رمان یلدا
نویسنده مرتضی مودب پورداستان درباره ی پسری به اسم سیاوش هستش که عاشق دختر همسایه ی دوستش نیما میشه که با نیما رفاقت صمیمانه ای داره . از طرفی ....
لیست رمانهای منتشر شده توسط نویسنده مرتضی مودب پور
داستان درباره ی پسری به اسم سیاوش هستش که عاشق دختر همسایه ی دوستش نیما میشه که با نیما رفاقت صمیمانه ای داره . از طرفی ....
داستان درباره پسر دانشجویی به اسم بهزاده که عاشق دختری به اسم فرنوش میشود که پسر خاله اش خواستگار اوست اما...
اواخر فروردین بود. یه روز جمعه، تو اتاققم که پنجره ش به باغ وا می شد، رو تختم دراز کشیده بودم و داشتم فکر می کردم، صدای جیک جیک گنجیشکا از خواب بیدارم کرده بود، هفت هشت تا گنجیشک رو شاخه ها با هم...
من ارمین پژوهش ام حدود شش هفت سال پیش همراه پسر خالم بابک ستوده برای ادامه تحصیل به خارج از کشور اومدیم،تواین مدت دوتایی توی یه اپارتمان شیک زندگی میکنیم،از نظر…. پایان خوش
با پسر عموم , تو ماشین من نشسته بودیم و داشتیم تو یه بزرگراه خیلی شلوغ حرکت میکردیم. من رانندگی میکردم و مانی کنارم نشسته بود و تکیه ش رو داده بود به شیشه بغل و همونجور که اروم اروم میرفتیم جلو , با...
« مریم و فریبا و شهره واستادن و منتظرن که مترو بیاد . در ضمن دارن با هم دیگه صحبت می کنن. تو مترو یه عده خانم و آقا هم هستن. البته بیشتر خانما هستن »....
جدیدترین رمانها و داستانهای منتشر شده
سارا از کم محلی های فامیل و خانواده اش خسته و اندوهگین بود . او مانند تمام انسان ها به محبت و دوست داشته شدن نیازمند است ، بیش از همه محبت را حس می کند اما گاهی سردرگم می شود و معنی محبتشان را متوجه...
برای اجاره کردن یه خونه، فقط کافی بود نقش زن و شوهر عاشق رو بازی کنن… مشکل از جایی شروع شد که شغل واقعیشون هم نقش بازی کردن بود. دنیا و آرین، دو دانشجوی کامپیوتر، هر روز پشت چهرهی یک هوش مصنوعی با...
آیوی، دختری از پریان جنگل، در روستای مقدسشون در صلح و آرامش همراه مادرش زندگی میکنه. اما دنیای یکنواختش با برخوردش به یک غریبه زخمی، متزلزل میشه. درحالیکه سربازای سلطنتی در تعقیب اون مرد هستن، تصمیمش...
وقتی عشق، به اجبار گره میخوره... کایلا فقط یه آرزو داشت... اینکه یه روز همسر مردی بشه که بیصدا عاشقش بود. فکر میکرد اگه یه روز اسمش کنار اسم رهاب آویدمهر توی عقدنامه ثبت بشه، کمکم دلش رو هم به...
آیما همان شبی که مُرد، برای اولینبار زنده شد. شبی که مادرش را از دست داد و مردی در جمجمهاش بیدار شد؛ نابغهای مرموز که حالا ذهنش را با او شریک است و هر لحظه مرز میان خود واقعیاش و آن غریبه را...
ماهور دانشجوی مشاوره به پیشنهاد خواهرش برای کار پاره وقت، به عنوان نظافتچی وارد هتلی میشود که به ظاهر ساده اما دردسر و چالش برایش خواهد داشت او خیلی زود با غاشیه، فردی مرموز و خطرناک روبهرو میشود...
از خوندن این رمانها پشیمون نمیشی