پارت ده :
ادوارد با قدمهای سنگین به طرفم آمد. سرش را کمی بالا گفت و با لذت از این موفقیتش به من نگاه کرد.
بوی تند قیر آفتاب خورده کف عرشه با عرق تنها و نم دریا داشت حالم را بهم میزد.
- چند روزی مهمان من و مردانم خواهی بود.
نوک ا ...
در حال بارگذاری ادامهی پارت هستیم. مشاهده ادامهی پارت به خاطر طولانی بودن ممکن است کمی زمان ببرد.
لطفا کمی صبر کنید ...
با تشکر از صبر و شکیبایی شما
لطفا صبر کنید...

افسون
0دمت گرم دختر عالی بودی