خلاصه رمان فانتوم
سرمه به همراه چندتا از دوستهای صمیمیش تصمیم میگیرن برای خوش گذرونی و استراحت به ویلای یکی از آشناها برن و چند روزی اونجا بمونن و تفریح کنن اما همون شب اول برای صاحب ویلا اتفاقی میافته که همه خوشیها بهشون زهر میشه و دردسرهای زیادی برای سرمه به وجود میاد...
آخرین پارت های ارسال شده
-
رمان فانتوم - پارت 150
*** هر وسیلهای که توی چمدون میذاشتم با این سوال ربابه همراه بود: - مگه میخوای چقدر ازمون دور بمونی که اینا رو داری جمع میکنی؟ لبخندی به چهره مضطربش زدم و حین چک کردن لیست وسایلی که میخواستم توی سفر همراهم باشه جواب دادم: - گفتم که معلوم نیست، میخوام یه مدت واسه خودم باشم. همه چیز رو برد...
بروزرسانی در : ۹۵۶ روز پیش
-
رمان فانتوم - پارت 149
با چشمهای گرد شده و برگشتم سمتش و با دیدن هیبتش ناخودآگاه یه قدم به عقب برداشتم. سریع قدمی جلو گذاشت و دستهاش رو به حالت تسلیم بالا گرفت: - نترس… نیومدم اذیتت کنم یا چیزی فقط اومدم باهات حرف بزنم. گیج و وحشت زده گفتم: - من… من حرفی با تو ندارم. تا خواستم برم داخل دیدم در ماشین باز شد و دنی...
بروزرسانی در : ۹۵۶ روز پیش
-
رمان فانتوم - پارت 148
صدای دست و سوت و جیغ بچهها اجازه نمیداد که موقعیت رو درک کنم. چند لحظه گیج و هنگ کرده به قیافه هیجان زده و خوشحال بچهها نگاه میکردم که یهو یه نفر از پشت سرم خوند: - تولدت مبارک! مات و مبهوت با احوالی منقلب شده برگشتم و فرزاد رو پشت سرم دیدم! یه باکس بزرگ رز با یه دستش گرفته بود و با دست ...
بروزرسانی در : ۹۵۶ روز پیش
-
رمان فانتوم - پارت 147
در رو که باز کردم ربابه از آشپزخونه با عجله بیرون اومد و سریع نگاه مضطربی به سر تا پام انداخت و زیر لب سلام داد! حین در آوردن کفشهام نگاهی بهش انداختم و گفتم: - چه بوی خوبی میاد. - ماکارونی درست میکنم! - نه بوی غذا نیست، عطر جدید خریدی؟ نمیدونم درست حس کردم یا نه ولی لحن حرف زدنش پر از تر...
بروزرسانی در : ۹۵۶ روز پیش

آزاده | ناظر برنامه
این رمان به پایان رسیده🌻💚
۲ سال پیشفاطیما
در پارت 490سلام وقت بخیر من هزینه عضویت رو پرداخت کردم ولی متاسفانه به خاطر مشکلی که تاچ گوشیم داره تو قسمت پیام ها نمیتونم اطلاعات واریز ارسال کنم..همه اطلاعات تایپ میکنم ولی ارسال که میزنم نمیشه.. میشه برای شما بفرستم؟؟
۱ ماه پیش
آستاتیرا عزتیان | نویسنده رمان
رمان به پایان رسیده عزیزم
۲ سال پیشفاطیما
0سلام من هزینه سکه رو پرداخت کردم ولی متاسفانه نمیتونم اطلاعات واریز رو برای برنامه ارسال کنم میشه راهنمایی کنید..
۱ ماه پیشllllll
در پارت 50........... L
۵ ماه پیشناسا
0سلام عزیزم من درخواست عضویت دادم میشه لطفاً جواب بدین هزینه سکه رو هم واریز کردم
۶ ماه پیش
آستاتیرا عزتیان | نویسنده رمان
سلام وقت بخیر عزیزم پیامتون جواب داده شده لطفا چک کنید.
۶ ماه پیشآتوسا
0من تا پارت ۴۷ رایگان خوندم بعد برام کاری پیش اومد نتونستم ادامه رمان رو بخونم الان اومدم که ادامه ش رو بخونم میبینم سکه ای شده
۱ سال پیش
آستاتیرا عزتیان | نویسنده رمان
اگر از روش سکه ای نتونستید استفاده کنید میتونید درخواست عضویت بدید عزیزم.
۱ سال پیشSarina
0توروخدا فصل دومش هم بزارین🥺❤️ خیلی قشنگههه
۱ سال پیشراز
در پارت 1500قلمت خیلی عالیه کارای خونمو انجام ندادم یه کوپ نشستم خوندنش خیلی قشنگ و آموزشی بود اصلا، آدم از خوندنش حظ میکنه.وقتی میخونیش چیزای زیادی یاد میگیری.
۱ سال پیش
آستاتیرا عزتیان | نویسنده رمان
خوشحالم که دوستش داشتی🥹❤️
۱ سال پیشآرمیتا
در پارت 71اشکمونو دراوردیا
۱ سال پیش
آستاتیرا عزتیان | نویسنده رمان
عزیزم🥺❤️
۱ سال پیشنسترن
در پارت 206واقعا که بعضی از دختر ها خودشونو خیلی بی ارزش میکنن😔
۳ سال پیشزینب
در پارت 201دقیقا به قول کمیل ساده لوح احساستشون به هر آدم بی ارزش میفروشن😏💔
۱ سال پیشژینا
0قلمت بی نهایت زیبا و خفن بود با زندگی روزمره خیلی ها همخونی داشت و اصلا تخیلی و ابکی نبود ولی بعد اون همه بدبختی دوس داشتم به یکیشون برسه
۲ سال پیش
آستاتیرا عزتیان | نویسنده رمان
خوشحالم که دوستش داشتی🥹🌸
۲ سال پیش.
در پارت 490سلام میشه بگید چجوری باید بفهمم به کامنتم جواب دادن من عمه جا سوال کردم ول نمیدونم جوابم دادن یا نه؟
۲ سال پیش
آزاده | ناظر برنامه
عزیزم به بخش زنگوله سر بزنید. اگه کسی بهتون پاسخی داده باشه اونجا مشخصه 💚
۲ سال پیش
آستاتیرا عزتیان | نویسنده رمان
تمامی پیام ها جواب داده شده اگر سوالی دارید دوباره پیام بدید
۲ سال پیشF.pf
در پارت 490پارت ۵۰ به بعد مینویسه صفحه *** مورد نظر پیدا نشد
۲ سال پیش
آستاتیرا عزتیان | نویسنده رمان
اینترنت رو لطفاً چک کنید
۲ سال پیش...
در پارت 11خوبه
۲ سال پیشخوبه
در پارت 250خوبه
۲ سال پیشنیکا
در پارت 420عالی بود
۲ سال پیش

..
در پارت 490رمان کی تموم میشه من کامل بخونم چون آنلاینی تو خماری میمونم