همچین تصمیم ظالمانه ای گرفته بشه؟ دایه ماهی ها رو توی سبد بزرگی که جلوش بود انداخت. بعد دست هاش رو با دستمال پاک کرد و نگاه نگرانش رو دور تا دور آشپزخونه چرخوند. رفتارش اون قدر ناگهانی تغییر کرده بود که ناخودآگاه د...
بروزرسانی در : ۴ روز پیش
برای قدردانی از همراهی شما، هر هفته 3 پارت از رمان یکشنبهها ، سه شنبهها و پنجشنبهها به صورت رایگان منتشر میشود. از مطالعهی آنها لذت ببرید!
آخرین اطلاعیهی رمان دختران ربوده شده | نسخه اصلی
بچه ها، خبر دارید برای اعضای وی ای پی هر شب پارت داریم؟ ❤️ 🔥تایم پارت ها طولانی تر شده و داستان داره کم کم به جاهای حساس، نفس گیر و هیجان انگیزش میرسه 👀💣**💎 و اما یه نکته مهم برای اونایی که هنوز اشتراک رمان رو نخریدن!**عزیزای دلم، اگه قصد خرید اشتراک دختران ربوده شده رو دارین، الان بهترین فرصته که دست به کار بشین ❤️با توجه به ادامه ی انتشار رمان و احتمال افزایش قیمت در آینده، پیشنهاد می کنم خریدتون رو به تعویق نندازین و قبل از بالا رفتن قیمت، اشتراکتون رو تهیه کنین 🔥⏳نمی خوام وسط حساس ترین قسمت های داستان منتظر بمونین و از اعضای وی ای پی عقب بیفتین ❤️ 🫂💋**
مادر 3فرزند
در پارت 420وای خدا امیلی امیلی چرا مروارید هارو برداشتی ،دلم واسه ماتئو سوخت انگار که جلوی لنزو کوچیک شد
۷ ساعت پیشBita
در پارت 420لعنت بهت لنزو که نمیدونم ازت متنفر باشم یا کراش بزنم روت😐
۸ ساعت پیشSevda
در پارت 260لنزو خیلی با ابهته ماتئو هم کاریزماتیک. انتخاب بینشون سخته اما این لنزو لعنتی خیلی وحشیه🤕😟
۸ ساعت پیشقاسمی
در پارت 420سلام خانوم بهمن زاد خواستم بگم عالی هستین و لطفا تا اخر رمان همینطور هیجان انگیز ادامه ش بدین💝
۸ ساعت پیشصدفی
در پارت 420خیلی با رمانت دارم عشق میکنم کاش چند پارت با هم بذاری🥲
۸ ساعت پیشصدفی
در پارت 420چه قدر دلم برای این دختر سوخت🥲ولی لنزو حق داره منم باشم فکر میکنم خیانت کرده ک در اضاش مروارید گرفته🥲ماتئو تو دیگه چرا
۸ ساعت پیشالمیرا
در پارت 420امیلی خیلی گناه داره. دلم واسش میسوزه واقعا
۱۰ ساعت پیشسارا
در پارت 420ماتیو به داداش برس😔😔چرا خفه خون گرفتی بشر
۱۰ ساعت پیشسارا
در پارت 420مدام خدا خدا میکردم که مرواریدهارو خوب قایم کرده باشه یا خدا نگهبان ها رو کور کنه نبینن ولی وقتی لنزو بیرون اومد و اون حرفو زد عین امیلی دنیا برای منم تموم شد
۱۰ ساعت پیشسارا
در پارت 420پا به پای امیلی درد کشیدم یه طوری نوشتی که واقعا منم ترسیدم و استرس داشتم
۱۰ ساعت پیشآرنیکا🩵
در پارت 282یه لحظه امیدوار شدم ک استفان آدم شده، بعد یادم افتاد این حتی با ریست فکتوری هم درست نمیشه 😂😂
دیروزشاهماهی
در پارت 280حق داری لنزو هیچ وقت آدم نمیشه🥲😂بیچاره امیلی خیلی دلم براش میسوزه
۱۴ ساعت پیشیلدا بابا
در پارت 350لنزو اون سوالو از من می کرد میگفتم عین سگ ازت میترسم توروخدا کاریم نداشته باش هرچی بگی گوش میدم😂🤧
۱۴ ساعت پیشMahi
در پارت 410وای کیانا جون رمانت حرف نداره خیلی خیلی هیجانیه یعنی یه پارت نیست با آرامش پیش بره😂🥺امیلی بیچاره پارت امشب حلوای امیلی رو میخوریم
۱۴ ساعت پیشآرنیکا🩵
در پارت 310و منی ک میدونم لنزو هیچ کاری نمیتونه بکنه☠️☠️ 😂
۱۷ ساعت پیش

آرنیکا🩵
در پارت 320آخی به غرور لنزو برخورد😂😂مثل همیشه عالی بود کیانا جون🫠❤️