خلاصه رمان :
مهرو ایلخان ظفر از یک قبیلهای که در آن به دلیل وجود نقص مادرزادی همیشه مورد شماتت و کم توجهی قرار گرفته چشم به دنیا گشوده! او دختری است که تنهایی خودش را با کشیدن نقاشی و غرق شدن در بوم رنگها برطرف میکند. از آن طرف او درست در دوران نوزادی، نشان کردهی پسری به نام دیار صمصامفضلی میشود. و همین موضوع به علاوهی نقص مادرزادیاش باعث میشود تا او هیچ خواستگاری نداشته و حتی اکثرا اون را بدشگون بنامند. از آن طرف دیار صمصامفضلی بدون آن که بداند جَدش همچین کاری کرده است تمام عمر خود را در فرنگ سپری کرده و حال به دستور پدرش خسروخان به قبیله برگشته تا علاوه بر به دست گرفتن امور، خودش را برای جانشینی و خان شدن آماده کند. حال یک اتفاق، باعث به جنگل رفتن مهرو برای بازخواست پسری که هیچ از نشان شدنش خبر ندارد میشود و همین باعث اتفاقی میانشان میشود. اما آیا دیار میتواند به دختری که نقص مادرزادی دارد دل ببندد؟ آیا مهرو میتواند به پسری دل بسپارد که تمام دوران کودکی، نوجوانی و جوانیاش را تحت شعاع خطر قرار داده است؟
آخرین پارت های ارسال شده
-
رمان فرد باشکوه - پارت 80
و همانند برق و باد پانزده سال گذشت، همانند نفس کوتاه شوقی که هنوز بوی آغاز میداد. آن شب و روزهای رویایی، حال انگار خاطرهایست که در صندوق چوبی جهاز مهرو جا ماند، میان حریرها و گلدوزیهای زمان. اما نه، هنوز زنده بودند. در نگاه دیار وقتی صبحها مهرو را میدید که با موهای پریشان روی تخت گیج و منگ ن...
بروزرسانی در : ۱۸۳ روز پیش
-
رمان فرد باشکوه - پارت 79
دیار دستمال را از روی سینی چنگ زد؛ انگار باری نمادین را از دل مجلس میچید. زیر لب شببهخیری گفت و پا بر اتاق گذاشت. اتاق نیمهتاریک بود و چراغ نفتی کوچک بالای طاقچه میسوخت. مهرو، با انگشتان لرزان، درگیر بیرون آوردن تور سرش بود؛ رشتههای حریر دور انگشتانش گره خورده که دیار نزدیک شد، آرام و بیصد...
بروزرسانی در : ۱۸۳ روز پیش
-
رمان فرد باشکوه - پارت 78
و مهرو دعا میکرد باد نقلها را درست وسط دل دیار بنشاند! روز عقدکنان، وقتی ملا آمد و دفتر را باز کرد، دستهایش همانند بید میلرزید. صدای ضربان قلبش از صدای نفسها هم بلندتر بود. دیار در اتاق مجاور با تیپ رسمی و مهرو با آن لباس پر گیپور در اتاق دیگر نشسته و ملا خطبه عقد میخواند. نقرهبانو که از ...
بروزرسانی در : ۱۸۳ روز پیش
-
رمان فرد باشکوه - پارت 77
راوی مهرو هیچوقت فکر نمیکرد بتواند اینقدر از شادی پُر شود؛ آنقدر که گاهی حس میکرد اگر یکی بیاید و پهلویش را قلقلک بدهد، همانند بادکنکی که زیاد فوتش کرده باشند، میترکد و تکهتکههای شادیاش در هوا پخش میشود. از وقتی مادرش گفت: «وقتش رسیده جهاز برون کنیم»، دلش همانند گنجشکی که تازه از قفس آ...
بروزرسانی در : ۱۸۳ روز پیش
آخرین اطلاعیهی رمان فرد باشکوه
با سلام خدمت همراهان همیشگی و دوستان علاقمند به رمان فرد باشکوه ****با خبر خوش خدمت شما هستم و اون هم اینه که جلد دوم رمان فرد باشکوه با نام «شِکوهی شُکوه» در حال نوشتن و به محض انجام کارهای مربوطه توسط پشتبانی پلتفرم خوب و محبوب دنیای رمان انتشار خواهد یافت.****منتظر حضور گرم و نگاه مهربان شما هستم ❤️🙏

زهرا رمضانی (هور) | نویسنده رمان
رایگانه ☺️
۳ هفته پیشکلثوم
1مرسی گلم خبرخوبی بودبیصبرانه منتظر جلددومش هستم
۳ هفته پیش
زهرا رمضانی (هور) | نویسنده رمان
❤️😍
۳ هفته پیشMaryam
در پارت 81واقعا چه پدریه 😭🥺واقعا پدری به خوبیه اون ندیدم 🤥 اگه نادر نبود شاید اشرف خانی که خان براش زیاده اصلا موهاشو میبست به اسب و اسب رو دور عمارت میتازوندش😭
۲ ماه پیش
زهرا رمضانی (هور) | نویسنده رمان
هییی😢
۲ ماه پیش....
در پارت 71میگم *** این خان بابا رو ندارین؟
۲ ماه پیش
زهرا رمضانی (هور) | نویسنده رمان
نه 😂
۲ ماه پیشوکیل مدافع مهرو
در پارت 76حاج باباشو بکشم یا زوده؟🧐🫤
۸ ماه پیش
زهرا رمضانی | نویسنده رمان
عاشق اسم انتخابیت شدم....
۸ ماه پیشMaryam
در پارت 71بکش خیال من و راحت کن و این مهرو رو نجات بده . من دارم از حرص این پشت جون میدم .
