خلاصه رمان طنز ویانا نیوز
یه مجله خبری معتبر داریم، یه دختر خبرنگار با بابای پر نفوذ که سر به هواست و یه پسر معمولی، از قشر ضعیف جامعه! ویانا توی این دفتر به عنوان خبرنگار شروع به کار می کنه و خرابکاریایی به بار میاره و به خاطر نفوذ باباش اونجا موندگار میشه... این وسط این آویز هست که از دستش کم مونده سر به بیابون بذاره! حالا همه چی از ورود شخصیت های جدید شروع میشه... دو خبرنگاری که قراره دردسر بزرگی ایجاد کنن.
قسمتی از متن رمان ویانا نیوز
....
0پلیسه و خودش زن داره
۳ هفته پیشتارا
1عالی بود عاشق شخصیت هاش شدم.
۳ ماه پیشMahtab
1عااااالللللیییی بووووود فوق العاده جذاااااب
۳ ماه پیشثنا
1این نظر ممکن است داستان رمان را لو داده باشد
ملیکا
1خیلی خیلی قشنگ بود عالی بود بعد مدت ها یه رمان جذاب خوندم خیلی ممنون از نویسنده حتما فصل بعدیو شروع میکنم عالیه ادامه بده
۴ ماه پیش
آمنه آبدار (الهه) | نویسنده رمان
خوشحالم خوشت اومده عزیزم🤍
۴ ماه پیشسحر
1خیلی خوب بود دست نویسندش درد نکنه ..قسمت بعدیشو پیدا نکردم ممنون میشم درمورده سیاهی لشکر بهم بگید
۵ ماه پیش
آمنه آبدار (الهه) | نویسنده رمان
مرسی عزیزم❤️قسمت رمانهای آنلاین، سیاهی لشکر رو سرچ کنید.
۵ ماه پیشسما
1فصل دوم رمان از کجا بخونم
۵ ماه پیش
آمنه آبدار (الهه) | نویسنده رمان
بخش آنلاین، سیاهی لشکر عزیزم
۵ ماه پیشیاسی
0اگه پدر ویانا زنش رو دوست نداشت چطور ازش بچه دار شده اونم دوتا؟واینکه اصلا مشخص نشد سر *** وعقد ویانا چرا پدرش هی با تلفن صحبت میکرد
۶ ماه پیش
آمنه آبدار (الهه) | نویسنده رمان
قدیما همه که عاشق و معشوق ازدواج نمیکردن. دلیلش هم توی رمان سیاهی لشکر مشخص شده عزیزم. پدر ویانا خیانت کرد و در نهایت واران و ویانا طلاق مامانشون رو میگیرن تا ارامش داشته باشه.
۶ ماه پیشBaran
2خیلی باهاش خندیدم وذوق کردم درعین حال اینکه رمان بود اما یسری درسها ونکته های ظریفی داشت خیلی خیلی قلم زیباو پرنشاطی داربد وخیلی لذت بردم فقط قسمت باباش یکم بد مشکوک بود ودوست داستم بفهمم چرا باگوشیش حرف میزنه کلافه اس🫠درمجموع خیلی زیبا ودویتداستنی بود ممنونن از نویسنده بابت قلم زیباشون 🥰
۶ ماه پیش
آمنه آبدار (الهه) | نویسنده رمان
مرسیی عزیزم، امیدوارم همیشه خنده رو لبات باشه🤍توی رمان سیاهی لشکر مشخص شده.
۶ ماه پیشAli
0این نظر ممکن است داستان رمان را لو داده باشد
فرشته
1عالی بود ، خیلی باهاش خندیدم ویه جاهاییش هم گریه کردم ، از نویسنده خیلی ممنونم که با طنزخیلی زیبا همه مشکلات جامعه و خانواده وطرز فکر همه ما آدما رو بهمون نشون میده و میگه که بدون غرور و خود خواهی و با پشت وپناه همدیگه بودن میشه با هم بود
۶ ماه پیش
آمنه آبدار (الهه) | نویسنده رمان
عزیز دلم🥹🤍خوشحالم که از خوندن رمان لذت بردین و خوشتون اومده🤍
۶ ماه پیشآیگل
2با اینکه لحظه های طنز داشت اما آبکی و بیخود نبود شکرخدا. تشکر از نویسنده ی عزیز ی دانیال بامزه تو هر فامیلی لازمه. کاش متوجه می شدیدم بابای ویانا مصطفی خان چرا همیشه سرش تو گوشی بود تو لحظه های حساس زندگی دخترش. می شد یکم به این موضوع رنگ داد.
۷ ماه پیش
آمنه آبدار (الهه) | نویسنده رمان
توی رمان سیاهی لشکر معلوم میشه عزیزم
۶ ماه پیشNil
2رمان رو برای دومین باره که میخونم و واقعا رمان طنز،آموزنده و غیر قابل پیشبینی ای بود،طنز های رمان به صورت ماهرانه ای انجام شده بود و رمان رو مسخره نمیکرد و برعکس خیلی مشتاق تر میکرد و قسمت های آموزنده هم خیلی عالی بود،پیشنهاد میکنم حتماااا بخونیدش
۶ ماه پیشX خانم
3یکی از رمانایی که پر درس زندگیه.. خوندنش باعث نمیشه حوصله ات سربره هر لحظه مشتاق تر میشی و بیشتر عاشقش میشی؛
۷ ماه پیشمعصومه
2خیلی خنده دار و قشنگ بود ممنون نویسنده عالیه عالی
۷ ماه پیش

Arshida
0من هنوز تا آخر نخوندم میشه لطفا بگید فریاد چی شد و چرا با فریاد ازدواج نکرد