لیست کلیه پارتهای رمان دختران ربوده شده | نسخه اصلی : پارت های 1 تا 11
تعداد کل پارت های منتشر شده : 11
-
رمان دختران ربوده شده | نسخه اصلی - پارت 1
( دانای کل ) سکوت سنگینی سراسر سالن را در بر گرفته بود. دختر ها به صف کنار هم، زانو زده روی زمین نشسته بودند؛ سر هایشان پایین بود، دست هایشان روی پا هایشان قرار داشت و نفس های بریدهشان از شدت ترس، نامنظم بالا و پایین می شد. هیچ کس جرئت نداشت سرش را بالا بیاورد. بعضی ها زیر لب دعا می خواندند...
بروزرسانی در : ۹ ساعت پیش
-
رمان دختران ربوده شده | نسخه اصلی - پارت 2
بی حوصله نگاهش را از او گرفت و روی دختر کناری انداخت بعد، بدون این که حتی زحمت نگاه کردن به دستیارش را به خودش بدهد، با لحنی سرد گفت: _ اون یکی... امشب آمادهش کنید. شرکای تجاریمون منتظرن. همین یک جمله کافی بود؛ رنگ از صورت دختر انتخاب شده پرید. نفسش در سینه حبس شد و اشک هایش بی اختیار روی گ...
بروزرسانی در : ۹ ساعت پیش
-
رمان دختران ربوده شده | نسخه اصلی - پارت 3
راهروی اصلی عمارت آن قدر وسیع بود که صدای قدم ها در آن می پیچید. دیوارهای سنگی، تابلوهای قدیمی، لوسترهای عظیم و پنجره های قدی، بیشتر از این که آدم را به یاد یک خانه بیندازند، شبیه قلعه ای قدیمی و باشکوه بودند اما پشت آن ظاهر مجلل، قانون دیگری حکم فرما بود. اینجا هیچ کس آزاد نبود. خدمتکارها...
بروزرسانی در : ۹ ساعت پیش
-
رمان دختران ربوده شده | نسخه اصلی - پارت 4
ابیگیل وقتی به چند قدمی مرد رسید، ایستاد و پوشهی مشکی رنگی را با هر دو دست به سمت او گرفت. ابیگیل_ مدارکی که خواسته بودید... خدمت شما. مرد پوشه را از دست ابیگیل گرفت. چند برگه را ورق زد. نگاهش بی تفاوت از روی سطر های اول گذشت تا این که روی یکی از صفحات مکث کرد. نام چند دختر از مقابل چشمانش رد ...
بروزرسانی در : ۹ ساعت پیش
-
رمان دختران ربوده شده | نسخه اصلی - پارت 5
باد دوباره محکم به صورتم خورد. یقهی لباسم رو تا جایی که می شد بالا کشیدم، اما فایده ای نداشت. سرما از هر راهی دلش می خواست خودش رو به تنم می رسوند. موهام جلوی چشم هام ریخته بود و هر چند ثانیه مجبور می شدم کنار بزنمشون، ولی چند لحظه بعد دوباره همون آش و همون کاسه. مثل زندگی... هر چی جمعش م...
بروزرسانی در : ۹ ساعت پیش
-
رمان دختران ربوده شده | نسخه اصلی - پارت 6
_ بابا تو هم دیگه شروع نکن... دو سه ماه بیشتر که نیست... یه چشم به هم بزنید برگشتم... اصلا قول میدم سه ماه دیگه بر می گردم پیشتون چه طوره؟ مامان_ تا سه ماه نبینمت؟ _ دیگه باید عادت کنی مامانی... ایتالیا که شهرستان نیست یه ساعت دو ساعت با این جا فاصله داشته باشه. " سرم رو بالا گرفتم و به آسمون خیر...
بروزرسانی در : ۹ ساعت پیش
-
رمان دختران ربوده شده | نسخه اصلی - پارت 7
چند ثانیه فقط نفس نفس می زدم. قلبم چنان توی سینه ام می کوبید که انگار می خواست خودش رو از قفسهی سینه ام بیرون بکشه. برای چند ثانیه، انگار همه چیز از حرکت ایستاد. فقط صدای نفس های تند خودم رو می شنیدم و فشار دستی که هنوز یقهی لباسم رو ول نکرده بود. همه چیز اون قدر سریع اتفاق افتاده بو...
بروزرسانی در : ۹ ساعت پیش
-
رمان دختران ربوده شده | نسخه اصلی - پارت 8
دستم بی اختیار به سمت کنار کمرم رفت. انگشت هام دستهی چاقو رو پیدا کردن. در کسری از ثانیه بیرونش کشیدم. پسره هنوز فرصت نکرده بود واکنش نشون بده که چاقو رو بالا آوردم و نوکش رو مستقیم مقابل سینه اش گرفتم. دست هام می لرزید. نه فقط از ترس... از خشم. از تمام چیز هایی که توی اون چند ثانیه دوباره ...
بروزرسانی در : ۹ ساعت پیش
-
رمان دختران ربوده شده | نسخه اصلی - پارت 9
استفان نگاه خاطر جمعی بهم انداخت و دست هاش رو پایین آورد: استفان_ نگران نباش دختر ایرانی... اگه سوار ماشین بشی، همه چیز رو برات توضیح میدم. چند لحظه سکوت کرد بعد با نگاه بی تفاوتی ادامه داد: استفان_ فکر نمی کنم دختری که تا چند دقیقه پیش آماده بود خودش رو از اون پرتگاه پایین بندازه، از شنیدن چن...
بروزرسانی در : ۹ ساعت پیش
-
رمان دختران ربوده شده | نسخه اصلی - پارت 10
✨امیلی✨ لرزش تنم دست خودم نبود. هم از سرما دندون هام به هم می خورد، هم از شدت ترسی که درونم جولان می داد. هر چی بیشتر به اتفاق هایی که ممکن بود برام بیفته فکر می کردم، بیشتر دلم برای خودم می سوخت. دستم رو دور بازو هام حلقه کردم و سعی کردم جلوی لرزش بدنم رو بگیرم. آروم، طوری که فقط خودم بشنوم...
بروزرسانی در : ۹ ساعت پیش
-
رمان دختران ربوده شده | نسخه اصلی - پارت 11
صدای خشک پیشکار افکارم رو پاره کرد: پیشکار_ راه بیفت. سریع سرم رو پایین انداختم. ساک کوچیکم رو از دستش گرفتم و پشت سرش وارد هتل شدم. همین که پام روی کف مرمری لابی قرار گرفت، انعکاس کفش های مشکی و ساده ام روی زمین براق توی چشمم زد. یه نگاه به خودم انداختم، بعد به اطرافم. آدم هایی که از کنارمون ...
بروزرسانی در : ۹ ساعت پیش
- 1
