رمان جناح چهارم
- نویسنده ربکا یاروز
- مترجم گروه ترجمه ماهین
- 163 پارت
- در حال نگارش
- ناشر انتشارات ماهین
- زبان فارسی
- 18K 👁
- 54 ❤️
- 28 💬
خلاصه رمان :
وایولت سورنگیل بیستساله قرار بود به هنگ کاتبان بپیوندد و زندگیای غرق در آرامش در جوار کتابها و تاریخ داشته باشد. حالا، ژنرال فرمانده، یعنی مادر سرسختش، به وایولت دستور داده تا به صدها شرکت کنندهای بپیوندد که در تلاش برای تبدیل شدن به یکی از نخبگان و افراد برجستهی ناواری هستند، یعنی اژدهاسواران. اما وقتی از همه افراد ریزنقشتر باشی و بدنی رنجور داشته باشی، مرگ فقط به اندازه تار مویی با تو فاصله دارد. حالا تعداد اژدهایان مایل به برقراری پیوند، از تعداد شرکتکنندگان کمتر است، بیشتر داوطلبان به دنبال کشتن وایولت خواهند بود تا شانس بهتری برای پیروزی داشته باشند، و بقیه هم تنها به این خاطر که او دختر آن مادر است، تصمیم به کشتنش خواهند گرفت...
آخرین پارت های ارسال شده
-
رمان جناح چهارم - پارت 163
اطاعت میکنم. با مهارتی عجیب لباسهای رسمی و مزاحم را کنار میزند. لحظاتی بعد هر دو رها از هر قید و بندی هستیم و سمفونی برخورد خنجرهایمان با زمین تنها صدایی است که سکوت اتاق را میشکند. مرا بلند میکند و روی تخت میگذارد. نگاهش آتشین است و من تشنهی سوختن در این آتشم. کنار گوشم زمزمه میکند: «فقط...
بروزرسانی در : ۲۰ ساعت پیش
-
رمان جناح چهارم - پارت 162
«اون موقع من رو میخواستی؟» صدایش پر از صداقت است: «از اولین ثانیهای که دیدمت میخواستمت وایولنس. اگه امروز باهات تند برخورد کردم فقط چون روزِ گندی داشتم.» «درک میکنم. میدونی که دین و من فقط دوستیم درسته؟» «میدونم این حسیه که تو داری... حالا راه بیفت بریم روی زمین سفت.» انگشتانم چرم سردِ لباس...
بروزرسانی در : ۲ روز پیش
-
رمان جناح چهارم - پارت 161
با تردید و ناباوری میپرسد: «واقعاً میدونی؟» معلوم است که قرار نیست کار را برایم آسان کند. در چشمانش خیره میشوم و با قاطعیت میگویم: «تو من رو میخوای. نه فقط برای وقتگذرونی. تو. من. رو. میخوای زایدن رایرسون. شاید غرورت اجازه نده به زبون بیاری ولی با تکتک رفتارهات فریادش میزنی. هر بار که به...
بروزرسانی در : ۳ روز پیش
-
رمان جناح چهارم - پارت 160
مدتهاست که به خاطر اصرارش بر دوری، از حریم خصوصی و آغوشش فاصله گرفتهام، اما حالا که کشتی احساسم لنگر کشیده و به دل دریا زده، دیگر چه دلیلی برای ماندن در ساحل امن وجود دارد؟ مگر نباید تا وقتی هنوز اینجاست، تکتکِ ثانیهها را غنیمت بشمارم؟ اولین قدم لرزان را روی پل سنگی باریک میگذارم و دستانم را...