۲ ماه پیش
زهرا رمضانی (هور) | نویسنده رمان
😂😂
۲ ماه پیشMaryam
در پارت 61از یه طرف دلم میخواد این بابای مهرو رو تیکه تیکه کنم از یه طرفم دارم حرص میخورم که چرا این دیار این بدبخت مهرو رو نرساند. آخه پسر زدی بدبخت و ناکار کردی حالا بدبخت رو نمیرسونی خونه .
۲ ماه پیش
زهرا رمضانی (هور) | نویسنده رمان
واقعا موندم
۲ ماه پیشMaryam
1واقعا رمان عالیه ولی من اگه جای مهرو بدوم جواب باباها رو خیلی قشنگ و واضح میدادم ولی خدایی خیلی دلم میخواد بگیرم این حاج بابا رو بزنم
۲ ماه پیش
زهرا رمضانی (هور) | نویسنده رمان
اون زمان متاسفانه دخترا اینقدر زبون نداشتن
۲ ماه پیشآنههه
در پارت 76تا اینجا که خوب بود...این اولین کاریه که ازتون می خونم، امیدوارم که در ادامه هم جذبم کنه...موفق باشین✨️💕
۸ ماه پیش
زهرا رمضانی | نویسنده رمان
ممنونم عزیزم امیدوارم تا آخرش همراهم باشی
۸ ماه پیشرستا
در پارت 73پیشنهاد میکنم کارهای دیگه زهرا بانو رو حتما بخونید،که اگر نخونید ،پشیمون میشید،چند تا رمان عالی ازدست دادید
۸ ماه پیشآنههه
در پارت 73مرسی از پیشنهادت ناز من...حتما سر فرصت که کارام کمتر شد، میرم دنبالش...فعلا درگیر جغد انبار و رفاقت ممنوع و گیان یعنی جان و فرد با شکوهم😂😂
۸ ماه پیش
زهرا رمضانی | نویسنده رمان
سرت شلوغه واقعا 😂
۸ ماه پیشآنههه
در پارت 71واقعا شلوغه ولی حتما رمان های دیگه ت رو میخونم زهرا جان...یه دوست هم دارم که اسم و فامیلیش مثل شما زهرا رمضانیه😂😂😂خیلی بور و چشم عسلی(عسلی خیلی روشن)هم هست😂😂حالا از لحاظ شباهت نمیدونم چطوری هستین!
۸ ماه پیش
زهرا رمضانی | نویسنده رمان
خوشحال میشم عزیزم... نه من من کاملا برعکسم 🙂
۸ ماه پیشMaryam
در پارت 71منم که کلی رمان نشون کردم و هیچ کدوم رو تاحالا نخوندم ولی این رو بخونم میرم بعدی .. به نظرمن طلوع دوباره هم بخون خیلی قشنگه .
۲ ماه پیش
زهرا رمضانی | نویسنده رمان
❤️
۸ ماه پیشMaryam
در پارت 800فوق العاده بود عاشق شخصیت دیار شدم♡♡
۳ ماه پیش
زهرا رمضانی (هور) | نویسنده رمان
عزیزی شکررر که لذت بردی
۳ ماه پیش❤️دویار
در پارت 800واقعا قلمت مانا زهرا جان از خوندنش لذت بردم 💋
۳ ماه پیش
زهرا رمضانی (هور) | نویسنده رمان
خیلی خوشحالم که لذت بردی ممنون بابت نظرت❤️
۳ ماه پیشAila
0انقدرر رمانتت ناز قشنگ گوگولی تودل برو بودد برای بار دوم خواستم بخونمش که.. تو بستی
۴ ماه پیش
زهرا رمضانی (هور) | نویسنده رمان
ای جانم عزیزم... دیگه قرار از اول همین بود زیبا رو ☺️
۴ ماه پیشاشرف
در پارت 801خدا قوت عزیزم زیبا بودلذت بردم ممنونم از نویسنده عزیزقلمت مانا
۴ ماه پیش
زهرا رمضانی (هور) | نویسنده رمان
فدات عزیزم خداروشکر
۴ ماه پیشزهرا
در پارت 800موضوع رمان خوب بود، اوایل رمان قشنگتر بود، با کمال احترام به نویسنده محترم علی رغم خوبی هایی که داشت ولی بیش از حد ادبی بود، شاید به جای رمان بهتره بهش بگی یه متن ادبی طولانی، به نظرم استعداد خیلی خوبی تو تشبیه و استعاره دارین امااااا رمان باید ساده و سلیس باشه.هیچ دو خطی نبود که ساده تعریف شده باشه
۵ ماه پیش
زهرا رمضانی (هور) | نویسنده رمان
سلام عزیزم ممنون که خوندی... سبک نوشتاری بنده به صورت ادبی هستش، حالا بستگی به نوع ژانر مقدارش فرق می کنه یه جا آرایه ها کمتره یا به جا بیشتر که البته باعث زدگی متن نمیشه بلکه باعث درک بیشتر متن میشه
۵ ماه پیشاشرف
0سلام عزیزم لطف کنید این رمان فرد باشکوه رو تخفیف بزارید ممنون
۵ ماه پیش
زهرا رمضانی (هور) | نویسنده رمان
سلام انشالله هفته آینده 😊
۵ ماه پیشسحر
در پارت 800عالی و زیبابود🍀🍀⚘
۵ ماه پیش
زهرا رمضانی (هور) | نویسنده رمان
نوش چشمات عزیزم ❤️
۵ ماه پیش

تمنا
1چ عالی.امیدوارم رایگان باشه مث قبلی لطفاا