خلاصه رمان عاشقانه باتلاق
یغما برگشته، پس از ده سال حالا با ظاهر و شمایلی لوند و اغوا کننده، برگشته تا مردی متاهل را جذب خود کند تا هم بدهیهایش را پرداخت کند و هم خرده حسابهای گذشته را با او صاف کند...
آخرین پارت های ارسال شده
-
رمان باتلاق - پارت 43
*** یوسف نیم نگاهی سمتش انداخت و گفت: - کجا برم؟ - برو خونش، شاید اونجا باشه. با درگیری ذهنی گفت: - دیگه اگه پسر عموم هم بخواد بهم رکب بزنه باید کلامو بندازم بالاتر. یوسف خیره به روبهرو گفت: - انقدر جلو جلو قضاوت نکن، مگه احمق که همچین کاری کنه؟ تو خیلی منفی بافی بخدا، از بس خودت تو نقشه...
بروزرسانی در : ۹۰۲ روز پیش
-
رمان باتلاق - پارت 42
مرضیه با تردید به نیم رخ مادرش چشم دوخت که حاج حبیب با دلجویی گفت: - با اجازه شما البته. عصمتخانم بدون اینکه از گلهای قالی نگاه بگیرد، تابی به ابروهایش داد و گفت: - شما که خودتون بریدید و دوختید، دیگه اجازه ما لازم نیست... پاشو مادر. - این چه حرفیه؟ معلومه که نظر شما هم مهمه ولی یه چیزهایی ...
بروزرسانی در : ۹۰۳ روز پیش
-
رمان باتلاق - پارت 41
*** به نمای هتل روبهرویش نگاهی انداخت و وارد شد. وسایلی که خریده بود را به دست دیگرش داد و زنگ واحد را فشرد. چند لحظه بعد قیافه کسل و گرفته یغما روبهرویش قرار گرفت. از پاکتهای خرید برای کنار زدن یغما استفاده کرد و داخل رفت. نگاهی به فضای اتاق انداخت و سرد پرسید: - چته؟ هنوز از بابت خود...
بروزرسانی در : ۹۰۴ روز پیش
-
رمان باتلاق - پارت 40
با یاسین دست داد و گفت: - استراحت میکردی. بیتاب دستی در موهایش کشید و گفت: - حالش چطوره؟ نمیتوانست فعلا واکنشی نشان دهد، باید بیطرف و چراغ خاموش رفتار میکرد، وگرنه خیلی دلش میخواست مشتی پدر و مادردار حواله صورت خوش فرم یاسین کند. - بد نیست، دیگه کم کم میخواستیم بریم. - بگو بره خونه خ...
بروزرسانی در : ۹۰۵ روز پیش

آستاتیرا عزتیان | نویسنده رمان
سلام عزیزم، نه فعلا جلد دوم نوشته نشده این روزها درگیر رمان جدیدم به اسم فرکانس شیطان هستم که پیشنهاد میکنم حتما شروعش کنی🥰
۲ ماه پیشنفس
در پارت 430رمان این مدلی انتقامی چی سراغ دارید دیگه؟
۲ ماه پیشنیلو
در پارت 430واقعا قشنگ بود همیشه دوستداشتم یکمم رمان و از طرف شخصیت منفی داستان بخونم که این رمان یه جورایی این حس و منتقل کرد اگه اخرش به نفع یاسین میشد خیلی ناراحت میشدم ولی دقیقا همینجوری که انتظار داشتم تموم شد میدونستم پایان یغما اخرش چیه قابل حدس بود ولی فک میکردم خودش اینکارو کنه در کل دم نویسنده گرم
۴ ماه پیش
آستاتیرا عزتیان | نویسنده رمان
سلام عزیزم خوشحالم که این رمان رو دوست داشتنی نظرت یکی از کامل ترین نظراتی بود که در مورد باتلاق خوندم 😍 راستش یغما با تمام اشتباهاتش برام خیلی خاص و دوست داشتنیه🥺
۴ ماه پیشنیلو
در پارت 430منم خیلی یغما رو دوستداشتم لحظه به لحظه رو حس کردم تمام غم ها تمام خشمی که داشت هیجانی که تو تمام قسمت ها بود... قلمتون واقعا تاثیر گذاره همچین رمان های که انقدر قشنگ و گیرا باشه کم پیدا میشه امیدوارم همیشه به کارتون ادامه بدین من منتظر جلد دومش میمونم 🥺❤️
۴ ماه پیشآیدا
در پارت 430سلام جلد دوم رمان باتلاق اومده ؟ اسمش چیه؟
۹ ماه پیش
آستاتیرا عزتیان | نویسنده رمان
سلام عزیزم، نه جلد دوم فعلا نوشته نشده.
۹ ماه پیشعالی
در پارت 10عالی عالی عالی عالی عالی عالی
۱ سال پیشهلنا
در پارت 70داش چرا اون مرد شد این زن شد
۲ سال پیشهلنا
در پارت 52چه بیشعوره این مرد😐 کاش یغما عاشق این سیب زمینی بیشعور نشه
۲ سال پیشهیچ
در پارت 30خوبببب
۲ سال پیشعالیسس
در پارت 20عالیی
۲ سال پیشیاسین
در پارت 50خوبه
۲ سال پیشنسرین
در پارت 20خوبه
۲ سال پیشنسرین
در پارت 10خوبه
۲ سال پیشعالمه
در پارت 100عالی
۲ سال پیشسیندرلا
در پارت 10عالیههههه
۲ سال پیشآوا
در پارت 10تا اینجا خوب بود
۲ سال پیش

نفس
در پارت 430جلد دومش نیومده هنوز🫠؟اگه اومده اسمشو بگید✨