لیست کلیه پارتهای رمان رنسانس هفده سالگی : پارت های 1 تا 5
تعداد کل پارت های منتشر شده : 5
-
رمان رنسانس هفده سالگی - پارت 1
'شادی' دود سفید رنگی تو فضا پخش شده بود. تو پسزمینهی آهنگی که پخش میشد، صدای ماشینا و همهمهی جمعیت شنیده میشد. هوا تاریک بود اما امشب پیست علاوهبر لامپهایی که نورانیش میکردن، پر از شعلههای آتیشی بود که به مناسبت چهارشنبهسوری روشنشون کرده بودن. کنار آیدا وایستاده بودم و داشتم راجب مسابقه ...
بروزرسانی در : ۲ روز پیش
-
رمان رنسانس هفده سالگی - پارت 2
پامو رو پدال گاز فشار دادم و توجهمو به جاده روبهروم دادم. مسیر سر راست خیلی زود تموم شد و به سمت چپ چرخیدیم و از پیچ رد شدیم. مسیری که ازش میگذشتیم مسیر خیلی راحتی نبود اما من بارها و بارها این مسیر رو گذرونده بودم و پیچ و خمشو خیلی بهتر از رقیبم تو مسابقه میدونستم. یک، هیچ به نفع من. توقع دا...
بروزرسانی در : ۲ روز پیش
-
رمان رنسانس هفده سالگی - پارت 3
'ملودی' با قلم مخصوص و دقت زیادی داشتم رو چهره مجسمهی روبهروم کار میکردم و همزمان با آهنگی که از موبایلم پخش میشد، سرمو تکون میدادم و زیرلب میخوندمش. اول صدای در و بعد صدای عرشیا توی کارگاه اومد. سرمو بلند کردم و به اون که مثل هر دفعه که میومد اینجا، با دقت و شیفتگی به مجسمههایی که دو طرف ک...
بروزرسانی در : ۲ روز پیش
-
رمان رنسانس هفده سالگی - پارت 4
'شادی' آسمون بالای سرم پر از ترقههای فشفشهای شده بود. صدای موزیک بیرون از ویلا هم میومد اما وقتی وارد حیاط شدم، صدا چندبرابر شد. حیاط پر از جمعیت بود و هر گوشهش رو نگاه میکردی کسی رو میدیدی. از مسیر سنگفرش شده رد شدم و بعد از دیدن آتش که کنار استخر وایستاده بود راهمو به اون طرف کج کردم. طبق...
بروزرسانی در : ۲ روز پیش
-
رمان رنسانس هفده سالگی - پارت 5
از روی زمین یه تیکه چوب که کنار آتیش افتاده بود برداشتم و پرت کردم سمت آتش؛ اما عوضی جاخالی داد و چوب بهش نخورد. من درگیر زدن اشکان بودم که صدای بلند بهار اومد و باعث شد متوقف بشم. داشت با یکی تصویری صحبت میکرد. - عمو جون چطوری؟ چهارشنبهسوری بدون ما خوش میگذره؟ صدای بیتفاوت نیما از اون طرف خط...
بروزرسانی در : ۲ روز پیش
- 1