بروزرسانی در : ۴ روز پیش
سادات.۸۲
20یکی از بهترین رمان هایی که لایق محبوبیت جهانیش بود. من شخصا عاشق زیدن و وایولت هستم. بی صبرانه منتظر جلد دوم و سومشم
۵ ماه پیش𝓜𝓸𝓱𝓪𝓭𝓪𝓼𝓮𝓱
1من به شخصه جلد ۲ رو خوندم و عالی بوده😍
۵ ماه پیشسادات.۸۲
1آخ آخ جلد دو رو منم میخوام البته کتابش رو
۵ ماه پیش𝓜𝓸𝓱𝓪𝓭𝓪𝓼𝓮𝓱
3من کتابش رو دارم این کتاب چاپ شده فقط نشر مجازی چاپ نکرده همین😅
۵ ماه پیشسادات.۸۲
2اره میدونم چاپ شده، نشر خصوصیه گفتن سانسورم نداره😍 اما من پول ندارمممم الان
۵ ماه پیشfati
3اومده شعله اهنین طوفان عقیق
۵ ماه پیشسادات.۸۲
1بدبختی اینه پول چاپ کتاب خودمم هست موندم کدوم و بخرم کدوم و بدم چاپ
۵ ماه پیش
گروه ترجمه ماهین | نویسنده رمان
بیار کتابتو پیش خودمون چاپ کن .
۵ ماه پیشسادات.۸۲
0چاپم می کنید؟ بسیار عالی چطور باهاتون ارتباط بگیرم؟ توی گروه هستید؟
۵ ماه پیشسادات.۸۲
0رمان باید هیجان داشته باشه اتفاقی نیوفته که نمیری جلو بعدی بخونی
۵ ماه پیش𝓜𝓸𝓱𝓪𝓭𝓪𝓼𝓮𝓱
0بله این درسته فقط این آن اتفاق دیگه خیلی برای من به شخصه عجیب بود همین
۵ ماه پیشدرنا
در پارت 11تازه اشتراک گرفتم بخونمش، امیدوارم داستانش جذبم کنه🫣 فقط گاها توی ترجمه به فعل ها دقت نشده و توی ذوق می خوره. اما در کل عالی بود، لذت بردم💗 ممنون از گروه ترجمه ی ماهلین.
۵ ماه پیش...
0من جلد اول و دومش خوندم یکی از بهترین کتاب های که خوندم و به شدت پیشنهادش میکنم
۵ ماه پیشShiva
1من چند ساله رمان خارجی میخونم یکی از قوی ترین رمانایه که تا الان خوندم
۵ ماه پیشSha
0ترجمه شما سانسور داره؟
۵ ماه پیشنامکشوف
2ترجمه ش سانسور داره؟ و اینکه جلد های بعد رو کی ترجمه می کنید؟💕
۵ ماه پیشآرزو
0یکی از بهترین رمان هاست ، همه چیزش پر مفهوم و هیجان انگیزه ، پیشنهاد میشه حتما بخونید :)
۵ ماه پیشزهرا
0سلام الان این جلد اوله ؟
۵ ماه پیشلنا
0اره جلد اوله
۵ ماه پیشZari
در پارت 10محشره این کتاب.از میرا خیلی خوشم می اد شخصیت قوی داره و درکل خفنه
۵ ماه پیشطناز
3خیلی خیلی قشنگیه حتما بخونیدش!
۵ ماه پیشNil
0دوستان مگه جلد۲ چه اتفاقی افتاده که انقدر دوستش دارین؟؟
۵ ماه پیشسادات.۸۲
2نباید داستان رو لو داد، منم نخوندم هنوز ولی میگن خیلی باحال تره
۵ ماه پیشSaniya
3ویولت و زاویر عزیزم...یلحظه تبلیغ کتاب رو دیدم یادم اومد که خدایا چطور میخوام تا جلد بعدی دووم بیارم
۵ ماه پیشNil
در پارت 34ظرافت وایولت منو یاد هیکاپ (اژدهاسواران) انداخت. جوری که همه مطمئنا اون نمیتونه....
۵ ماه پیشآلیا
در پارت 36ولی خواهرش میراا 🦋🦋 کلا ابسسد دخترای فوق قویم، ولی خب ویولت بعدا خودشم خفن میشه (از بعد زیدن)
۵ ماه پیشNil
در پارت 30اره از میرا خوشم اومد... تو همشو خوندی؟ از کجا؟
۵ ماه پیش

...
0جلد دومش. رو ک کی ترجمه می کنید؟ من دنبال جلد دومم