رمان اسلحه ی خودکشی
نویسنده مبینا حاج سعیدهمه چیز از طلسم خلافکاریِ به جنون رسیده، شروع میشود که همانند سایه یکی از پلیسهای سازمان را دنبال میکند؛ طلسمی که ریشه در گذشته دارد و باعث شده سرگرد از تمام دوستان و اطرافیانش فاصله بگیرد چون از...
لیست رمانهای منتشر شده توسط نویسنده مبینا حاج سعید
همه چیز از طلسم خلافکاریِ به جنون رسیده، شروع میشود که همانند سایه یکی از پلیسهای سازمان را دنبال میکند؛ طلسمی که ریشه در گذشته دارد و باعث شده سرگرد از تمام دوستان و اطرافیانش فاصله بگیرد چون از...
سرگرد ماهر سازمان نیروی انتظامی، با یک تصادف غیر عمد میمیرد؛ البته این چیزیست که بقیه از آن خبر دارند، در حالی که مسئله پیچیدهتر است! سرگرد مُردهی دیروز، تبدیل به رئیس باند امروز شده است که هدفی...
زمانی که ریسمان سیاه و سفید فرقهی انتقام به دور بدلکاران گروه ایاس (Eastern Star) میپیچد، رازهای زیادی برملا میشود؛ اولین رازی که شفاف میشود، وجود برادر کوچک ساتیِ علوی در فرقهی انتقام است!...
این روز ها، زندگی همهی ما با پول سر و کار دارد. یکی خوب ازش استفاده میکند و دیگری، نه! داستان ما، داستان سرنوشت دو شخص است که هر کدام، به نحوی تقدیر آن ها را بازیچهی پول کرده. هردوی آنها تلاش...
دختری که نخواست اما مجبور شد؛ مجبور به کار کردن در سازمانی مخوف و غیر قانونی! سازمانی که ماموریت های نامعقول و خطرناک به همراه دارد. سازمانی که عجیب بود؛ به اندازهی نامش، کایانْ کابوس! دختری که...
سرگرد ماهر سازمان نیروی انتظامی، با یک تصادف غیر عمد میمیرد؛ البته این چیزیست که بقیه از آن خبر دارند، در حالی که مسئله پیچیدهتر است! سرگرد مُردهی دیروز، تبدیل به رئیس باند امروز شده است که هدفی...
جدیدترین رمانها و داستانهای منتشر شده
یادمه دبستانی بودیم زنگ های تفریحی نماینده کلاس روی تابلو می نوشت خوب ها و بد ها اگر شلوغی می کردیم و به حرفش گوش نمی دادیم اسممون در لیست بد ها می رفت و اگر ساکت بودیم خوب خوانده می شدیم همه دست به...
گاهی یک اتفاق طوفانی ، چنان زندگیتو زیر و رو میکنه که تا مدت ها مات و مبهوت این بازی عجیب و غریب دنیا تو بُهت و تعجب ، ساعت ها به یک نقطه خیره میشی و توان حرف زدنم پیدا نمیکنی . این اتفاق تو زندگی...
ستاره از آن آدمهایی بود که زندگیاش را از پشت قاب یک پنجره میدید؛ پنجرهای که رو به عمارت قدیمی و متروکهای باز میشد که سالها بود کسی جرأت نزدیک شدن به آن را نداشت. اما وقتی پروژه بازسازی عمارت...
چشمهایم را باز کردم پرتو نورخورشید از میان پرده عبور کرده و نورش روی گل های قالی اتاقم افتاده بود. امروز قرار بود از پست چیزی برایم برسد؛ چیزی که چند روزی بود ذهنم را مشغول کرده بود. از رختخواب...
در اوایل قرن گذشته، زندگی زنی جوان با خیانت همسرش و رابطهی پنهانی او با خدمتکار خانه، به فاجعهای جبرانناپذیر ختم میشود. زن که توان تحمل این زخم را ندارد، در اوج خشم، عمارت را به آتش میکشد و هر...
دو سال قبل، ذهنش همه چیز را فراموش کرد اما قلبش نه... الناز دو سال است با گذشتهای زندگی میکند که هیچ تصویری از آن در ذهنش باقی نمانده. دو سال است میان سؤالهایی بیجواب، رازهایی ناگفته و آدمهایی...
از خوندن این رمانها پشیمون نمیشی
جهت پیدا کردن رمان مورد نظر خود کافیه که قسمتی از نام رمان ، نام نویسنده و یا کلمه ای که در خلاصه رمان به خاطر دارید را وارد کنید و روی دکمه جستجو ضربه بزنید.