دوست داشتی؟
رمان عاشقانه و تاریخی, رمان سایه درخت سیب, نویسنده آرزو رضایی انارستانی

رمان سایه‌ی درخت سیب

  • 22.2K 👁
  • 87 ❤️
  • 43 💬

دوشیزه امیر اختیار سه دفتر خاطرات به شهربانی می‌برد و به دست نایب اردشیر جهانبخش می‌رساند. دفترها، خاطرات عاشقانه‌ی دختری به نام مهدخت است که در زمان مشروطه زندگی می‌کند. حالا اردشیر باید گره‌ی زندگی مهدخت را باز کند در حالی که دلش برای دوشیزه‌ی زیبا، لرزیده است.

بیشتر...
میتونی این رمان رو با دریافت سکه از طریق دیدن تبلیغ، رایگان بخونی!!
دریافت سکه
هنوز عضو رمان نشدی؟

برای اینکه بتونی این رمان رو بخونی باید عضو رمان بشی. پس همین الان روی دکمه زیر ضربه بزن تا درخواستت ارسال بشه.

کد عضویت داری؟

کد و وارد کن

122
دیروز

121
۳ روز پیش

120
۵ روز پیش

119
۸ روز پیش

2
۲۹۶ روز پیش

1
۲۹۶ روز پیش

نظر خود را ارسال کنید

توجه کنید : نظر شما نمیتواند کمتر از 10 کاراکتر باشد.
برای اینکه بتونیم بهتر متوجه نظرتون بشیم، لطفا به این سوالات پاسخ بدید:

  • کدام بخش از رمان رو بیشتر دوست داشتید؟
  • کدام شخصیت رو بیشتر دوست داشتید و چرا؟
  • به بقیه خواننده‌ها چه پیشنهادی می‌کنید؟

به عنوان یک رمان خوان حرفه‌ای با پاسخ به این سوالات، به ما و سایر خوانندگان کمک می‌کنید تا دیدگاه کامل‌تری از رمان داشته باشیم.

آخرین نظرات ارسال شده
  • م.ر

    0

    چقدر دلم برای معصومه سوخت🤧

    ۴ هفته پیش
  • م.ر

    در پارت 1040

    چه قلمی عالی🤗❤️

    ۱ ماه پیش
  • Marzi

    در پارت 970

    احسنت بر قلمت زیباتون آرزو جان

    ۲ ماه پیش
  • شیوا

    1

    خانم رضایی تواین فاصله رفتم رمان طلایی تر.... روهم خوندم مسلسل وار عالی بود دستتون طلا. بیصبرانه منتظرقسمتهای جدیددرخت سیب میشینم. ممنون

    ۲ ماه پیش
  • م.ر

    0

    رمان های،خانم رضایی بی نظیرند😊😊

    ۳ ماه پیش
  • شیوا

    0

    سلام نویسنده عزیز. میخواستم تشکر کنم بابت رمان قشنگت. انقدر دوست دارمش که مثل یه فیلم دارم میبینمش نه حتی بهتر انگار کنارشونم.

    ۳ ماه پیش
  • شیوا

    0

    نویسنده عزیز چرا پارتها رو به موقع نمیذارید چرااینقدر مارو چشم انتظار میذارید مگه ماچه گناهی کردیم😂😂

    ۴ ماه پیش
  • سحر

    در پارت 720

    آخی چقدر دوسش داره

    ۴ ماه پیش
  • سحر

    در پارت 680

    ممنون بابت پارت طولانی خیلی لذت بخش بود نویسنده عزیز🙏🙏🙏🙏

    ۵ ماه پیش
  • شیوا

    0

    خیلی زیباست منم مثل اردشیر بی صبرانه منتظر باقی داستانم.

    ۵ ماه پیش
  • م.ر

    در پارت 470

    چقدر تلخ😢😢

    ۶ ماه پیش
  • میترا

    در پارت 470

    قلبم به درد آمد منم همراه مهدخت درد کشیدم واگر می توانستم کاری می کردم قبل از رسیدن این زنها به همراه بی فایده و شاهرخ به باراجین برگردند

    ۶ ماه پیش
  • میترا

    0

    سلام مشکلی پیش اومده که دیگه پارتی گذاشته نشده ؟؟؟؟

    ۷ ماه پیش
  • شیوا

    0

    بابا چی شد پس ادامه داستان؟

    ۷ ماه پیش
  • سحر

    در پارت 410

    نصف بیشتر پارت تکراری بود

    ۷ ماه پیش
نحوه جستجو :

جهت پیدا کردن رمان مورد نظر خود کافیه که قسمتی از نام رمان ، نام نویسنده و یا کلمه ای که در خلاصه رمان به خاطر دارید را وارد کنید و روی دکمه جستجو ضربه بزنید.