تو برای رهایی خود کبریتی نیم‌سوز در جنگل انداختی؛ فارغ از اینکه حریقی ویرانگر به جان درختزارِ سبز افتاد!
تو با خودخواهی قلب عاشقی را شکستی؛ فارغ از اینکه دیوی ددمنش در جامعه رها شد!
تو به نیت نجات به سوی آغوش دیگری دویدی؛ فارغ از اینکه سرتاسر راهت چاه مرگ بود و تو محکوم به سقوط!
سالها پیش زنی از جنس تو، عشق پاکی را نادیده گرفت و حمید نیازی را محکوم به جنونی ابدی کرد!
سالها پیش زنی از جنس تو، برای اسکانس‌های سبز معشوقه‌ی دیگری شد و مرد سودازده‌ای را تبدیل به مجنون کرد!
سالها پیش زنی از جنس تو، مردی را کُشت و مرد هم تن به تن، زنان را به نیت بازستاندن حقش به خون کشید!
آری زنی از جنس تو؛ زنی از جنس تو مردی را به جانِ همجنس تو انداخت؛
و شاید؛ جانِ بعدی خودِ تو باشی...!


152
21,180 تعداد بازدید
137 تعداد نظر
20 تعداد پارت

میخوای سهمی داشته باشی؟

سلام عزیزم. من ملیکا کمانی نویسنده این رمان هستم. رمان رو رایگان کردم و به جای پرداخت حق عضویت، خواستم هر کدومتون در توانتون هست از 1000 تومان تا هر مبلغی که میتونید به حساب محک واریز کنید. با پرداخت آنلاین از طريق تمامى كارت‌هاى عضو شتاب، سهمی در تامین هزینه دارو و درمان کودکان مبتلا به سرطان داشته باشید و قهرمان‌های كوچك محک را تا رسیدن به سلامتی همراهی کنید.

20
۳۵ روز پیش

19
۳۵ روز پیش

18
۳۵ روز پیش

17
۳۵ روز پیش

2
۵۴ روز پیش

1
۵۴ روز پیش

نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • رقیه

    ۲۲ ساله 00

    جدی جدای از ادامه ی داستان امیدوارم حال نویسنده خوب باشه از ته ذل

    ۵ ساعت پیش
  • دلنیا

    10

    از آخرین پارت ۲۷ روز میگذره پس چی شد؟

    ۱ هفته پیش
  • ...

    10

    نویسنده جان چرا پارت گذاری متوقف شده؟

    ۳ هفته پیش
  • مریم گلی

    در پارت 2010

    الان دو هفته ست که رمان پارت گذاری نمیشه

    ۴ هفته پیش
  • شیدا

    20

    نویسنده حالت خوبه؟

    ۴ هفته پیش
  • سیما

    ۳۳ ساله 10

    خیلی رمان جالبی هست ملیکا خانم مرسی

    ۴ هفته پیش
  • مریم گلی

    در پارت 2010

    این هفته پارت نداشتیم نویسنده جان ؟

    ۱ ماه پیش
  • مریم گلی

    در پارت 2010

    من فکر میکنم کمبود محبت از طرف پدر وهمچنین ناامید شدن از علاقه کیارزم باعث شده به آرش رو بیاره واونم چقدر داره نقششو خوب بازی میکنه ،خدا کنه اتفاقی از طرف آرش برای تپش نیافته ،ممنونم نویسنده جان

    ۱ ماه پیش
  • لیلا

    در پارت 1900

    لازمه که بازم بگم رمان جالبیه😍

    ۱ ماه پیش
  • لونا

    00

    بابای تپش مرده؟شایدم باباش ترکش کرده😐😔 واضح شده ولی من نمیفهمم😂😐 مرسی عالیههههه

    ۱ ماه پیش
  • ستاره

    ۲۰ ساله در پارت 2010

    علیکم سلام،خوبید،ممنون پارت خوبی بودکم کم داره جالب میشه ویه چیزایی روشن میشه آرش چقدرمرموزه فک نمیکردم تپش اینقددساده باشه 😇

    ۱ ماه پیش
  • شیدا

    در پارت 2000

    تپش کمبود توجه داشتع و اخر رمان گفت یکی ترکش کرده خیلی چیزا تو بجگی اثرش تا بزرگی میمونه یک خلاء بزرگ درست میکنه و تپش با ارش جای محبت هایی ک پدر یا مادرش باید میکردنو پر میکنه این نظر منه البته

    ۱ ماه پیش
  • سیما

    00

    تپش پس یکی از اعضای خانوادش ول کرده رفته :)

    ۱ ماه پیش
  • ساره

    00

    شاید به دلماه هم آفامین به خوردش میدن و توهم میزنه و شاید بچه ای میخاسته یا سقط کرده ک توهم اونو میزنه

    ۱ ماه پیش
  • دلنیا

    در پارت 2010

    سلام علیکم 😁رمانت داره جالب میشه امیدوارم همیشه بدرخشی ملیکا خانم ♥️

    ۱ ماه پیش
  • نرگس

    در پارت 110

    به نظرم هیجان انگیزه

    ۱ ماه پیش
  • ملیکا کمانی | نویسنده رمان

    قربون خودت و نظرت عروسک😍

    ۱ ماه پیش
نحوه جستجو :

جهت پیدا کردن رمان مورد نظر خود کافیه که قسمتی از نام رمان ، نام نویسنده و یا کلمه ای که در خلاصه رمان به خاطر دارید را وارد کنید و روی دکمه جستجو ضربه بزنید.