پارت بیست و پنجم :

مارسلو در رو باز کرد.
سوار شدم و همون لحظه بقیه‌ی ماشین ‌های اسکورت هم یکی ‌یکی روشن شدند.
چند ثانیه بعد، کاروان ماشین های غول پیکر مشکی، که هر کسی با دیدنش متوجه می شد چه خبره، جاده‌ی خاکی رو پشت سر گذاشت.
چراغ ماشین ‌ها تاریکی جنگل رو می ‌شکافت.
شیشه رو کمی پایین کشیدم.
باد خنک شب صورتم رو لمس کرد.
این جاده اونقدر خلوت بود که تا چند کیلومتر خبری از آدمیزاد نبود. برای

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۱۶ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۲۵ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت ریموند در رمان دختران ربوده شده | نسخه اصلی ریموند
تصویر شخصیت ریچر در رمان دختران ربوده شده | نسخه اصلی ریچر
تصویر شخصیت خاویر در رمان دختران ربوده شده | نسخه اصلی خاویر
تصویر شخصیت پرنیا در رمان دختران ربوده شده | نسخه اصلی پرنیا
تصویر شخصیت بردیا در رمان دختران ربوده شده | نسخه اصلی بردیا
تصویر شخصیت امیلی در رمان دختران ربوده شده | نسخه اصلی امیلی
تصویر شخصیت استفان در رمان دختران ربوده شده | نسخه اصلی استفان
تصویر شخصیت آدریانا در رمان دختران ربوده شده | نسخه اصلی آدریانا
تصویر شخصیت ابیگیل در رمان دختران ربوده شده | نسخه اصلی ابیگیل
تصویر شخصیت مارسلو در رمان دختران ربوده شده | نسخه اصلی مارسلو
تصویر شخصیت ماتئو در رمان دختران ربوده شده | نسخه اصلی ماتئو
تصویر شخصیت لیلیان در رمان دختران ربوده شده | نسخه اصلی لیلیان
تصویر شخصیت لیلو در رمان دختران ربوده شده | نسخه اصلی لیلو
تصویر شخصیت لنزو در رمان دختران ربوده شده | نسخه اصلی لنزو
آخرین نظرات ارسال شده
  • آرنیکا🩵

    0

    بیچاره لیلیان رو تو اصطبل نگهداشتن مگ حیوونه😕😕امیدوارم هیچ دختری گیر این وحشیا نیفته

    ۱ هفته پیش
  • حنانه

    0

    فکرشو بکن گیر اینا بیفتی حتی انتخاب بین بد و بدتر نیست بین بدترین و فرابدترین😒💔

    ۱ هفته پیش
  • آرنیکا🩵

    0

    گل گفتی حنانه جان🫠💔

    ۶ روز پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    🤭🤭

    ۵ روز پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    🫠🥹👌

    ۵ روز پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    متاسفانه زور و قدرت باعث میشه خیلی ها فکر کنن میتونن هر کاری کنن

    ۵ روز پیش
  • لیلی

    0

    پس ریچر توی پرورش اسب حرف اولو میزنن امیدوارم لنزو بتونه اون اسمو رسمی ازشون بگیره مرتیکه اشغال

    ۳ هفته پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    همینطوره عزیزم. باید دید که قراره چی بشه

    ۳ هفته پیش
  • زهرا

    0

    من کامل اون صحنه میتونستم تجسم کنم خیلی عالی نوشته بودی❤️👐

    ۳ هفته پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    ای جانم چه خوب بمونی برام عزیزم😍💕

    ۳ هفته پیش
  • مادر 3فرزند

    4

    من اگه یه روزی پول دار بشم قطعا ایتالیا نمی رم😂

    ۴ هفته پیش
  • المیرا (هیتر ریچر)

    0

    تایلند هم نرو🤣

    ۳ هفته پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    کلا جایی نرید😂

    ۳ هفته پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    عزیزم😂

    ۳ هفته پیش
  • مهری ماه

    0

    خیلی عالیه عاشق این رمانت و مرر فسیل مغز هستم

    ۳ هفته پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    ای جانم بمونی برام پایه ثابت رمانم عزیزم

    ۳ هفته پیش
  • Nina

    4

    امیدوارم هیچ دختری گذرشون به این وحشیا نیفته🤦 ♀️💀

    ۴ هفته پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    الهی آمین

    ۳ هفته پیش
  • شکیلا

    4

    امیلی بیچاره🥲باید اماده بشی به اربابت برسی🥲اخه اون تن نحیف وریزه میزه چه طور میتونه از پس ماتئو غول بربیاد

    ۴ هفته پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    باید دید که قراره چی بشه عزیزم

    ۳ هفته پیش
  • شکیلا

    0

    من به جای لیلیان وحشت کردم🤦 ♀️وای فکرشو بکن لنزو بیاد سایه اش روت بیفته بلا به دور😂😭

    ۴ هفته پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    حالا چندان هم اینطور که میگی بد نیستا😂😉

    ۳ هفته پیش
  • المیرا (هیتر ریچر)

    4

    لیلیان کاشکی از عروسی فرار نمیکردی. بدتر شد به خدا. از چاله دراومدی افتادی تو چاه

    ۴ هفته پیش
  • مادر 3فرزند

    4

    آره والا مثل پرنیا که با خود کشی راحت میشد الان باید دست استفان بی خاصیت باشه 😑

    ۴ هفته پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    👍🥺

    ۳ هفته پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    بله متاسفانه🥲

    ۳ هفته پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️